# داستان شگفت‌انگیز بازگشت خواننده سابق جاز از مسیحیت

- Language: fa
- Published: 2026-08-26
- Canonical: https://blog.towardseternity.com/fa/blog/former-jazz-singers-amazing-revert-story-from-christianity-at-mrfontain
- Source video: https://www.youtube.com/watch?v=rPwtX0iokuI
- Channel: Towards Eternity

This is the cleaned transcript of the source video. The speech is unaltered.

---

زندگیت از نظر اعتقادی چطور بود؟ چی باعث شد اعتقاداتو زیر سوال ببری؟ منی که 7 سالم بود پیش خودم گفتم چی شد؟ انگار لامپی توی سرم روشن شد و فهمیدم که به این دین باور ندارم من مسلمان شم؟ هرگز مسلمان نمی‌شم این حرفا چیه؟ آمریکا و دیگر کشورها به عراق و افغانستان می‌رفتن یادمه این چیزا رو تو اخبار می‌دیدم آره بریم مسلمانها رو دستگیر کنیم حتی یه جورایی تشویقشون هم می‌کردم چون به درستی اسلام رو نمی‌شناختم و حتی آموزه‌های حقیقی رو یاد نگرفته بودم ممنونم از این که به ما ملحق شدی برادر جان انشالله می‌خوام با هم مصاحبه‌ای داشته باشیم بذارین اینطور شروع کنیم که جان فانتین کیه و لطفاً یه مقدار هم از زندگیتون تعریف کنین حتماً اسم من جان فانتینه سال 2008 مسلمان شدم قبل از مسلمون شدن خواننده ی جاز بودم علاوه بر اون تو آفریقا روی الماس مطالعه و تحقیق می‌کردم و اهل منچسترم، همون شهر معروف خونواده ام از چند نژاد بودن مدرسه رفتم، بعدم که دانشگاه بعدم وارد دنیای کار و خوانندگی شدم زندگیت از نظر اعتقادی چطور بود؟ به چی اعتقاد داشتی؟ من تو یه خونواده‌ی مسیحی به دنیا اومدم و بزرگ شدم برای همین از سنین خیلی کم کلیسا می‌رفتم کلیساهای مختلفی هم می‌رفتم حتی به کلیسای انجیلی هم می‌رفتم که در واقع یه دین بسیار متفاوت با مذهب کلیسای پروتستان انگلستانه و چون به موسیقی علاقه داشتم عضو گروه موسیقی کلیسا شدم اونجا یوکلله بانجو و ترومپت می‌زدم یعنی از سنین خیلی پایین اهل موسیقی بودم تو‌ی سنین نوجوونیم به خوانندگی علاقه مند شدم و از سن 14 سالگی شروع کردم به خوندن و وقتی حدود 16 - 17 سالم شد خوانندگی رو به صورت حرفه ای شروع کردم توی کلوپهای جاز و کشتی های کروز و بازیهای فوتبال منچستر یونایتد، توی جاهای مختلف می‌خوندم برام جالب بود، منظورم دوره جاهلیتمه، یعنی قبل از اینکه مسلمان بشم حس می‌کردم توی نقطه‌ی اوجی از صنعت موسیقی که می‌تونم باشم، هستم خب البته قرار نبود خواننده‌ی شماره یک دنیا باشم چون اون چهره ی مقبول و خوشگل خواننده های جاز رو نداشتم و وقتی تو بعضی از این کلوپها می‌خوندم با خودم فکر می‌کردم خب خوندم انگار به هدفم رسیده بودم و حس پوچی می‌کردم می‌دونین وقتی کاری رو انجام میدی حسابی برای یه کاری تلاش کردی تا توی یه زمینه‌ی به خصوص موفق بشی و بعد یهو می‌بینی توی اوجی هستی که می‌تونی باشی خب بعدش چی؟ قراره کل زندگیم همین کار رو ادامه بدم؟ این منو راضی نمی‌کنه برای همین در کنارش دنبال بیزینس هم رفتم شروع کردم به مطالعه روی الماس اونجا بود که روزگار من رو سمت آفریقا و مسائل مختلف کشوند چی باعث شد اعتقادات رو زیر سوال ببری؟ یه حادثه بود؟ یه تفکر بود؟ کی این اتفاق افتاد؟ سوال جالبی پرسیدین از زمان بچگی وقتی حدوداً هفت سالم بود یادمه به مدرسه ی ساندی تو کلیسا می‌رفتم باید شعری در مورد خدا می‌نوشتیم اسم شعرم این بود، مسیح و خدا این قسمت همخونیش بود مثل رپه و من یک بخشایش رو می‌خوندم هنوزم شعرش یادمه البته نمی‌خوام الان بخونمش کشیش رو هم یادمه یه جوونی بود که کاغذ رو گرفت و یه سری از کلمات رو تغییر داد شعر من اولش، "مسیح و خدا" بود ولی کشیش تغییرش داد به "مسیح خداست" و منی که هفت سالم بود پیش خودم گفتم چی شد؟ انگار چراغی تو سرم روشن شد و فهمیدم من به این دین باور ندارم باور ندارم که مسیح همون خدا باشه توی ذهنم مسیح در واقع یک انسانه که پیامبر خداست امکان نداشت قبول کنم که مسیح همون خداس این در واقع همون اولین لحظه ای بود که از خودم پرسیدم دین واقعی کدومه؟ چون من به خدا باور داشتم و تصورم از خدا همون تصوریه که امروز ازش دارم نمی‌تونیم خدا رو تصور کنیم، اون یگانه‌ست و چیزی ماورای درک ما انسانهاست اما اصلاً هم نمی‌تونستم قبول کنم که مسیح همون خداست و این برام عجیب بود، از همون بچگی می‌دونستم که چه خبره تموم خونواده ام، دوستام، و جامعه همه پیرو همین دینن که با عقل جور در نمیاد و خیلی تاثیر گذار بود اولین باری که در مورد اسلام شنیدی کی بود؟ اولین باری که در مورد اسلام شنیدم و بهش به عنوان یه دین فکر کردم یازده سپتامبر بود یادمه مدرسه می‌رفتم و سر کلاس کار با چوب بودم باید یک اسب چوبی می‌ساختم تا مدرک آموزش متوسطه ام رو می‌گرفتم سر و صدای زیادی شد معلممون داشت حادثه‌ی یازده سپتامبر رو توی لپتابش میدید و همه‌مون شوکه شده بودیم یکی با هواپیما زد وسط برج های مرکز تجارت جهانی و فقط اینو می‌شنیدم که مسلمونا، مسلمونا، مسلمونان از اونجا رفتم خونه و اخبار رو دیدم یادمه وقتی آمریکا و بقیه‌ی کشورها می‌خواستن برن به عراق و افغانستان یادمه این اتفاقات رو تو اخبار می‌دیدم و می‌گفتم، آره بریم مسلمونا رو بگیریم حتی یه جورایی تشویقشون هم می‌کردم بدون اینکه چیزی از اسلام بدونم فقط همینقدر می‌دونستم که اسلام به دین تروریستیه این مردم خود شیطانن و این مقدمه ی آشنایی من بود چطور شد که به اسلام علاقه مند شدی؟ اولش توی اینترنت راجعبه اسلام تحقیق کردم تازه یوتیوب اومده بود و از طریق یوتیوب یه سری ویدیوها رو تماشا میکردم و توی سن 18 سالگی هم به سنگال در غرب آفریقا سفر کرده بودم برای اونایی که نمی‌دونن باید بگم که سنگال یه کشور مسلمونه وقتی تو سنگال بودم اولش خیلی از مسلمونها می‌ترسیدم به خاطر 11 سپتامبر تصورات اشتباه زیادی از مسلمونها داشتم در واقع سفر به سنگال ذهن من رو باز