# این کار ازدواج یک مسلمان را نابود می‌کنه - قبل از این که دیر بشه این ویدیو را ببین

- Language: fa
- Published: 2026-08-26
- Canonical: https://blog.towardseternity.com/fa/blog/this-destroys-your-marriage-watch-this-before-its-too-late
- Source video: https://www.youtube.com/watch?v=nffssalFWqs
- Channel: Towards Eternity

This is the cleaned transcript of the source video. The speech is unaltered.

---

آیا بهتره که یک ازدواج ناخوشایند رو تموم کنیم؟ یا صبر کنیم و بگیم این یه آزمونه و تمومش نکنیم؟ چرا رابطه‌ها به تدریج سرد میشه؟ نمیشه مثل قدیما عشق رو حفظ کرد؟ اگه ازدواج اصولی انجام بشه عشق رو محکمتر هم میکنه یکی از نکاتی که افراد درک نمیکنن اینه که عشق در رابطه رشد میکنه و از یه سطح به سطح دیگه رشد میکنه باید در برابر شیطان مقاومت کنین چون شیطان بهت می‌گه داد بزن،فحش بده این کارو بکن، اون کارو بکن ولی شما باید مقاومت کنین و ازش فاصله بگیرین آیا پیامبر اسلام (ص) با همسرانشون بحثشون می شد؟ یا رابطشون همیشه گل و بلبل و پر از شادی بود؟ بسیار خب السلام علیکم شیخ یاسر برجاس خیلی ممنونم از اینکه دعوتمون رو قبول کردین خیلی خوشحالیم که در کنارمون هستین امروز میخوایم چند تا سوال در مورد ازدواج بپرسیم حتما میخوایم شما رو با سوالاتمون به چالش بکشیم بسم الله، منتظرم، بفرمایین بسیار خب، چرا رابطه‌ها به تدریج سرد میشه؟ نمیشه مثل قدیما عشق رو حفظ کرد؟ آیا ازدواج عشق رو نابود میکنه؟ در واقع، سبحان الله ابن قیم (رض) در یکی از کتابهاش در مورد این موضوع مطالبی رو نوشته و گفته اگه ازدواج اصولی انجام بشه عشق رو محکمتر هم میکنه سوال اینه که منظور از اصولی چیه؟ ما میدونیم که خداوند در قرآن فرموده که دو چیز اساسی، عشق و بخششه عشق و دلسوزی بدیهیه که یکی از نکاتی که افراد درک نمیکنن اینه که عشق در رابطه رشد میکنه و از یه سطح به سطح دیگه رشد می‌کنه مشکل بزرگ اینه که آدما بعد از ده سال و بعد از اینکه دو سه تا بچه آوردن باز انتظار دارن که همسرشون عاشقشون باشه دقیقا هم همونجوری که ده سال پیش عاشقشون بوده یعنی موقعی که جوان بودن و هیچ مسئولیتی نداشتن ولی این منصفانه نیست چون حالا یک شخص همسرشو به دلایل دیگه‌ای دوست داره دوستش داره چون پدر یا مادر بچشه دوستش داره چون موقعی که خسته و داغونه تنهاش نمیذاره دوستش داره چون بهش در کارها کمک میکنه چون فهمیده و با ملاحظه است چه زمانی ازدواج از هم میپاشه؟ چه زمانی افراد نسبت به هم سرد میشن؟ مسئله اصلی که باید درک بشه اینه که چرا افراد به این مشکل برخورد میکنن؟ قضیه اینه هدف نهایی در هر رابطه‌ای رسیدن به صلح و آرامشه آرامش مثل یه باتری قابل شارژه شما روزتون رو با رضایت صد در صد شروع میکنین بعد از یه روز طولانی رضایتتون به نود درصد میرسه انتظارتون از همسرتون چیه؟ اینه که رضایتتون رو دوباره به صد در صد برسونه ولی متاسفانه با رفتارهای بد، انرژی هم دیگه رو بیشتر تخلیه میکنین بنابراین با رضایت هفتاد درصد میخوابیم بعد از یه مدت با رضایت نود درصد بیدار می شیم دوباره هفتاد درصد میشه و بعد با رضایت پنجاه درصد میخوابیم اگه این روند ادامه پیدا کنه به جایی میرسین که دیگه هیچ انرژی براتون باقی نمیمونه اونجاست که آدما تصمیم میگیرن رابطه رو تموم کنن ولی چیزی که باید درک کنیم اینه که همسر شما قراره مایه آرامشتون باشه و شما هم باید مایه آرامش همسرتون باشین پس چرا آدما دعوا میکنن؟ دعوا میکنن چون آرامش هم دیگه رو به هم میزنن میگه تو باید آرامشم رو بهم برگردونی و اگه این کارو نکنی، مجبورت میکنم انجامش بدی و اون موقع است که اختلاف و دعوا پیش میاد چون همه میخوان در رابطشون به آرامش برسن اونم به شکلی که براشون معنادار باشه اگه نتونین باهاش کنار بیاین و اگه اونقدر انعطاف پذیر نباشین که اون آرامش رو به هم دیگه بدین بدون اینکه احساس کنین هیچ انرژی براتون باقی نمونده اونوقت همیشه با هم دعوا میکنین رفتار پیامبر اسلام (ص) با همسرانشون چطور بود؟ خدای من، یکی از زیباترین چیزهایی که خیلی دوست دارم بخونم، سیره پیامبر (ص) است که درباره زندگی شخصیشونه من حدیثهای خیلی زیادی رو درباره زندگی شخصی پیامبر (ص) جمع کردم ایشون مرد بی‌نظیری بود.

