Towards Eternity
بازگشت به وبلاگ

عیسی در قرآن و انجیل چطور معرفی شده؟| تفاوت‌های شگفت انگیز بین اسلام و مسیحیت

تاریخ انتشار

تماشا در یوتیوب

زنی باردار، تنها، زیر سایه درخت نخلی نشسته بود درد زایمان شروع شد و شدیدتر شد اما او بیشتر از درد زایمان نگران موقعیتش بود زیرا میترسید هنگام بازگشت به میان قوم خود به بی‌عفتی متهم شود نوزادی که حمل میکرد، نوزادی عادی نبود او به شکل معجزه‌آسایی بدون پدر خلق شده بود بله، با وجود اینکه هیچ مردی او را لمس نکرده بود، اما باردار شده بود اکنون قرار بود این نوزاد را به دنیا آورد اما قومش حرف او را باور نمیکرد و به او افترا میزند این نوزاد که به شکل معجزه‌آسایی خلق شده بود که بود؟ فردی که بدون پدر به دنیا آمد کسی بود که مردگان را به اذن خدا زنده میکرد بیماریهای لاعلاج را شفا میداد به نابینایان، بینایی میبخشید و به آسمانها عروج کرد پسر مریم، عیسی مسیح (ع) که به نام عیسی (ع) نیز شناخته میشود با آنکه او هم در اسلام و هم در مسیحیت پذیرفته شده است اما داستان او در این دو دین به شکلی متفاوت روایت شده اکنون داستان او را از دید قرآن و انجیل بررسی میکنیم و شباهتها و تفاوتهایشان را مقایسه میکنیم اگر آماده هستید، شروع میکنیم قبل از اینکه مریم (ع)، ملقب به مریم مقدس، به دنیا بیاید مادرش، حنا، گفت که اگر کودکی به دنیا آورد او را به معبد مقدس در اورشلیم یعنی به بیت‌المقدس تقدیم خواهد کرد این داستان در قرآن اینگونه ذکر شده چون زن عمران گفت پروردگارا آنچه در شكم خود دارم نذر تو كردم پس از من بپذير كه تو خود شنواى دانايى هنگامی که حنا این دعا را کرد انتظار داشت کودکش پسر باشد اما در عوض دختری به دنیا آورد در ابتدا بنظر میرسید خداوند دعای او را اجابت نکرده اما در واقعیت دعایش رو به شکلی بسیار زیباتر اجابت کرده بود با آنکه مریم دختر بود اما مادرش او را به بیت‌المقدس تقدیم کرد وقف یک دختر به چنین مکانی امری بی‌سابقه و نامعمول بود مریم در آنجا زندگی خود را وقف خداوند کرد و شبانه روز به عبادت مشغول شد فردی که قیم او بود، زکریای نبی (ع)، شوهر خاله‌اش بود که در انجیل با نام زکریا شناخته می شود او مریم را بسیار دوست داشت یک روز، هنگامی که مریم مثل همیشه مشغول عبادت بود ناگهان مردی را روبروی خود دید از شدت تعجب، ترس تمام وجودش را فراگرفت میترسید که به او آسیب برساند گفت اگر پرهيزگارى، من از تو به خداى رحمان پناه مى برم اما غریبه‌ای که مقابلش ایستاده بود، موجودی عادی نبود او یک فرشته بود و هیچ نیت بدی نداشت او جبرئیل (ع) بود که در انجیل با نام گابریل شناخته میشود او برای اینکه مریم را نترساند در قالب یک انسان ظاهر شد در واقع آمده بود تا خبر خوبی به او بدهد او با صدایی آرام و اطمینان بخش گفت من فقط فرستاده پروردگار توام برای اينكه به تو پسرى پاكيزه ببخشم گفت چگونه مرا پسرى باشد با آنكه دست بشرى به من نرسيده و بدكار نبوده‌ام گفت چنين است، پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است تا او را نشانه‌ای براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم و اين دستورى قطعى بود خبر به دنیا آمدن عیسی اینگونه به او داده شد خداوند متعال دستور داد که او بدون پدر به دنیا آید این کار برای خدا کار بسیار راحتی بود همانطور که اولین انسان را خلق کرده بود یعنی حضرت آدم، بدون وجود پدر یا مادر عیسی را هم بدون پدر خلق کرد تنها خدمتکاری به پاکی مریم، قادر بود چنین مسئولیت مقدسی را تحمل کند داستان بارداری مریم تقریبا به همین صورت در انجیل روایت شده با اینحال نکته جالب این است که هیچکس بارداری او را عجیب نمیداند یا زیرسوال نمیبرد در حالیکه طبق قرآن، این موضوع، شروع آزمون بزرگی برای مریم بود که رحمت خدا بر او باد روزها گذشت و تولد عیسی نزدیکتر شد اما او باید چه میکرد تا قومش حرفش را باور کند؟ چطور میتوانست آن را ثابت کند؟ او با غلیانی از احساسات درونی به مکانی دور از همه پناه برد حال زمان تولد فرا رسیده بود در حالی که درد میکشید، به تنه یک درخت خرما نزدیک شد در حالی که از شدت اضطراب و اندوه از پا درآمده بود، گفت اى كاش پيش از اين مرده بودم و کاملا فراموش ‏شده بودم آیا میتوانید ترسش را تصور کنید؟ او بیش از درد زایمان نگران واکنش مردم بود جبرییل او را ندا داد و گفت غم مدار، پروردگارت زير پاى تو چشمه آبى پديد آورده است تنه درخت‏ خرما را به طرف خود بگير بر تو خرماى تازه می‌ریزد و بخور و بنوش و ديده روشن دار پس اگر كسى از آدميان را ديدى بگوى من براى خداى رحمان روزه نذر کرده‌ام و امروز مطلقا با انسانى سخن نخواهم گفت در قرآن به رنجی که مریم متحمل شد، نحوه به دنیا آمدن عیسی و نحوه برخورد مردم و واکنش آنها اشاره شده است با این حال، در انجیل اشاره‌ای به این قسمت از داستان نشده و فضایی در آن توصیف نشده که مردم این رویداد را خارق‌العاده بیابند آیا این موضوع نمیتوانست منجر به افترا شود؟ حالا بیایید به بررسی ادامه اتفاقاتی که رخ داد بپردازیم او به گناه بزرگی متهم شد گناهی که به هیچ وجه مرتکبش نشده بود بی‌گناهی او باید ثابت میشد باید از این اتهام وحشتناک نجات میافت مریم به سوى عيسى اشاره كرد آنها که شوکه شده بودند گفتند چگونه با كسى كه در گهواره و كودک است‏ سخن بگوييم اما آنها از یک چیز اطلاع نداشتند او بنده برگزیده خداوند بود کودکی که در گهواره بود گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است همه از شنیدن سخن گفتن یک نوزاد، شگفت زده شدند با این حال، در انجیل به سخن گفتن عیسی در گهواره اشاره نشده است پس این داستان در انجیل چطور روایت شده؟ بر اساس دین اسلام و مسیحیت، مسیح متولد شد و این تهدیدی برای هیرودیس پادشاه آن منطقه بود بر اساس روایت انجیل، مُغ‌ها که منجمان آن زمان بودند گفتند، کجاست آن نوزاد که باید پادشاه یهود گردد؟ ما طلوعِ ستاره او را در شرق دیده‌ایم و آمده‌ایم تا او را بپرستیم هنگامی که پادشاه از این موضوع مطلع شد، برآشفت این پادشاه ستمگر از ترس اینکه قدرتش به خطر بیفتد، فرمان هولناکی را صادر کرد فرمانی که شباهت زیادی به ماجرای حضرت موسی (ع) داشت در بیت‌لحم و در آن نواحی فرمان داد تمام پسران دو ساله و کوچکتر را به قتل برسانند اما هیرودیس یک چیز را فراموش کرد اگر خداوند برنامه خاصی برای بنده ویژه‌اش داشت، هیچکس نمیتوانست جلویش بایستد اما چطور باید از عیسی محافظت کرد؟ در انجیل آمده است که مریم نامزد مرد جوانی به نام یوسف بود با این حال، در منابع اسلامی از چنین فرد یا نامزدی نام برده نشده در انجیل متی آمده است که پیش از فرمان پادشاه فرشته‌ای در خواب یوسف ظاهر شد و گفت، برخیز و کودک و مادرش را برداشته، به مصر فرار کن بنابراین عیسی برای مدتی در مصر ماند سپس بعد از مرگ پادشاه، او بازگشت و در ناصره ساکن شد پس وظیفه نبوت چگونه به حضرت عیسی (ع) داده شد؟ تا آن زمان او رشد معنوی خود را ادامه داده بود و به سن سی سالگی رسیده بود او اکنون از نظر معنوی به حدی از بلوغ رسیده بود که میتوانست خبر خوش زندگی ابدی و وحی خدا را به مردم برساند بر اساس دین اسلام، ماموریت او زمانی آغاز شد که جبرئیل وحی را بر او نازل کرد نام دیگر جبرئیل در قرآن، روح القدس است که یعنی روح قدسی با این حال، طبق روایت انجیل، روح القدس پس از غسل تعمید عیسی (ع)، او را به بیابان برد چهل روز در آنجا ماند و شیطان او را وسوسه کرد در انجیل، این ماجرا اینطور توصیف شده سپس ابلیس او را به قلهٔ کوهی بسیار بلند برد و تمام ممالک جهان و شکوه و جلال آنها را به او نشان داد و گفت اگر زانو بزنی و مرا پرستش کنی همه اینها را به تو میدهم من مالک اینها هستم و به هر کسی بخواهم، می‌بخشم اگر مرا پرستش کنی، آنها از آن تو خواهد بود عیسی به او گفت، در کتاب مقدس آمده خدای خود را بپرست و تنها او را عبادت کن بنظر شما این موضوع عجیب نیست؟ طبق انجیل، شیطان عیسی را محک زد این یعنی او درست مانند من و شما شخصی بود که میتوانست محک زده شود اما اگر طبق مسیحیت، عیسی خداست چگونه میتوانست محک زده شود؟ شیطان هم حتما از ذات او مطلع بوده، درست است؟ پس چرا تلاش کرد او را گمراه کند؟ با این حال، طبق انجیل، او تلاش کرد این کار را انجام دهد اما همانطور که دیدیم پاسخ عیسی (ع) واضح بود او گفت هیچوقت شیطان را نمیپرستد و فقط خدا را میپرستد و به او خدمت میکند او تاکید میکند که نه ثروت و نه شیطان و نه هیچ مخلوق دیگری نباید مورد پرستش قرار گیرد انجیل میگوید که شیطان به مدت چهل روز او را وسوسه کرد بله، چهل روز، اما در نهایت شکست خورد عیسی بعدا به جلیل برگشت او متوجه شد که مردم خودش، یعنی بنی اسرائیل بیش از همه به پاسخ او به شیطان نیاز داشتند آنها آنقدر فاسد شده بودند که منافع مادی خود را به دستورات خدا ترجیح میدادند و حتی زمانی که به نفعشان بود در کشتن پیامبرانشان تردید نکردند از آنجا که عیسی از تورات آگاه بود در برابر افرادی که از دین برای منافع خود استفاده میکردند می‌ایستاد و از یادآوری احکام و آیاتی که بر خلاف منافعشان بود هیچ هراسی نداشت موعظه‌ها و سخنانش تاثیر زیادی بر مردم میگذاشت توجه آنها را جلب میکرد و باعث میشد به او گوش دهند انجیل در مورد شروع ماموریت او داستان متفاوتی را بیان میکند عیسی