Towards Eternity
بازگشت به وبلاگ

معجزات قرآن که برای اولین بار خواهید شنید! 

تاریخ انتشار

تماشا در یوتیوب

کتابی رو تصور کن، که به قدری روشنه، تا برای ساده‌ترین ذهنا قابل فهم باشه، اما اونقدریم عمیقه که دانشمندا می‌تونن یه عمری رو صرف فکر کردنِ بهش بکنن. کتابی که کلماتش هرگز کهنه نمی‌شن، و هیچ‌کس تا به حال چیزی نساخته که بشه با اون قیاسش کرد : و اون قرآنه. قرآن یه چالش پیش روتون می‌ذاره. در ظاهر ساده به نظر می‌رسه، اما در واقعیت، غیرممکنه. چالشش اونقدر بزرگه که اگه دشمناش می‌تونستن از پسش بربیان، به راحتی می‌تونستن اسلام رو از بین ببرن. نه جنگ بدر، نه جنگ اُحد، نه جنگ خندق، هیچ جنگیم لازم نبود. ما داریم درباره چالشی حرف می‌زنیم که برای ۱۴ قرن پاسخی بهش داده نشده، و حتی امروزم اعتبارش رو داره. خب، این چالش چیه؟ بیاین برگردیم به اون زمان. عربستان. سرزمین شعر و فصاحت. استادان زبان، پادشاهان سخن.

یه روزی، همه‌شون ساکت شدن. حتی مغرورترین صداها هم مرتعش شدن. و چیزی که اونا رو ساکت کرد، این آیات قرآن بود: أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ۚ بَلْ لَا يُؤْمِنُونَ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ "یا می‌گویند: «(محمد ص) این (قرآن) را به دروغ ساخته!»؟" نه، بلکه آنان ایمان نمی آورند. پس اگر راست می‌گویند، سخنی مانند آن را بیاورند!" پیام واضح بود: به چالش پاسخ بدین یا برای همیشه شکست بخورین. این واقعاً عجیب و غریبه، چونکه؛ پیامبر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، همون کسی که این وحی رو ابلاغ کرد و اون مردم رو به مبارزه طلبید، نه می‌تونست بخونه نه بنویسه. و هرگزم توی زندگیش با شعر یا ادبیات سر و کاری نداشت. اما اون جامعه رو، در همون زمینه‌ای که توش بهترین بودن؛ به چالش کشید.

تا آخر این ویدیو می‌فهمین که چرا این چالش هنوزم بی‌پاسخ مونده و چرا قرآن بین همه کتابا جایگاه ویژه ای داره. اما قبل از اینکه به اون برسیم، فکر می‌کنین بعد از این چالش چی شد؟ هرقدر قرآن چالشش رو تکرار می‌کرد، سکوت اونا تحقیرآمیزتر می‌شد. اولین کاری که باید می‌کردن این بود که، یه چیزی مثل قرآن رو بیارن اونم از طرف یه شخص اُمّی، درست مثل خوده پیامبر (صلی الله علیه و آله). اما چون نتونستن این کار رو بکنن، بهشون فرصت داده شد که از یه دانشمند یا یه نویسنده معتبر بیارنش. می‌تونستن از همه کتابای نوشته شده در گذشته استفاده کنن و همه منابعشون رو جمع کنن، و همه شخصیتای ادبیشون رو دور هم جمع کنن. و علاوه بر این، حتی می‌تونستن به خدایانشونم متوسل بشن.