مرد بسیار شریفی بود یکی از داستانها اینه که زمانی که ایشون با صفیه (رض) ازدواج کردن به سفری رفتن بودن و داشتن از خیبر برمیگشتن و زمانی که صفیه (رض) میخواستن سوار شتر بشن و روی شتر بشینن ارتفاع شتر زیاد بود برای همین پیامبر (ص) زانو زدن زانو زدن و یه زانوشون رو برای همسرشون بلند کردن تا ایشون مثل سنگ یا پله ازش بالا برن بنابراین ایشون پاشون رو گذاشتن روی زانوی پیامبر (ص) تا سوار شتر بشن موقعی که داشتن این کار رو میکردن پیامبر (ص) از روی جوانمردی ایشون رو با عباشون پوشوند موقعی که داشتن روی زانوی پیامبر قدم میذاشتن، اینجوری همسرشون رو پوشونده بود چرا؟ چون وقتی همسرشون پاشون رو برد بالا برای اینکه پاشون رو بذارن روی زانوی ایشون، اون یکی پاشون ممکن بود دیده بشه برای همین پیامبر (ص) ایشون رو پوشوند.

به این میگن مردانگی مردانگی به چه معنا؟ به این معنا که ایشون در این لحظه یک مرد واقعی بود چون از همسرشون محافظت کردن، چون مرد شریفی بودن نمونه امروزیش وقتیه که در رو برای همسرتون باز میکنین یا در رو نگه میدارین تا رد بشن این نوع رفتار واقعا واجبه متاسفانه در بعضی فرهنگها فکر میکنن این کار یه جور ضعفه چون احساس میکنن با این کار تصویر مردانگیشون کم رنگ میشه نمیدونم چقدر از رابطه با همسرشون لذت میبرن بستگی به خودشون داره اگه فضولی نباشه، شما از این کارها برای خانومتون انجام میدین؟ باید از خانومم بپرسین، نه از من خوب بود ولی انجام میدم، انجام میدم، الحمدالله زوجین باید چطور به یکدیگر احترام بذارن؟ متاسفانه امروزه بخاطر سبک زندگی که داریم حتی کلمه احترام هم به کلمه حساسی تبدیل شده امروزه وقتی زنها کلمه احترام رو میشنون یه جورایی کهیر میزنن براشون خیلی کلمه حساسیه چون فکر میکنن احترام یعنی کنترل کردن - درسته؟ - بله یا به عنوان مثال، متاسفانه فکر میکنن کلمه اطاعت یعنی ظلم بنابراین کلمه احترام یا اطاعت رو متاسفانه به شکل منفی برداشت میکنن من تقصیر رو گردن زنها نمیندازم چون متاسفانه بعضی مردها هم در واقع همینطورن اونها معنی احترام رو درک نمیکنن ازشون یه چیزایی رو طلب میکنن که ربطی به احترام نداره اما در واقع احترام یه طیفه، مربوط به فرهنگه این یعنی چی؟ یعنی در بعضی فرهنگها حاضر جوابی به همسرتون، بی‌احترامیه.