توسط یحیی در رود اردن غسل تعمید داده شد کسی که در انجیل با نام یحیی تعمید دهنده نیز شناخته میشود هنگامی که عیسی از آب بیرون آمد، روح القدس به شکل جسمانی مانند یک کبوتر بر او نازل شد او اکنون کار پیامبرانی را که پیش از او آمده بودند، ادامه میداد خداوند در قرآن میفرماید آنگاه به دنبال آنان پيامبران خود را پى ‏درپى آورديم و عيسى پسر مريم را در پی آنان آورديم و به او انجيل عطا كرديم و در دلهاى كسانى كه از او پيروى كردند رافت و رحمت نهاديم آنان را به كار پسنديده فرمان می‌دهد و از كار ناپسند باز می‌دارد و یادآوری میکند که تنها به خدا خدمت کنند حالا بیاید این گفتگو را با یک مثال تصور کنیم روزی یک کاتب، یعنی یک عالم مذهبی نزد عیسی آمد و این سوال را از او پرسید این بخش در انجیل مرقس آمده است از تمام احکام خدا، کدام یک از همه مهمتر است؟ عیسی پاسخ داد مهمترین حکم این است بشنو، ای اسرائیل، خداوند ما، خداوند یکتاست خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی فکر و با تمامی قوت خود دوست بدار عالم مذهبی گفت استاد، کاملاً درست فرمودید.

فقط یک خدا وجود دارد و غیر از او خدای دیگری نیست شاید این پاسخ غیر منتظره بنظر برسد بخصوص اگر الهیات جریان اصلی مسیحیت را در نظر بگیریم به خاطر دارید عیسی به شیطان چه گفت؟ آیا بنظر نمیرسید که بر همان نکته تاکید دارد؟ خداوند، خدای ما، فقط یک خدا وجود دارد یعنی او هم خدای شماست هم خدای من این باور در انجیل با این گفته که غیر از او خدای دیگری نیست تقویت میشود در قرآن نیز، عیسی حقیقت مشترکی را به قومش بیان کرد در حقيقت ‏خداست كه خود پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستيد، اين است راه راست هر پیامبری به همراه معجزاتی به سوی قومش فرستاده میشد عیسی نیز مانند تمام پیامبران دیگر، معجزاتی داشت که هم در قرآن و هم در انجیل ذکر شده است البته با آن که بعضی از این داستانها در هر دو کتاب مقدس مشترک است برخی دیگر مختص هر کدام است به عنوان مثال، هر دو کتاب به معجزاتی اشاره میکنند، مانند زنده کردن مردگان درمان بیماریهای پوستی، شفای نابینایان کدام معجزات است که فقط در قرآن به آن ها اشاره شده؟ یکی از آنها، معجزه سخن گفتن عیسی در گهواره است همینطور در قرآن آمده است که هنگامی که پرنده‌ای را از گِل ساخت و در آن دمید، به اذن خدا به پرنده‌ای واقعی تبدیل شد یا به درخواست حواریون او به درگاه خداوند دعا کرد و سفره‌ای پر از انواع غذاها از آسمان نازل شد او همینطور به مردم گفت من میتوانم بگویم که در خانه چه میخورید و چه غذایی را ذخیره میکنید در نهایت در قرآن آمده است که او از صلیب نجات یافت و به آسمان عروج کرد شاید این قسمت، داستان را برای مسیحیانی که برنامه را تماشا میکنند لو دهد وقتی به معجزاتی که تنها در انجیل آمده نگاه میکنیم میبینیم که عیسی تنها با پنج قرص نان و دو ماهی، پنج هزار نفر را سیر کرد یا بر روی آب راه رفت و درخت انجیری را خشکاند علاوه بر معجزاتش یکی از ویژگیهایی که او را متمایز میکرد، تقوای عمیقش بود او با