کرد اول فهمیدم که مسلمانهای آفریقایی هم وجود دارن تا اون موقع مسلمون آفریقایی ندیده بودم واقعاً علاقه مند شده بودم بدونم اسلام چطور تا اینجا اومده و وقتی به سنگال رفتم اولین باری بود که صدای اذان رو می‌شنیدم برام جذاب بود واقعاٌ خوشحال بودم که صدای دعوت به نماز رو می‌شنیدم می‌خواستم درکش کنم می‌خواستم معنیش رو بفهمم چندتا از مسلمونا رو دیدم به یه برادری برخوردم که اون موقع توی یه هتل کار می‌کرد منو دعوت کرد به خونه اش تا اونجا بمونم حتی یه مدتی هم با هم زندگی کردیم به عروسی مسلمونها رفتم به مراسم ختمشون رفتم و شاهد نماز خوندن خودش و مادرش و خونواده اش بودم روی زمین کنار هم نشستیم و غذا خوردیم و همه ی اینا برام خیلی جذاب بود اون موقع به ذهنت رسیده بود که مسلمان شی؟ هنوز متقاعد نشده بودم اگرچه از این فرهنگ و تجربیاتی که داشتم خوشم اومده بود اما برای مسلمان شدنم کافی نبود فقط این علاقه رو در من تشدید کرد یه جورایی عجیب بود چون من با دین مسیحیت به اسلام حمله کردم اونم در شرایطی که می‌دونستم مسیحیت دین بر حق نیست از نظر فرهنگی هنوز مسیحی بودم سعی کردم برای دین اسلام اشکال تراشی کنم با بعضی از مسلمونها بحث می‌کردم اما هرچی بیشتر در مورد اسلام تحقیق و تفحص می‌کردم بیشتر تحت تاثیر آموزه ها و پیام قرآن قرار می‌گرفتم و به نظرم مایل بودم مسلمون بشم منظورم اینه که می‌خواستم یک شانسی به اسلام بدم چون آفریقاییها توی شناسوندن اسلام به من نقش داشتن خاطره ای از سنگال دارین که فراموش نشدنی باشه؟ اون موقع 18 ساله بودم یعنی پنج سال قبل از اینکه مسلمون بشم وقتی تو‌ی خونه‌ی اون برادری بودم که مسلمون بود، مادربزرگش فوت کرد صد و پنج سال داشت و اون برادر براش گریه می‌کرد توی تختش داشت گریه می‌کرد منم کنارش نشستم بغلش کردم و بهش گفتم به جای بهتری میره گفت:"من برای مرگ اون گریه نمی‌کنم" گفت:"اون مسلمان بود انشالا به بهشت میره" گفت:"برای این گریه می‌کنم که خیلی پیر بود دوست داشتم تو رو ببینه تا در حقت دعا کنه تا تو هم مسلمان شی" حرفش تکونم داد گفتم:" من مسلمان شم؟" "من هرگز مسلمان نمی‌شم" "این حرفا چیه؟" البته نه که این حرفا رو بگم چون به هر حال از فوت مادربزرگش ناراحت بود اما این حرفش روم تاثیر گذاشت پیش خودم گفتم چرا این موضوع انقدر براش مهمه؟ چرا گریه میکنه؟ مادربزرگشو از دست داده اما برای مرگ اون گریه نمی‌کنه برای این گریه می‌کنه چون می‌خواد من مسلمان بشم این بود که منو به فکر انداخت وای، این پسر واقعاً معتقده واقعاً به این دین معتقده کی و چطور مسلمان شدی؟ در نهایت وقتی 23 سالم بود مسلمان شدم یه مقدار تحقیق کردم اما باز هم نمی‌تونستم دست از خوانندگی بردارم نمی‌تونستم دست از یه سری چیزها بردارم و به نظرم اصلاً نمی‌دونستم چطور باید مسلمون بشم در واقع اصلاً نمی‌دونستم که می تونم مسلمون بشم یا نه فکر می‌کردم اسلام دینیه که باهاش متولد میشی و از خونواده ات به ارث می‌بری هیچوقت نمی‌دونستم میشه مسلمان شد تا اینکه یه مقدار تحقیق کردم و به ویدیویی رسیدم که کسایی مثل عبدالرحیم گرین و یوسف استس و بقیه که مسلمون شده بودن وقتی فهمیدم، وای، خیلی از مردم انگلیس و آمریکا مسلمون شدن و منم می‌تونم مسلمون بشم اینجا بود که با خودم گفتم باشه باید بیشتر در موردش تحقیق کنم کی به اسلام دعوتت کرد؟ اون موقع در مصر بودم و به یه مسجدی رفتم و از دوستام خواستم نماز خوندن رو بهم یاد بدن که قبول نکرد گفت:" نه تو مسلمون نیستی" گفتم:"خپ، ولی بهش اعتقاد دارم "ماه رمضون روزه گرفتم و سعی کردم نماز بخونم" گفت:"خیلی خب پس باید شهادتین رو بگی" پرسیدم شهادتین چیه؟ اون هم شهادتین رو برام گفت و من مسلمان شدم حس میکردم بار سنگینی از رو دوشم برداشته شده حس پاکی داشتم و الحمدلله که ایمان آوردم اینجوری نبود که یهو همون لحظه ایمان بیارم همیشه به خدا ایمان داشتم و بعد برگشتم به انگلیس سعی کردم یه مسجد پیدا کنم ولی هنوز از رفتن به مسجد می‌ترسیدم احساسی داشتم که مسلمونها تروریستن هنوز به چشم بد به مسلمونها نگاه می‌کردم رفتم یه جایی که به نظرم مدرسه بود اما مدرسه نبود، مسجد بود و سبحان الله توی پذیرش یه مرد انگلیسی بود شوکه شده بودم به عنوان مرد سفیدپوستی که رفته بودم تو مسجد انتظار دیدن پاکستانی‌ها و عرب‌ها رو داشتم اما اون سفیدپوست بود و اون کمکم کرد و سوره ی فاتحه رو یادم داد چند تا سوره ی کوتاه و طرز نماز خوندن رو یادم داد هر روز می‌رفتم اونجا و اون نماز خوندن رو باهام کار می‌کرد به من که قران می‌خوندم گوش میداد برادرهای دیگه ای هم تو مسجد بودن می‌نشستم اونجا و قهوه می‌خوردم و اونا بهم آموزش می‌دادن و اینطوری مسیر من شروع شد خونواده و دوستان نزدیکت به مسلمان شدنت چه واکنشی نشون دادن؟ به نظرم اولش همه فکر می‌کردن مقطعیه و زیاد طول نمی‌کشه که از این قضیه بیرون میام اما با گذشت 13 سال من هنوز مسلمونم البته خیلیهاشون نگران بودن که اسلام دین خطرناکیه و مسلمونا تروریستن و منم کاملاً درک می‌کنم که مردم در این باره نگرانی‌هایی دارن چون اطلاعاتشون محدود میشه به رسانه ها و این مشکل مسلمونهاست چون سعی نکردن اسلام واقعی رو به غیرمسلمونها آموزش بدن چون اگه غیرمسلمونها اسلام رو بشناسن اون وقت دیگه درگیر این کلیشه‌ها و نگرانیها نیستن خب آره اولش سخت بود خیلی از دوستام و خونواده گیج و نگران بودن اما خدا رو شکر الان همه چیز خوبه بزرگترین چالشی که بعد از مسلمان شدن باهاش روبرو شدی چی بود؟ سخت ترین چیز برای من نماز خوندن بود اگه عادت نداشته باشی نماز خوندن سخته چون ما اینطور عادت نداریم که پنج بار در روز وقت برای نماز خوندن بذاریم با خودم قرار گذاشته بودم و به خودم قول داده بودم که اگه نماز پنجگانه‌ام رو نخونم، شب نباید بخوابم فکرشو بکن هر پنچ‌تا نمازت رو شب، قبل این که بخوابی بخونی!