درسته؟ ولی در فرهنگهای دیگه عادیه حتی در دوران پیامبر (ص) هم همینطور بود چون در دوران پیامبر (ص)، اهالی مکه میشه گفت مردان مکه خصوصیات مردونه‌شون بیشتر بود و احتمالا اداره خونه با اونها بوده بنابراین اونها همیشه کنترل رابطه رو در اختیار داشتن وقتی به مدینه رفتن زنان انصار راحتتر حرفشون رو میزدن بیشتر تو اجتماع بودن احتمالا بخاطر اینکه توی مزارع کمک میکردن با مزرعه و اینجور چیزها سر و کار داشتن موقع صحبت کردن، دل و جرات بیشتری داشتن بنابراین حتی عمر بن خطاب هم تعجب کرد وقتی دید که همسرش کم کم داره حاضر جوابی رو از زنان انصار یاد میگیره و برای او این کار بی‌احترامی بود بنابراین میتونیم نتیجه بگیریم که معنی احترام هم در واقع روی یه جور طیف قرار داره بنابراین اگه کسی با یکی از اهالی روستا یا شهر خودش ازدواج کنه انتظار داره که رفتار زنش یا شوهرش مثل رفتاری باشه که در عموها و پسرعموهاش دیده چون فرهنگشون یکیه ولی وقتی با آدمی با فرهنگ متفاوت ازدواج کنه، یا کسی که اهل روستا شهر یا شهرستان دیگه‌‌ای باشه و فرهنگشون با هم فرق داشته باشه در اونصورت برای حفظ معنی احترام به مشکل میخوریم چرا؟ چون مرد فکر میکنه مشکلی نداره ولی زن فکر میکنه مشکل داره، خلاف شوهرش فکر میکنه یا زن مشکلی نداره، اما برای مرد بی‌احترامی به حساب میاد بنابراین نمیشه یه تعریف واحد از احترام ارائه داد باز میرسیم به مفهوم امر به معروف یعنی شما تصمیم میگیرین که چه چیزی منطقیه و چه چیزی نیست در خانواده‌های سنتی مرد انتظار داره که زن تمام کارها رو انجام بده و کارای آشپزی و نظافت و بچه‌ها رو انجام بده وظیفه مرد هم فقط تامین معاشه اما در دوران مدرن و در جوامع مدرن میبینیم که مردم شاید انتظاراتشون متفاوت باشه بنابراین اگه از همسرتون بخواین کاری رو براتون انجام بده مسلما این کار در دوران مدرن بی‌احترامی محسوب نمیشه در مورد پیامبر (ص) چطور؟ سبک زندگی پیامبر (ص) چیزی بود که بهش میگن دوره انتقالی یعنی بین سنت و برابری خواهی قرار داشته مثلا در رابطه با رفتار پیامبر (ص) در خانه از عایشه پرسیدن که رفتار پیامبر (ص) در خانه چطور بود؟ گفت درست مثل بقیه هستن نظافت میکنن، به کفشاشون میرسن لباسشون رو میدوزن و برای ما شیر بز میدوشن ولی وقتی صدای اذان رو میشنون، دیگه تمومه کارشون تمومه.

برمیگردن و کاری رو انجام میدن که وظیفه مردهاست پس بله مرد بودن لزوما به این معنی نیست که نتونین به خانوادتون کمک کنین و نتونین از بچه‌هاتون مراقبت کنین یا در این موارد رفتار معقولانه‌ای داشته باشین ولی همزمان زن هم باید احترامی رو که مرد لایقشه، بهش نشون بده برای کمک و همکاریش در کارهای خونه در ازدواجهای موفق چه عوامل مشترکی رو مشاهده کردین؟ از نظر من، مهمترین خصوصیت ازدواجهای موفق اخلاق و آداب معاشرته مهم نیست چقدر با هم فرق داشته باشین مهم نیست چقدر ثروتمند یا فقیر باشین مهم نیست سطح تحصیلاتتون در چه حدی باشه در نهایت یه چیز باعث میشه آدما در کنار هم بمونن مهمترین چیز آداب معاشرت و اخلاقه اینکه چطور با هم دیگه با احترام رفتار کنن حتی اگه دیوانه‌وار عاشق و شیفته‌ هم نباشن باز هم احترام هم دیگه رو در رابطه نگه میدارن ازدواج در واقع اینجوری دوام میاره مردم ازم می پرسن چه چیزی آدما رو به هم نزدیک میکنه؟ بهشون میگم چیزی که آدما رو به هم نزدیک میکنه، تفاهمه یعنی با هم صحبت میکنین متوجه میشین که دیدگاه و شخصیتتتون شبیه همه و میفهمین که اهداف رو رویاهاتون در زندگی یکیه همه اینها زیباست به آدما کمک میکنه به هم نزدیک بشن و ازدواج کنن اما این تداوم ازدواج رو تضمین نمیکنه چیزی که ادامه رابطه رو تضمین میکنه، انعطاف‌پذیریه باید انعطاف‌پذیر باشین باید خودتون رو وفق بدین وگرنه اگه در مورد درکی که از عشق دارین انعطاف‌ناپذیر باشین یا در مدیریت ارتباط، یا در مورد تربیت بچه‌ها یا در رابطه با رسیدن به اهداف اگه از روزی که ازدواج میکنین، اصولتون تغییر نکنه این خطرناکه.