اگه نمی‌تونستن با کل قرآن برابری کنن، ازشون خواسته شد که حداقل برای ده سوره نظیری بیارن. و اگه حتی اونم نمی‌تونستن، باید فقط برای یه سوره انجامش می دادن. سکوتشون نه تنها باعث شکست شون، بلکه عامل رسوایی شونم شد. حالا دیگه چیکار می‌تونستن بکنن؟ این فقط یه شکست نبود؛ یه بحران بود. برای فرهنگی که به تسلط زبان شناختی خودش می‌نازید، این نهایتِ تحقیر بود. اونا نتونستن با کلمات در برابراش مقاومت کنن، پس مجبور شدن شمشیر بردارن و باهاش در جنگای متعددی بجنگن. اینجا متوجه یه نکته ای شدین؟ این چالش خطاب به سایر ادیانم هست. واضحه که بت‌پرستا نمی‌تونستن از بُتاشون کمکی بگیرن. اما خیلی از ادیان مثل هندوئیسم، مسیحیت و یهودیت ادعا می‌کنن که مبتنی بر موجودیت الهی هستن.

با این حال، هیچ دینی، هیچ ایدئولوژی ای، هیچ صدایی نتونست پاسخ بده. نه در طول ۱۴ قرن، و نه حتی امروز. این باید یه علامت سؤال جدی، برای پیروانِ اون باورا باشه. بالاخره، اونی که این چالش رو مطرح می‌کنه فقط یه ایدئولوژی تصادفی نیست. این یه دینه که نیمی از دنیا رو تحت تأثیر قرار داده. یه دینه که یک‌چهارم جمعیت دنیا ازش پیروی می‌کنن. پس، راز بی‌همتاییه قرآن چیه؟ آیا واقعاً بین میلیونا کتاب، هیچ کدوم مثل اون نیستن؟ علما می‌گن قرآن از ۴۰ جنبه مختلف، معجزه به حساب میاد. البته، ما نمی‌تونیم همه اون چهل مورد رو، فقط توی یک ویدیو بررسی کنیم. اما بذارین چهارتا در رو باز کنیم. چهارتا در به سوی معجزات قرآن. اول: استفاده قوی و زیبای قرآن از زبان. دوم: عمق شگفت‌انگیزیش و پوشش گسترده‌ش.

سوم: جریان قدرتمند کلماتش. و چهارم: شیوه‌ای که رازهای جهان رو توضیح می‌ده که تازه امروز دارن کشف می‌شن. تا حالا فکر کردین که حتی یه حرف توی قرآن می‌تونه یه معجزه داشته باشه؟ می‌خوایم به سوره یس نگاه کنیم. توی یه آیه گفته: وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا "و خورشید [نیز] بر مدار معینی در حرکت است." حرف "لام" در عربیه این آیه، همه چیز رو عوض می‌کنه. چون سه معنای مختلف به همون جمله اضافه می‌کنه. و با این کار، سه حقیقت مهم درباره خورشید رو ارائه می‌ده. یه معنای "لِمُستَقر" اینه: "در یه مدار." یعنی خورشید داره توی یه مدار حرکت می‌کنه. امروزه، مشاهدات واقعاً نشون می‌دن که خورشید داره توی کهکشان راه شیری حرکت می‌کنه. معنای دومی که حرف "لام" میده "یه مقصد" هست.

می‌تونیم آیه رو اینجوریم ترجمه کنیم: "به سوی یه نقطه‌ای حرکت می‌کنه که قراره به پایان برسه." به عبارت دیگه، چون انرژی خورشید یه روزی تموم می‌شه، داره حرکت می‌کنه تا به اون پایان، برسه. اینم طبیعت فیزیکی و هسته‌ایِ خورشید رو نشون می‌ده. معنای سومی که حرف "لام" میده "علت و معلول" هست. در واقع، حرکت خورشید دلیل پایداریه. حرکتش یه ثبات گرانشی ایجاد می‌کنه، که سیارات رو توی مدارشون نگه می‌داره، درست مثل زمین ما. وقتی این سه معنا رو کنار هم می‌ذاریم، می‌بینیم که پروردگارمون خورشید رو از زوایای مختلف، اونم فقط با یه حرف توضیح داده. فکر نمی‌کنین استفاده از کلمات، به این شکله قدرتمند، یه معجزه ست؟ و در حالی که علم تازه داره این حقایق رو کشف می‌کنه، قرآن ۱۴ قرن پیش ازشون حرف زده بود.