البته نباید اینطوری باشه این طوری درست نیست البته به عنوان یه تازه مسلمون این چیزا رو نمی‌دونی تازه از کفر و جاهلیت در اومدی و حالا هم سعی داری با دین آشنا بشی بعد فهمیدم خیلی سخته که بخوای هر پنج‌تا رو یک جا بخونی خیلی آسون‌تره، اگه در طول روز بخونیشون اینجوری شد که تصمیم گرفتم هر کدوم رو در وقت خودش بخونم و هر چی بیشتر واردش میشی و بیشتر در مورد دین می‌فهمی متوجه میشی خوندنشون سر وقت از واجباته چه چیزی در مورد پیامبر (ص) بیشتر تو رو تحت تاثیر قرار داد؟ سوال جالبی بود ما به واقعیت پیامبر (ص) نگاه می‌کنیم اون 1400 سال پیش اومده بود یه مردی که از طرف خداوند در بیابون بهش وحی شد و همچنین بلندترین مرتبه ای که یک انسان می‌تونه بهش برسه که همون پیامبریه و تاثیری که روی کل جهان داشته حتی تا امروز و پیروانش که سنت و راه و رسمش رو دنبال می‌کنن مثل ما که دنباله روش هستیم عشقی که بهش داریم میبینی که امروز اینجاییم زمان و سرمایه مون رو خرج این دین می‌کنیم و واقعاً به این کار ایمان داریم و فقط تصور کن که تمام پیروان اسلام نه فقط اونایی که الان زنده هستن بلکه از گذشته طی 1400 سال این سنت رو حفظ کردن و حافظ سخنان و رفتار پیامبر بودن و از پیامبر خدا اطاعت می‌کنن از خدا اطاعت می‌کنن و چنان تاثیری روی کل دنیا داشته که یک سوم جمعیت جهان الان از پیروان پیامبر (ص) هستن یعنی مسلمون هستن این فقط یه مقدمه‌ست وقتی مردم در مورد این مرد و کارهایی که کرده فکر می‌کنن و مهمتر از اون پیامی که برای بشر داره و راهکارهایی که قرآن برای بشریت داره وقتی شریعت و قانون و هدایت خدا رو با هر دین دیگه‌ای و هر فلسفه ای یا هر شیوه‌ی زندگی‌ای مقایسه می‌کنی اسلام در حکمت و شیوه ی زندگی ما از هر دین دیگه ای سرتره و درک و فهمش خیلی راحته هدفت در زندگی قبل از اسلام و بعد از مسلمان شدن چیه؟ هدف و مقصودم دیدن خداست رفتن به بهشت و شانس و فرصتی داشته باشم که خالقمون رو ببینم می‌دونید، هدف نهاییم همینه و البته بعد از اون دیدن پیامبرها و نشستن در کنار حضرت محمد (ص) و حضرت عیسی (ع) و بقیه پیامبرا و صحبت باهاشون هدف نهایم همینه قبل از مسلمون شدن، من و شما یا بقیه، در مورد هدف زندگی فکر نمی‌کنن فکر نمی‌کنم اصلاً هدفی داشته باشن مثل خودم، فقط روزمونو شب کنیم و تمام الان رو چه پروژه‌هایی داری کار میکنی؟ برای خودم، دارم یه سری کارها توی آفریقا انجام میدم برنامه دارم در آفریقا مدرسه بسازم و همچنین دارم یه کتاب در مورد دیدگاه اسلامی وحی و متون مقدس پیشین می‌نویسم و البته یه کتاب دیگه در مورد آتئیسم و مسائل مربوط به این حوزه دارم می‌نویسم یه کانال یوتیوب هم دارم یه پادکستم به اسم Young Smokes دارم که برین و گوش بدید جدای از اون کتاب می‌خونم، تحقیق می‌کنم و سعی می‌کنم پیام اسلام رو به دیگران منتقل کنم اگه شانس اینو داشتی که با غیرمسلمونهای کل دنیا صحبت کنی دوست داشتی چی بهشون بگی؟ تشویقشون می‌کنم که صادقانه در مورد اسلام تحقیق کنن و دین اسلام رو از مسلمونهایی که در این باره تحقیق کردن جویا بشن وقت بذارن و در مورد اسلام کتاب بخونن و این دین رو که در طی 1400 سال گذشته به دنیا غالب شده درک کنن بی شک اسلام در جهان خیلی تاثیرگذار بوده چون یک سوم از جمعیت جهان مسلمان هستن پس این در واقع مثل احترام به...