چرا؟ چون آدما تغییر میکنن هممون تغییر میکنیم وقتی بچه میاریم تغییر میکنیم موقعی که سرمون شلوغتتر میشه تغییر میکنیم تغییر میکنیم چون سنمون بالاتر میره تغییر میکنیم چون نگاه ما به همه چیز تغییر میکنه و عوض میشه و اگه حاضر نباشین به اندازه کافی انعطاف‌پذیر باشین تا بپذیرین که همسرتون تغییر میکنه و خودتون رو با این تغییر وفق بدین اون وقت رابطه خیلی دوام نمیاره بنابراین مهمه که انعطاف‌پذیر باشیم چه چیزهایی باعث میشه مردم در زندگیشون انعطاف‌پذیر باشن؟ دلسوزی، همدلی، بخشش ذهن باز، رشد، ذهنیت رشد همه با هم رشد میکنیم جا برای پیشرفت هست این اصول باعث میشه آدما در کنار هم بمونن اگه آدما نسبت به هم حس همدلی نداشته باشن اگه نسبت به هم دلسوز نباشن اگه وقتی مرتکب اشتباه میشن هم دیگه رو نبخشن اگه حاضر نباشن در رابطه با شما رشد کنن اونوقت رابطه محکوم به نابودیه و تموم میشه شایع‌ترین وِیژگی ازدواجهای ناموفق چیه؟ شایع‌ترین وِیژگی ازدواجهای ناموفق واقعا فقدان انعطاف‌پذیریه موقعی که یه نفر معتقده همه چیز باید طبق میلش پیش بره یا حرف من یا هیچی برای مثال وقتی شوهر اصرار داره کارها به شکل خاصی انجام بشه و همسرش هم اصرار داره کارها به شکل دیگه‌ای انجام بشه و متاسفانه هیچ کدوم اونقدر انعطاف‌پذیر نیستن که با هم کنار بیان اونوقت این وضعیت به مشکل تبدیل میشه این شایع‌ترین وِیژگیشه دلیل اصلی این وضعیت چیه؟ الان بهتون میگم دو چیز هست که معمولا برای اجتناب از شکست در روابط به مراجعینم یاد میدم اولیش چیزیه که بهش میگم قاتل خاموش تمام روابط قاتل خاموش رابطه اسمش انتظاره یا انتظار برآورده نشده این یعنی چی؟ ما همیشه با انتظاراتی وارد رابطه میشیم امیدواریم که همه چیز به شکل خاصی پیش بره از خودمون، از همسرمون، از رابطه و از جامعه انتظاراتی داریم ولی وقتی انتظارتون برآورده نشه، ناامید میشین انتظار بیش از حد باعث میشه ناراحت و عصبانی بشین چون کم کم به شک میفتین که نکنه همه چیز قراره اینجوری پیش بره؟ نکنه زندگیم قراره این شکلی باشه؟ وقتی این شکها به دلتون میفته مضطرب میشین چون این اولین واکنش دفاعیه شما کم کم نگران میشین که اوضاع در آینده چه جوری میشه؟ اصلا قراره چیزی تغییر کنه؟ وقتی این نگرانیها زیاد بشن آدم میترسه و از چیزای نامشخص دلشوره میگیره اگه زیاد بشه آدم فلج میشه بعد بی‌حس میشین چون دیگه نمیتونین تصمیم بگیرین در نتیجه کم کم دلخور میشین کم کم دلسوزیتون از بین میره و سر چیزای کوچیک دعوا میکنین و بعد افسرده میشین هر چیزی باعث میشه از کوره در برین و خشم همیشه نشونه مشکله بنابراین این اولین ویژگیه بهش میگن قاتل خاموش رابطه انتظارات برآورده نشده من به دومین ویژگی میگم نقطه عطف نقطه عطف موقعیه که آدما تصمیم میگیرن رابطه رو تموم کنن و جدا بشن چون ما همیشه در روابط به دنبال یک چیز میگردیم همه به دنبال یک چیز میگردن.