این یه جنبه معجزه‌آسای دیگه ست. اگر حتی یه حرف اینقدر معنی داره، تصور کن فرصت بررسی کل کتاب رو از دست بدی. یه آیه‌ای رو می‌خونی که فکر می‌کردی از قبل می‌دونیش، اما بعدش یه معنای جدید ظاهر می‌شه. مثل پیدا کردن گنج پنهان جلوی چشمات می مونه. حروف دیگه‌ایم توی قرآن هستن که به تنهایی معانی عمیقی رو حمل می‌کنن. حالا، بذارین یه مثال دیگه رو ببینیم. هیچ کلمه‌ای توی قرآن تصادفی انتخاب نشده. هر کلمه همیشه عاقلانه‌ترین انتخاب، بین تموم احتمالات هست. مثلاً، بذارین به این آیه یه نگاهی بندازیم: وَلَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذَابِ رَبِّكَ ... "و اگر دَمی از عذاب پروردگارت به آنان برسد..." بقیه آیه درباره اثر این عذاب حرف می‌زنه.

یکی از استفاده‌های شگفت‌انگیز زبان اینجاست که: قدرت عذاب رو با توصیف کوچیک‌ترین بخش اون نشون می‌ده. این به خواننده کمک می‌کنه تا تصور کنه که عذاب کامل، چقدر می تونه قدرتمند باشه. و بخش جالبش اینه که هر کلمه‌ای که توی آیه استفاده شده به چیزی کوچیک، سبک یا ریز اشاره داره. که درست مطابقه با هدف کلی آیه. مثلاً، "لَئِنْ" یعنی "اگر." پس، به جای اینکه واضح بگه که "وقتی این اتفاق بیفته،" از یه بیان شک‌برانگیز مثل "اگر" استفاده کرده. این به چیزی سبک اشاره داره.

و کلمه دیگه "مَسَّتْهُمْ" یعنی "لمس کردن." پس به جای اینکه بگه که: عذاب مستقیماً بهشون می‌رسه، از کلمه‌ای استفاده کرده که میگه "حتی اگه فقط به آرومی لمسشون کنه." کلمه بعدی "نَفْحَةٌ" هست، یعنی "یه نسیم." می‌گه حتی کوچک‌ترین نسیم م برای تحمل کردنشون زیاد خواهد بود. باز هم یه مقدار خیلی کوچیک استفاده شده. بین گزینه‌های سنگین‌تر برای توصیف درد، سبک‌ترین کلمه در زبان عربی، "عَذَاب" (عذاب)، انتخاب شده. و در نهایت، به جای استفاده از یکی از اَسماءِ الله که عظمتش رو بیان می‌کنه، آیه گفته "رَبِّ" (پروردگار)، یعنی کسی که پرورش می‌ده. حس رحمت داره، مگه نه؟ پس دوباره، یه حس نرمش و ملایمت هست. یعنی هر کلمه به تنهایی، به عنوان بهترین گزینه ی ممکن؛ برای خدمت به هدف اصلی انتخاب شده.

اگه فقط یه نسیم برای خُرد کردنشون کافیه، پس عذاب کامل چطور میتونه باشه؟ فکر نمی‌کنین این رویکرد خیلی منحصربفرده؟ هزاران عالِم توضیح دادن که هر کلمه توی قرآن با یه همچین دقتی انتخاب شده. آخرین مثال توی این موضوع درباره چیزیه که قرآن عمداً باز گذاشته تش. و این حکمت فوق‌العاده‌ فقط توی کلماتی که میگه نهفته نیست، بلکه توی چیزایی که نمیگه هم هست. مثلاً، به این آیه نگاه کنین: وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ "و آنان که رستگارانند." آیه درباره نجات مؤمنان حرف می‌زنه. اما از کلمه "رستگاران" استفاده کرده. خب، اون رستگاری چیه؟ این به وضوح گفته نشده. تا هرکسی بتونه به شیوه خودش درکش کنه. با این کار، آیه همه جور آدمی رو تشویق می‌کنه. مثلاً، برای بعضیا رستگاری به معنی نجات از جهنمه.