خلوص و علاقه زیاد خدا را میپرستید بعضی اوقات به کوهستان پناه میبرد و کل شب را به نیایش با خدا میپرداخت در انجیل به دعاهای او نیز اشاره شده مسیح وقتی در قالب جسمانی است وقتی در این دنیا به سر می‌برد با اشک و آه و اندوه عمیق به درگاه خدایی که می‌توانست او را از مرگ نجات دهد دعا و استغاثه می‌کرد خدا نیز دعای او را به سبب اطاعت کاملش مستجاب فرمود در بسیاری از آیات دیگر نیز به همین شکل نحوه عبادت و نیایش مسیح با خدا توصیف شده به وجودی والاتر از خود دعا میکرد و رفتارش مانند بنده‌‌ای، متواضع بود اشک میریخت و از او میترسید آیا بنظر نمیرسد این موارد با مفهوم خدا بودن مسیح کاملا در تناقض است؟ به هر حال شما هیچگاه نمیبینید که خدا خودش را بپرستد نه در انجیل، نه در قرآن و نه در هیچ کتاب مقدس دیگری چنین آیاتی در انجیل همچنان جای سوال دارند و باعث میشوند سوالاتی در رابطه با آموزه‌های سنتی کلیسا مطرح شود یکی دیگر از خصوصیاتی که او را در مقایسه با مردم آن دوران متمایز میکرد نحوه صحبت کردنش بود او از قیاس‌های زیبایی استفاده میکرد تا درک حقیقت را آسان کند حالا بیاید دوباره خود در آن دوران تصور کنیم و به یکی از سخنان او که در انجیل متی آمده، گوش دهیم مراقب پیامبران دروغین باشید آنها که در لباس میشِ بی‌آزار نزد شما می‌آیند، اما در واقع گرگهای درنده می‌باشند آنها را می‌توانید از میوه‌هایشان بشناسید آیا انگور را از بوته خار یا انجیر را از خَس می‌چینند؟ درخت خوب، میوه خوب می‌دهد و درخت بد، میوه بد درخت خوب نمی‌تواند میوه بد بدهد درخت بد نیز نمی‌تواند میوه خوب بدهد پس هر درختی که میوه بد بدهد، بریده شده و در آتش انداخته می‌شود همان‌طور که درخت را از میوه‌اش می‌شناسند شما نیز می‌توانید مردم را از اعمالشان بشناسید با این حال، چنین روشی براش شناسایی پیامبران دروغین در قرآن ذکر نشده دلیلش این است که طبق اعتقادات اسلامی حضرت محمد (ص) آخرین پیامبر است و از آنجا که پیامبری پس از او نخواهد آمد طبیعی است که به چنین روشی نیازی نیست با این حال، حضرت عیسی (ع) در این تمثیل خاطرنشان میکند که سلسله پیامبران با او به پایان نمیرسد او به وضوح بیان میکند که پیامبر دیگری در آینده خواهد آمد و توضیح میدهد که چطور میتوان او را شناخت اکنون به سومین سال نبوتش میپردازیم او از سن سی سالگی، با صبر و شجاعت پیامی را که به او داده شده بود، بدون وقفه موعظه میکرد در آن روزها، عید پِسَح یا فطیر در حال نزدیک شدن بود رهبران مذهبی یهودی از شنیدن حقایق ناخوشایند انقدر خسته شده بودند که دیگر نمیتوانستند به هیچ وجه عیسی را تحمل کنند بنابراین آنها با مسئولان حکومت همکاری کردند تا به طریقی از شر او خلاص شوند با این حال، از عشق و حمایت مردم از عیسی وحشت داشتند به همین دلیل تصمیم گرفتند مخفیانه علیه او توطئه کنند عیسی (ع) احساس کرد که به آخرین روزهای زندگی‌ در میان قومش نزدیک میشود اما او نگران آنها بود بعد از مرگ او چه اتفاقی رخ میداد؟ آیا آنها و تمام نسلهای بعدی تا روز قیامت در کفر و ناباوری به سر خواهند برد؟ چه کسی هدایتشان خواهد کرد؟ برای چنین فرد دلسوزی، تحمل چنین احساسی بسیار دشوار بود اما از چنان بینشی بهره‌مند بود که از آن آرامش میگرفت مردم به حال خود رها نمی‌شوند و کسی هدایتشان میکرد او آگاه بود که پس از او کسی خواهد آدم که تمام بشر را به سوی حقیقت هدایت خواهد کرد این نکته هم در قرآن و هم در انجیل ذکر شده این بخش در انجیل یوحنا آمده بسیار چیزهای دیگر دارم که بگویم ولی افسوس که حال نمی‌توانید بفهمید ولی وقتی روح‌القدس که سرچشمۀ همه راستی‌ها است بیاید، تمام حقایق را بر شما آشکار خواهد ساخت زیرا از جانب خود سخن نخواهد گفت، بلکه آنچه را که از من شنیده است، بیان خواهد کرد او از آینده نیز شما را باخبر خواهد ساخت اگر به خاطر داشته باشید، در بخشی دیگر به روش شناسایی پیامبران دروغین اشاره کردند در همان بخش، سرنخی را نیز برای تشخیص آخرین پیامبر ارائه دادند برای مسیحیان این موضوع غیر منتظره است اما اگر بیشتر دقت کنند، متوجه خواهند شد که بدون در شک انجیل باید به حضرت محمد (ص) اشاره میشد چرا؟ چون از دید مسیحیت دو احتمال وجود دارد یا محمد (ص) پیامبری راستین است یا نعوذ بالله، پیامبری است دروغین اگر دقت کنیم متوجه میشویم که یک چهارم از جمعیت دنیا پیرو دین او هستند در طول تاریخ، افراد بیشماری از جمله عالمان مسیحی، از مسیحیت به اسلام گرویده‌اند اگر او پیامبری راستین نبود آنگاه حضرت مسیح بدون شک به مسیحیان هشدار میداد او میگفت، چنین فردی در آینده خواهد آمد حرف او را باور نکنید او از این طریق از آنها محافظت میکرد اما اگر محمد (ص) پیامبری راستین باشد، آنگاه عیسی (ع) میگفت پیامبری با چنین خصوصیاتی بعد از من ظهور خواهد کرد و شما را به راه راست هدایت خواهد نمود.

باید از او پیروی کنید به بیانی دیگر، آیا فکر نمیکنید که عیسی (ع) چه به صورت مثبت چه منفی باید به او اشاره میکرد؟ در واقع بسیاری از عالمان توضیح داده و ثابت کرده‌اند که ظهور حضرت محمد (ص) در آیات مختلفی از انجیل، از پیش خبر داده شده است درست مانند آیاتی که به آنها اشاره کردیم بنابراین عیسی (ع) میدانست که پیامبری پس از او خواهد آمد و این موضوع در روزهای پایانی عمرش، مایه آرامش و تسلی خاطرش بود بالاخره زمان عید فطیر فرا رسید این روز خاص برای عیسی (ع) به نقطه عطفی تبدیل شد پس از پایان دعا عیسی با شاگردانش به باغی از درختان زیتون واقع در آن سوی دره قدرون رفت یهودای خائن نیز آن محل را می‌شناخت زیرا عیسی و شاگردانش بارها در آنجا گرد آمده بودند پس یهودا به همراه سربازان و محافظین مخصوص معبد که کاهنان اعظم و فریسیان در اختیارش گذاشته بودند با اسلحه و مشعلها و چراغها وارد باغ شدند سپس سربازان و ماموران یهودی، عیسی (ع) را دستگیر کرده و دست و پایش را بستند نکته جالب، واکنش عیسی (ع) به افرادی است که آمده بودند تا او را دستگیر کنند چون در دو انجیل متفاوت که رویداد مشابهی روایت شده شاهد دو رفتار کاملا متفاوت هستیم در حالیکه طبق انجیل متی، عیسی (ع) به صورت مسالمت آمیز تسلیم میشود و به شاگردانش میگوید که به خشونت متوسل نشوند اما انجیل یوحنا او را فردی مقتدرتر نشان میدهد که از موضعش عقب نمی‌نشیند در انجیل متی، عیسی گفت، دوست من، کار خود را انجام بده اما در انجیل یوحنا، هنگامی که سربازان از راه رسیدند عیسی با اینکه می‌دانست چه در انتظار اوست، جلو رفت و از ایشان پرسید چه کسی را می‌خواهید؟ جواب دادند عیسای ناصری را عیسی فرمود: من خودم هستم و همه بر زمین افتادند با اینکه مسیحیان بر این باورند که هر دو انجیل از سخنان خدا الهام گرفته‌اند تفاوت در رویدادها همیشه یک معما باقی مانده است چون این تناقضات فقط در این بخش یافت نمیشوند بلکه در بخشهای قبلی و بعدی این داستان نیز دیده میشوند در تمام چهار انجیل میبینیم که بعضی اوقات اطلاعات با یکدیگر تطابق ندارند و گاهی ترتیب رویدادها متفاوت است پس از دستگیری او چه رخ داد؟ به گفته منابع اسلامی مقامات از محل سکونت عیسی (ع) با خبر شدند و آمدند تا او را دستگیر کنند اما او از آنجا رفته بود خداوند او را از دست این افراد بی‌رحم نجات داده بود و او به شکلی معجزه آسا به آسمانها عروج کرد باین حال، آنها اصلا از این موضوع خبر نداشتند چون کسی که در برابرشان ایستاده بود، درست شبیه عیسی بود یهودا.

خداوند یهودا را به شکل عیسی درآورد و مقامات او را همان جا دستگیر کردند با آن که یهودا فریاد میزد من عیسی نیستم، هیچکس حرفش را باور نکرد چه کسی میتوانست در برابر مجازات خداوند مقاومت کند؟ چطور خائن میتوانست از جرمش فرار کند؟ هیچکس به او گوش نکرد و خائن با ترس و ناامیدی به صلیب کشیده شد و اعدام شد او در این دنیا به بخشی از مجازاتش رسید اما سفرش به سمت مجازات واقعی تازه شروع شده بود در قرآن، خداوند در مورد آنچه برای عیسی پیش آمد، اینطور میفرماید او را نه کشتند و نه به دار کشیدند بلکه امر بر آنها مشتبه شد بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و پیوسته خدا مقتدر و کارش از روی حکمت است مسلمانان معتقدند که عیسی (ع) در آسمانهاست نه در بهشت در حالیکه در انجیل، این بخش به این صورت روایت شده سربازانی که عیسی را به صلیب کشیدند، او را مسخره و تحقیر میکردند و مردم یهود گرد آمده بودند تا شاهد اتفاقات باشند در نهایت عیسی با صدای بلند فریاد زد ایلی، ایلی، لاما ساباختنی، یعنی خدای من، خدای من، چرا مرا واگذاشتی؟ وقتی این دو صحنه را با یکدیگر مقایسه میکنید، چه تفاوتهایی را میبینید؟ آیا واقعا داستان عیسی (ع) باید اینطور به پایان میرسید؟ او با شنیدن توهین و تمسخر و سربازها جان سپرد و کلماتی را بر زبان آورد که بنظر میرسد طغیانی علیه خداوند بود؟ یا باید داستان به آن شکلی که در قرآن توصیف شده به پایان میرسید؟ آیا عجیب نیست که کسی که خدا در نظر گرفته میشود به این شکل جان بسپارد؟ صرف نظر از این نکته که، اگر به عنوان خدا جان سپرده است پس زمانی که گفت "چرا مرا واگذاشتی؟" با کی صحبت میکرد؟ یعنی چرا مرا رها کردی؟ در ضمن، ما در مورد کسی صحبت میکنیم که زندگی‌اش را وقف هدایت مردم به سوی خدا و گسترش محبتش کرد آیا حسی که جمله آخرش القا میکند، نشان دهنده سست شدن ایمانش به خدا نیست؟ آیا عیسی (ع) واقعا چنین حرفی زده؟ آیا این کلمات را گفته چون گمان میکرده به فرد اشتباهی اعتماد کرده است؟ یا اگر او واقعا خدا بوده، جمله‌ای مانند چرا مرا واگذاشتی؟ به این معنا نیست که او از آنچه قرار بود رخ دهد اطلاعی نداشته یا ناامید شده بود؟ چطور این ویژگیها با خداوند سازگار است؟ سوالات زیادی هست که میتوان پرسید آیا فکر نمیکنید که داستانی که اسلام روایت میکند تصویر دقیقتری را از عیسی (ع) به ما ارائه میکند؟ در بسیاری از بخشهای این داستان زمانی که القاب عیسی را تغییر می‌دهیم و خدا و پسر خدا را با رسول و پیامبر جایگزین می‌کنیم این سردرگمی از بین می‌رود عیسی (ع) بارها تاکید کرد که خدا یکی است و خدا را به قومش به عنوان خدای ما معرفی کرد درست مانند پیامبران عهد عتیق هیچ کدام از آنان هیچوقت نگفتند که خداوند بیش از یکی است در عوض همیشه بر یگانگی او تاکید داشتند و گفتند که خداوند اولین و آخرین است هیچ کدام عیسی را پرستش نکرده یا او را به عنوان خدا به قومشان معرفی نکردند با توجه به این دیدگاه، آیا میتوان گفت که هیچ کدام از این پیامبران بزرگ، راه راست را پیدا نکردند؟ بیاید به ادامه داستان برگردیم در انجیل آمده که عیسی از دنیا رفت و پس از سه روز زنده شد و سپس به آسمانها عروج کرد پس اگر طبق هر دو دین، او عروج کرده، بعدا چه رخ داد؟ یکی از نقاط اشتراک اسلام و مسیحیت را در اینجا شاهد هستیم پیروان هر دو دین بر این باورند که عیسی (ع) در آخرالزمان به زمین بازخواهد گشت او به زمین می‌آید و انسانها را از فاجعه‌ای که درگیرش هستند نجات خواهد داد او با ایدئولوژیهایی که زندگی دنیوی و اخروی مردم را نابود میکنند مبارزه خواهد کرد و به عنوان یک قاضی منصف، آنها را به راه راست هدایت خواهد نمود علاوه بر این، طبق دین اسلام او به مردم، ماهیت واقعی مسیحیت را نشان خواهد داد و دروغها و خرافات را از این دین خواهد زدود و شکل اصلی آن را آشکار خواهد ساخت یعنی آنها را به اسلام، که پیام اصلی تمام پیامبران است، هدایت خواهد کرد آنها را به سوی مسیر حضرت محمد (ص) هدایت خواهد کرد یعنی به سوی آخرین پیامبر در سلسله پیامبران عیسی (ع) در روز قیامت در برابر تمام مسیحیان با پروردگار خود، حقیقت را بیان خواهد کرد در سوره مائده، این صحنه اینطور توصیف شده و (یاد کن) آن گاه که در قیامت خدا گوید ای عیسیِ پسر مریم، آیا تو مردم را گفتی که من و مادرم را دو خدای دیگر سوای خدای عالم اختیار کنید؟ عیسی گوید: خدایا، تو منزهی هرگز مرا نرسد که چنین سخنی به ناحق گویم چنانچه اگر من این را گفته بودم تو می‌دانستی که تو از اسرار من آگاهی و من از سرّ تو آگاه نیستم همانا تویی که به همه اسرار غیب جهانیان کاملا آگاهی من به آنها هرگز چیزی نگفتم جز آنچه تو مرا بدان امر کردی، که خدای را پرستید همان که پروردگار من و شماست و من بر آن مردم گواه و ناظر اعمال بودم مادامی که در میان آنها بودم و چون روح مرا گرفتی تو خود نگهبان و ناظر اعمال آنان بودی و تو بر همه چیز عالم گواهی سوره مائده، آیه ۱۱۶ - ۱۱۷