اون چیه؟ بهش میگن صلح و آرامش در دوران مدرن بهش میگیم رضایت احساسی رضایت احساسی باعث میشه به صلح و آرامش برسین بنابراین مهمترین دلیل طلاق اینه که فرد به خودش میگه من دیگه رضایت احساسی ندارم دلیل اصلیش چیه؟ دلیلش اینه که فرد احساس میکنه قدرش رو نمیدونن عدم قدردانی از کجا میفهمین که قدرتون رو نمیدونن؟ وقتی همسرتون نه در کلام و نه در رفتار قدردانتون نیست ما به دنبال چه نوع قدردانی هستیم؟ به دنبال چه نوع تعریفی هستیم؟ تعریف کلامی مثل ممنونم یا امروز خیلی خوشگل شدی ممنونم که در این کار بهم کمک کردی یا قدردانی فیزیکی مثل ابراز محبت مثلا بغل کردن، بوسیدن، لمس کردن که این یعنی من با تو احساس امنیت میکنم دوست دارم در کنارت باشم وقتی این چیزها در روابط از بین میره آدما متوجه میشن که قدرشون رو نمیدونن احساس نارضایتی میکنن و همین باعث میشه رابطه رو تموم کنن آدما بعد از این ساکت میشن چون اگه حرف خوبی برای گفتن نباشه، سکوت میکنن ولی تا کی میشه ساکت موند؟ خیلی نه وقتی هم که دهنشون رو باز میکنن چی میگن؟ چیز خوبی نمیگن.

انتقاد یا قضاوت میکنن یا از رفتارش انتقاد میکنن یا اون آدم و شخصیتش رو قضاوت میکنن و این قاتل رابطه است مردها و زنها، در ازدواج، بیشتر از همه به دنبال چی هستن؟ معمولا وقتی میپرسین زنها و مردها واقعا چه انتظاری دارن یا بیشتر از همه از هم چی میخوان در یک کلمه، البته خیلی چیزها میخوان، ولی در یه کلمه چیزی که واقعا یک زن از مرد میخواد عشقه در یک کلمه، چیزی که مرد از زن میخوان احترامه با این حال عشق و احترام هم معنی‌ان این یعنی یه چیزن ولی مردها و زنها زبونشون با هم فرق داره و این یعنی مردها نیاز دارن دوست داشته بشن ولی عشق رو از طریق احترام دریافت میکنن زنها هم به احترام نیاز دارن و از طریق ارزش قائل شدن و دوست داشته شدن احترام رو دریافت میکنن مشکلی که هست اینه که اگه مردها عشقششون رو به همسرشون نشون ندن زنشون هم بهشون احترام نمیذاره و وقتی به مرد احترام نذارن، عشقش رو نشون نمیده و این به یک چرخه تبدیل میشه زنها بدون عشق احترام نمیذارن مردها هم عشقشون رو نشون نمیدن که در نتیجه زنها باز احترام نمیذارن و این همینطور ادامه پیدا میکنه یه نفر باید این چرخه رو بشکنه به هر قیمتی ما باید عشق و احترام رو به هم دیگه نشون بدیم ولی چطور این کار رو بکنیم؟ چون همه فکر میکنن که این کارو میکنن برای اینکه عشق و احترامتون رو نشون بدین طوری باید انجامش بدین که برای همسرتون معنادار باشه حتی اگه برای شما منطقی نباشه من همیشه این مثال رو میزنم یه خانم رو در نظر بگیرین که شکلات تلخ دوست داره و شوهرش شکلات شیری دوست داره هر بار که شوهرش میخواد بهش محبت کنه براش شکلات شیری میخره چه حسی به زنش دست میده؟ ناامید میشه احساس تنهایی میکنه چون شوهرش خیلی خودخواهه همیشه به خودش فکر میکنه و وقتی زنش میخواد احساسش رو بیان کنه به شوهرش برمیخوره چون خیال میکرده کارشو درست رو انجام داده بعد به زنش میگه من برات بهترین شکلات بازار رو خریدم اون شکلات بلژیکیه، فوق العاده است ولی زنش میگه من شکلات تلخ دوست دارم ولی باز اصرار میکنه و میگه نه، اخه کی از شکلات تلخ خوشش میاد؟ شکلات شیری بهتر از شکلات تلخه راستش رابطه خیلی از زوجها همین شکلیه شوهر میخواد طوری زنش رو دوست داشته باشه که برای خودش معناداره و همسرش هم میخواد طوری به شوهرش احترام بذاره و دوستش داشته باشه که برای خودش معناداره در نتیجه کاملا از هم دیگه دور میشن پس برای اینکه مردی زنش رو دوست داشته باشه باید طوری عشقش رو نشون بده که برای زنش معنادار باشه حتی اگه برای خودش منطقی نباشه در مورد زنش هم همینطوره، باید طوری به شوهرش احترام بذاره که برای شوهر معنادار باشه حتی اگه برای زن منطقی نباشه تا زمانی که حرام نباشه یا کار عجیبی نباشه، چرا که نه؟ میشه یه داستان تاثیرگذار از ازدواج پیامبر (ص) تعریف کنین؟ مهربون و فهمیده بودن.