اون شخص هرکاری که این آیه دستور داده رو انجام می‌ده تا از آتش جهنم نجات پیدا کنه. برای بقیه، رستگاری به معنی رسیدن به بهشته. برای بعضیا، رستگاری یعنی ملاقات با الله در آخرت. و برای دیگران، ممکنه به معنی نجات از مشکلات این دنیا و چیزای دیگه باشه. معناش به نیاز هر فرد بستگی داره. و این، تشویق رو حتی قوی‌تر می‌کنه. علاوه بر این، ممکنه پنج سال دیگه رستگاری برای تو معنای متفاوتی داشته باشه. به این شکل، آیه همیشه امیدت رو تازه نگه می داره انگار که داری برای اولین بار می‌خونیش. برای انجام این کار، قرآن از جملات، کلمات یا حروف اضافی استفاده نمی‌کنه. فقط از کلمه‌ای استفاده میکنه که پایانش باز هست.

وقتی به هر سه مثال نگاه می‌کنیم، می‌بینیم چطور انتخابِ کلمات مبهم در قرآن، و حتی هر کلمه و حرفی که استفاده می‌کنه، می‌تونه معانی عمیق و وسیعی رو حمل کنه. حالا، فقط تصور کنین جملات و آیات کامل چه چیزایی رو می‌تونن بیان کنن. برای همینه که هزاران کتاب تفسیر درباره آیات قرآن نوشته شدن. تو نمی‌تونی هیچ کتاب دیگه‌ای رو توی دنیا پیدا کنی که حتی نزدیک به این باشه. دقیقاً اینجاست که یه جنبه ی اِعجاب آورِ دیگه ی قرآن، روشن می‌شه. نکته دوم مون که: عمق شگفت‌انگیزیش و پوشش گسترده‌شه. خب، پوشش گسترده یعنی چی؟ یعنی قرآن فقط درباره نماز یا عبادت نیست. کتابیه که درباره همه چیز صحبت می کنه. تو رو از دنیای گیاهان و حیوانات برمیداره و به روانشناسی انسان می‌بره.

درباره جامعه، قانون، دیپلماسی، علم، و حتی ستاره‌های بالای سر مون حرف می‌زنه. داستان ملل گذشته رو تعریف می‌کنه، و درباره آینده بهمون خبر می‌ده. و اخباری رو میگه که قبلاً به حقیقت پیوستن. یه خط زمانی وسیعی رو پوشش می‌ده. که از آفرینش جهان شروع میشه و تا روز قیامت ادامه داره. و همچنین تا زندگی ابدیی که بعدش میاد... یه آیه درباره خونواده میتونه امروز به عنوان یه مشاوره قانونی عمل کنه، و فردا راهنمایی ای برای پاک کردن روح باشه. یه مثال دیگه: ربا حرام اعلام شده، و بی عدالتی کم رنگ می‌شه. یا نفرت، حسادت و، نژادپرستی. اینا مشکلاتی هستن که بشریت برای قرن‌ها نتونسته حلشون کنه. با این حال قرآن توی چند خط بهشون پاسخ می‌ده هر بار که بازش می‌کنین، انتظار دارین چیزای بیشتری توش پیدا کنین.