نه تنها همسایه‌اتون بلکه احترام به کل بشریته باید در مورد اعتقادشون بدونین یه مقدار وقت بذارین تا مفهوم اسلام رو یاد بگیرین و با خودتون صادق باشین همه‌ی غیرمسلمونها رو تشویق می‌کنم به پرستش خدا، خالق یکتا همون خدایی که وقت نیاز به درگاهش دعا می‌کنین همون خدایی که عبادتش می‌کنین مثلاً وقتی که هواپیما توی چاله هوایی می‌افته و میلرزه و شما خدا رو صدا می‌کنین این همون خداییه که مسلمونا بهش اعتقاد دارن همون خداییه که مسلمونها به درگاهش دعا می کنن از همون خدا بخواین هدایتتون کنه پیشونی تون رو وقتی توی اتاقتون تنهایین روی زمین بذارین فقط سرتونو رو زمین بزارید و از خالقتون بخواید هدایتتون کنه به عنوان آخرین جمله، دوست دارید به ما چی بگید؟ به عنوان آخرین جمله...

یک نصیحتی برای مسلمونهایی که که این برنامه رو می‌بینن، دارم شاید نماز نمی‌خونید شاید نمازتون سر وقت نیست شاید ایمانتون ضعیفه شاید اطلاعات زیادی در مورد اسلام ندارید سعی کنین اسلامو بیشتر بشناسین و تمرکزتون رو بذارین روی نماز حواستون باشه که نمازهای پنجگانه رو سر وقت بخونین به عنوان یه مسلمان اگه نمازهای پنجگانه رو سر وقت و به درستی بخونین می‌بینین که زندگی تون راست و ریست میشه وقتی ارتباطتتون با خالقتون خوب باشه دنیا جای راحتیه، زندگی راحت میشه، خداوند روزی دهنده‌ست اونه که روزی میده، اونه که حافظ ماست اون داناست وقتی به اینا ایمان داشته باشی اگه مصیبتی پیش بیاد مطمئنی که خداوند حکیم پشت شماست و این ایمان از دانش شما میاد فقط به این نیست که بگین من حضرت محمد (ص) رو دوست دارم عشق به حضرت محمد (ص) اینطوری اثبات میشه که ازش اطاعت کنین و دنباله روش باشین قدم به قدم شروع کنین، اول با نماز شروع کنین و بقیه چیزها خود به خود درست میشه و همه ی افراد چه مسلمان باشن و چه نباشن رو تشویق می‌کنم که اسلام رو جدی بگیرین و در قرآن تفکر کنین قرآن بخونین، اسلام رو امتحان کنید در مورد آموزه های اسلامی توحید خالص و پرستش تنها خدای یکتا مطالعه کنین برای پیامبر نماز نمی‌خونیم برای چیزی نماز نمی‌خونیم برای قدیسین نماز نمی‌خونیم برای کسی نماز نمی‌خونیم فقط و فقط برای خدا نماز می‌خونیم مرسی از پاسخ هاتون، مصاحبه خوبی بود امیدوارم باز هم شما رو ببینیم و با هم همکاری داشته باشیم اجرتون با خدا، متشکرم