ایشون واقعا خیلی انسان فهمیده و دلسوزی بودن نیاز همسرانشون رو درک میکردن میشه صفیه رو مثال زد صفیه (رض) در واقع یهودی بود وقتی که با پیامبر (ص) ازدواج کردن، رفتن مدینه او تنها کسی بود که میدونیم که در ده شب آخر ماه رمضان موقعی که پیامبر (ص) اعتکاف میکرد اغلب بهشون سر میزد ایشون مشغول عبادت بودن چرا باید بهشون سر میزد؟ میدونین دلیلش چیه؟ چون ایشون احتمالا تنها همسر پیامبر (ص) بودن که هیچ قوم و خویشی در مدینه نداشت بقیه همسرانشون، قوم و خویش والدین و خانواده خودشون رو داشتن چون بیشترشون عرب بودن به غیر از ماریه که بعدا باهاش ازدواج کردن اما صفیه جز رسول الله (ص) هیچ قوم و خویشی در مدینه نداشت پس دلش براشون تنگ میشد و وقتی در مسجد اعتکاف میکردن بهشون سر میزد فکر میکنین پیامبر (ص) واکنشش چی بود؟ بهش میگفت اینجا چی کار میکنی؟ دارم اعتکاف میکنم، میذاری تمومش کنم؟ میگفت منتظرم تا شب قدر رو ببینم؟ ولی همچین حرفی نمیزد نمیگفت استغفرالله، این چه موقع اومدن به مسجده؟ برگرد شب میومد تا پیامبر (ص) رو ببینه چون دلش برای شوهرش تنگ شده بود پیامبر (ص) کنارش مینشست و باهاش صحبت میکرد با همسرشون داخل مسجد حرف میزد و بعد از اینکه رضایت همسرشون جلب میشد، موقع رفتن ایشون رو همراهی میکردن به همراهشون بیرون میرفتن البته واضحه که کار همسرشون تموم نمیشد و باز میخواست باهاشون صحبت کنه چون اون لحظه رو با ایشون دوست داشت همسرشون صحبت میکرد و ایشون هم به صحبت ادامه میداد پیامبر (ص) در واقع برای همسرشون وقت میذاشتن چون این کار برای صفیه خیلی ارزشمند بود چیزی که از این داستان یاد میگیریم اینه که پیامبر (ص) چقدر به صفیه اهمیت میدادن انقدر به احساساتشون اهمیت میدادن که براشون وقت میذاشتن چیزی که در مورد پیامبر (ص) میتونم بگم اینه که ایشون بسیار مهربان و دلسوز بودن ایشون بسیار دلسوز بودن و این رفتار در روزهای پایانی عمرشون دیده میشد موقعی که بیمار بودن میگفتن فردا قراره کجا باشم؟ چون باید نوبتی به خانه همسرانشون سر میزدن باقی همسرانشون میگفتن ای رسول الله، شما پیش عایشه بمونین، ما میایم به دیدنتون و اون لحظه آخر زیبا بود عایشه گفت که پیامبر (ص) رو در آغوش گرفته بودن و پشتشون رو به سینه‌اش تکیه داده بودن و دستشون رو گرفته بودن و براشون قرآن میخوندن و دست مبارکشون رو بر بدنشون میکشیدن تا دردشون رو تسکین بدن وقتی این لحظه رو توصیف میکرد چی گفت؟ گفت مات بین سحری و نحری درحالی فوت کرد که سرش بین سينه و چانه من بود این یعنی چی؟ یعنی تا آخرین نفس پیش شوهرم موندم واقعا لحظه زیبایی بوده باید بگم که هر شوهری احتمالا آرزوش اینه که اینجوری از دنیا بره بنظرتون چرا نرخ طلاق بالاست؟ تا حالا شده ازدواجی رو که در شرف نابودی بوده نجات بدین؟ خوشبختانه تونستم خیلی از ازدواجها رو نجات بدم ولی ادعا نمیکنم که در همه موارد موفق بودم متاسفانه بسیار از افراد دقیقه نود میان انگار مجبور شدن برای مشاوره بیان پیش من لجبازن، نمیخواستن بیان، بهش باور نداشتن میگن چرا باید با یه غریبه در مورد ازدواجمون صحبت کنیم؟ بنابراین لحظه آخر میان و خیال میکنن که معجزه میشه و ازدواجشون نجات پیدا میکنه ولی متاسفانه وقتی اوضاع بد میشه تقصیر رو میندازن گردن مشاور خودشون رو مقصر نمیدونن ولی خدا رو شکر، ما تونستیم ازدواج بعضی از زوجها رو نجات بدیم، خدا رو شکر در زندگیم آشنا شدن با آدمها همیشه برام لذت بخش بوده در کنفرانسهای متفاوت و سفرها و غیره واقعا خوشحال میشم وقتی میگن خدا رو شکر که از شما مشاوره گرفتیم و این کارو برامون انجام دادین میخواستیم بدونین که خیلی بهمون کمک کردین و ازدواجمون رو نجات دادین دلایل اصلی طلاق چیه؟ واضحه که دلایلش زیاده.