و واقعاًم هر بار بیشتر بهتون می‌ده. و بخش شگفت‌انگیزش اینجاست که : در حالی که موضوعات اینقدر عمیقن، نحوه توضیحشون به قدری ساده ست که هرکسی می‌تونه بفهمه تشون. خب، می‌تونین همچین پوشش دهی گسترده ای رو توی هیچ کتاب دیگه‌ای پیدا کنین؟ به متخصصان انسانی فکر کنین. یکی عمرش رو وقف قانون کرده. یکی دیگه وقف ستاره‌شناسی. سومیم به روانشناسی. هرکدوم توی رشته ی خودشون نابغه هستن. اما تو از یه وکیل نمی‌خوای که رازهای فضا رو توضیح بده. یا از یه ستاره‌شناس نمی خوای که عمقِ روح انسان رو ترسیم کنه. این یه محدودیت اساسیه انسانیه. اما قرآن با اقتدار درباره هر جنبه‌ای از زندگی حرف می‌زنه. هرچی قرن‌ها می‌گذره، ارزشش بیشتر درک می‌شه.

و در حالی که همه چی توی این دنیا با گذر زمان کهنه می‌شن، فقط قرآنه که تازه‌تر، مرتبط‌تر و قدرتمندتر می‌شه. و پیامبری که اون رو به ما ابلاغ کرد، مردی بود که قادر به خوندن و نوشتن نبود. صلی الله علیه و آله و سلم قطعاً، این دوباره به وضوح نشون میده که هیچ‌کس نمی‌تونه چیزی مثل این کتاب بیاره. و قرآن همه این کارا رو بدون اینکه لحنش خشک و دایره‌المعارف‌طور بشه، انجام می‌ده. و این ما رو به سومین موضوع می‌رسونه: جریان قدرتمند کلمات قرآن.

میدونین منظورم چیه؟ مثلاً، توی سوره انعام، یه آیه هست که می‌گه: "هرکسی را که او بخواهد گمراه نماید، الله سینه‌اش را چنان تنگ می‌کند، که گویی به زحمت در آسمان بالا می‌رود." توی آیه، این عبارت هست: کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاءِ به نظر شبیه کسیه که داره برای نفس کشیدن تقلا می‌کنه. وقتی "یَصَّعَّدُ" رو می‌گی، تلفظش سخت‌تر می‌شه. راستی، توی اون زمان، مردم نمی‌دونستن که هرچی بالاتر می‌ری، اکسیژن کم می‌شه و نفس کشیدن سخت‌تر می‌شه. و وقتی به این موضوعم فکر می‌کنیم، می‌بینیم که همون آیه یه معجزه علمی م داره. یا سوره قمر رو در نظر بگیرین. حرف آخر کلمه "قمر" "را" هست. اگه دقت کنین، می‌بینین که این سوره ۵۵ آیه داره. و بدون استثنا، هر آیه با حرف "را" تموم می‌شه. توی عربی، قمر یعنی ماه.

و اگه به شکل حرف "را" نگاه کنین، چیزی رو که یادتون می‌ندازه دقیقاً اینه: یه هِلال ماه. یه مثال معروف دیگه، سوره ناس هستش. درباره وسوسه‌های پنهانی شیطان حرف می‌زنه. و نحوه تلفظ آیاتش یادآورِ پچ‌پچ کردن و زمزمه ست. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ. مَلِكِ النَّاسِ. إِلَٰهِ النَّاسِ. مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ. الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ. مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ. اون جوری که شیطان پنهانی با قلب حرف می‌زنه حتی از طریق صدای کلماتم حس می‌شه. هماهنگی آوایی قرآن به عنوان حوزه‌ای جداگانه، برای مطالعه در نظر گرفته شده. اگر کسی در مورد جریان کلمات قرآن شک داره، می‌تونه فقط پنج دقیقه بطور آنلاین بهش گوش بده. و اون توی قلبش حسش می‌کنه.