دلایلش زیاده امروزه یکی از دلایل اصلی طلاق اینه که متاسفانه مردها اونجوری که باید مسئولیت‌پذیر نیستن یعنی اونطور که باید خانواده‌شون رو اداره نمیکنن و متاسفانه زنها هم نمیخوان نقششون رو به عنوان همسر و مادر در خانه بپذیرن در نتیجه تعادل نقشها در خانواده از بین میره مرد ازدواج میکنه ولی میخواد مثل دوران مجردی زندگی کنه زن هم میخواد ازدواج کنه ولی مثل دوران مجردی زندگی میکنه در واقعیت، ازدواج اینجوری کار نمیکنه این فضای سالمی رو برای شوهر و همسر و زندگی خانوادگی بوجود نمیاره در نتیجه ، امروزه خیلی از جوونها میان پیش ما و میگن اشکالی نداره اگه ازدواج کنیم و بچه نخوایم؟ نمیخوان بچه‌دار بشن از نظر اسلام این کار حرام نیست اگه بخواین میتونین بچه نیارین ولی چطور میخواین در این رابطه دوام بیارین؟ یه جایی دیگه خسته کننده میشه و بچه‌دار شدن یه هدف دیگه برای موفقیت و ادامه رابطه است البته وضعیت رو آسون نمیکنه ولی دلیل دیگه‌ای میشه برای اینکه رابطه پایدار بمونه و دوام بیاره بنابراین بعضی وقتا ما متوجه میشیم که مردها و زنها واقعا درکی از ازدواج ندارن بنابراین وقتی میان اینجا، یه سری انتظارات از هم دیگه دارن و وقتی اون انتظارات برآورده نشه، از هم فاصله میگیرن آیا بهتره که یک ازدواج ناخوشایند رو تموم کنیم؟ یا صبر کنیم و بگیم این یه آزمونه و تمومش نکنیم؟ در مورد ازدواج ناخوشایند اگه در زندگیتون بدرفتاری وجود نداشته باشه اگه مشقت بیش از اندازه در رابطه نباشه حفظ اون بخاطر فرزندان و البته بخاطر خود رابطه با همسرتون بهتر از جدا شدنه خداوند در قرآن میفرماید والصلح خیر، یعنی باید قبل از طلاق یه جوری با هم توافق کنین این توافق برای اینه که تعهدات ازدواج رو کاهش بدین و به حداقل برسونین این کار از طلاق بهتره اما اگه در رابطه بدرفتاری وجود داشته باشه و خطرناک و ناسالم و سمی بشه در اونصورت جدایی براشون بهتره هر وقت که در زندگیم با مشکلی روبرو میشم چطور میتونم اوضاع رو آروم کنم و تنش بین خودم و همسرم رو کاهش بدم؟ بگین أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

این رو از ته دلتون بگین خداوند برای این مشکلات راه حلی رو در اختیارمون قرار داده در سوره فصلت. چهل و یکمین سوره قرآن آیه ۳۳ تا ۳۶ خداوند در این آیه میفرماید نمیخوام کل آیه رو بگم ولی خدا میفرماید ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ بدی را با بهترین شیوه دفع کن این معنیش چیه؟ کلمه عربی ادفع یعنی دفع برای این کار شما باید عرق بریزین و خسته و کوفته بشین.

این یعنی چی؟ خیلی وقتها در ازدواج باید مقاومت کنین ولی باید در برابر شیطان مقاومت کنین چون شیطان به شما میگه داد بزن، فحاشی کن، این کارو بکن، اون کارو بکن ولی شما باید در برابرش مقاومت کنین و ازش فاصله بگیرین می‌فرماید:" ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ" بدی را با بهترین شیوه دفع کن بنابراین اگه همسرتون در این سطح باهاتون رفتار کرد شما در این سطح باهاش رفتار کنین، با رفتار بهتر شما باهاشون بر اساس شخصیت اونها رفتار نکنین بر اساس شخصیت خودتون رفتار کنین شما برای شخصیتتون ارزش زیادی قائل باشین و این ارزش رو برای شخصیتتون حفظ کنین مهم نیست مرد دعوا رو شروع کرده یا زن همیشه کار درست رو انجام بدین.

فقط همین مهمه بنابراین انجام کار درست مهمه خداوند میفرماید بدی را با بهترین شیوه دفع کن شاید کسی که باهاش دشمنی با خصومت دارین عزیزترین فرد زندگیتون بشه خداوند میدونه این کار راحت نیست. میفرماید وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا از آن برخوردار نشوند مگر صبر و شکیبایی ورزند این یعنی صبور بودن خیلی اهمیت داره در قرآن هیچ ارزشی برای صبر تعیین نشده چون برای صبر نمیشه ارزشی تعیین کرد میفرماید: مَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ به خاطره اینه که میفرماید: پاداشتون پیش منه نه پیش مردم و من بهتون حَظّ میدم.

بابت صبرتون بهتون پاداش میدم بنابراین قضیه اینه که باید با هم دیگه مهربون باشیم باید با هم صبور باشیم باید انتظار اشتباه کردن رو از بقیه داشته باشیم و باید یاد بگیریم که ببخشیم فراموش کنیم و با هم دیگه رشد کنیم این خیلی مهمه آیا پیامبر اسلام (ص) با همسرانشون بحثشون می شد؟ یا رابطشون همیشه گل و بلبل و پر از شادی بود؟ آیا انتظار چنین چیزی خیلی آرمان‌گرایانه است؟ نه، خانوادشون یه خانواده معمولی بود بهشون بی‌‌محلی میشد همسرشون ازشون پول بیشتری میخواست بعضی اوقات بین همسرانشون دشمنی بوجود میومد و حتی بعضی اوقات بین دخترشون و عایشه (رض) مثل هر خانواده‌ای بودن، عصبانی میشدن در امرار معاش مشکل داشتن و از اینجور چیزها و همه اینها در کتب حدیث اومده این موارد در کتب حدیث پیامبر (ص) ذکر شده ایشون با این مسائل سخت سر و کار داشتن و بهترین روش برای برخورد با این مسائل دشوار روش ایشان است شیخ یاسر برجاس ممنونم که به سوالاتمون پاسخ دادین ازتون چیزهای زیادی یاد گرفتیم امیدوارم خداوند بابت زحماتتون برای مردم به شما پاداش بده خیلی ممنونم که من رو دعوت کردین