آدمایی هستن که صدها بار ختمِ قرآن انجام دادن، و هر بارم دوباره شروعش می‌کنن، بدون اینکه خسته بشن. همیشه هم با همون لذت روحانی. آیا می‌تونین کتاب دیگه‌ای رو بارها و بارها بخونین، و بازم همیشه با همون هیجان شروع کنین؟ بعد از یه مدتی ازش خسته می‌شین. و فقط مسئله خوندن نیست. میلیونا نفر هستن که کل قرآن رو حفظ کردن. بله، همه ۶۰۰ صفحه ش رو. حتی بچه‌های پنج‌ساله‌ای م داشتیم، که حفظش کردن. این شوخی نیست. و می‌دونین شگفت‌انگیزترین بخشش کجاست؟ الله همه این کارا رو با همون حروف و کلماتی انجام میده که ما هر روز ازشون استفاده می‌کنیم. اما اونا رو به چنان شیوه بی‌نقصی مرتب می‌کنه که حتی بزرگ‌ترین اساتید زبان هم مجبور شدن اعتراف کنن که: "این نمی‌تونه سخن یه انسان باشه.

و قطعاً فقط از طرف خداست." و در نهایت، بیاین بریم سراغ موضوع چهارم: که توضیحات علمیِ توی قرآنه. بذارین یه نگاه سریع بندازیم. سوره ذاریات، آیه ۴۷: گسترش جهان. سوره حدید، آیه ۲۵: این حقیقت که آهن از آسمان نازل شده. سوره زُمَر، آیه ۶: رشد بچه داخل رحِم مادر در طی سه مرحله از تاریکی. سوره نور، آیه ۴۰: وجود تاریکی در اعماق اقیانوس. سوره نَبَاء، آیه ۱۲: لایه‌های جوّ. سوره اَنعام، آیه ۱۲۵: تغییر فشار هوا در ارتفاعات بالاتر. سوره نَحل، آیه ۶۸: جنسیتِ زنبورای سازنده ی عسل‌. سوره رعد، آیه ۳: وجود نر و ماده گی در گیاهان. سوره اَعراف، آیه ۵۷: بارِ ابرها. سوره قیامه، آیه ۴: منحصربه‌فرد بودنِ اثر انگشت انسان. سوره حِجر، آیه ۲۲: نقش بارورکننده گی بادها. و خیلی چیزای دیگه.

چه کسی اصلاً می‌تونه همچین کاری رو بکنه؟ مثلاً، ارسطو یکی از معروف‌ترین اسامی در تاریخه. و تأثیر زیادی روی خیلیا گذاشته. درباره موضوعات گوناگون، در زمینه‌های مختلف علمی حرف زده. اما بیشتر از ۷۰٪ ادعاهای علمی‌ش، برخلاف علم امروزیه. با این حال، قرآن ادعاهای اون رو تکرار نکرده. یا اسحاق نیوتن رو در نظر بگیرین، که به عنوانِ پدر فیزیک مدرن شناخته میشه. اون از ایده ی جهانِ ایستا حمایت می‌کرد. از طرف دیگه، علم امروزی میگه که جهان دائماً در حال گسترشه. درست مثل چیزی که قرآن گفته. پس چیزی که می‌خوام بگم اینه: در اون زمان، صحبت درباره همچین موضوعاتی مثل راه رفتن توی میدان مین بود. به طور خلاصه، می‌تونیم اینطور جمعش کنیم که: برای صدها سال، دانشمندان بی‌شماری سعی کردن از یه کوه بالا برن.

و وقتی بالاخره به قله رسیدن، متوجه شدن که قرآن از همون اولشم اونجا بوده. و این واقعیت که قرآن توی حتی یه مورد م اشتباه نکرده نشونه واضحیه که هیچ چیزی نمی‌تونه با اون برابری کنه. اگر فکر می‌کنین این فقط یه جور کلام انسانیه، پس کتابی رو بیارین که توی هر حرفش، همون عمق رو داشته باشه. از اونجایی که قرآن یه چالشی رو اعلام کرده، بذارین با کلام خودش تمومش کنیم: "آیا در قرآن نمی‌اندیشند [تا حقایق را بفهمند]، یا بر دل‌هایشان قفل‌هایی قرار دارد؟"