روز رستاخیز - پل صراط | از سری ویدیو های روز قیامت - قسمت سوم
تاریخ انتشار
الان رسیدیم به صحنهی ترسناک روز قیامت. بعد از اون همه انتظار برای تموم شدن دنیا، یه صدای بلندی شنیده میشه. خدا اسرافیل (علیه السلام) رو دوباره زنده میکنه . و بهش دستور میده تا دوباره توی صور معروفش بِدَمه...! پل صراط وقتی حسابرسی تموم میشه، یه پلی از بالای جهنم تا بهشت کشیده میشه. و ، قلابهایی از دو طرف پل آویزونن، که وظیفه ی هر کدومشون اینه که یه سری آدم خاصو بگیرن. نه! تو رو خدا کمکم کن! نههه! اون روز تموم صداها از هیبتِ خدای رحمان پایین میان. بجز صدای پاهایی که آروم حرکت میکنن، هیچی نمیشنوی. میفرمایند: آن روز، دهانشان را میبندیم، ولی دستانشان با ما سخن میگویند. و پاهایشان به هر کاری که انجام داده اند شهادت میدهند. خب حالا دیگه دنیا دیگه تموم شده.
همهی فرشتهها، حتی ملکالمُوت هم یکییکی هم مُردن. اما حالا وقتشه که همه چیز دوباره زنده بشه. "و آنگاه شیپور دمیده میشود، و ما آنان را کاملا جمع میکنیم." و اینجاست که، رستاخیز توی دشت محشر شروع میشه. همه کسانی که از زمان اولین انسان تا الان مُردن، یکی یکی زنده میشن. دنیا دیگه مثل چیزی که قبلا میشناختیم نیست. به یه جای کاملاً متفاوت تبدیل شده. یه دشت صاف و بیانتها؛ بدون افق، وسیعتر از هر چیزی که تا حالا دیدی. اونجا باید خیلی انتظار بکشی. نامه اعمال همه بهشون داده میشه و به حساباشون رسیدگی میشه. بعد از اون، تموم اعمالشون روی میزان یا همون (ترازو) وزن میشه. بعدش، پل صراط برپا میشه، و در آخر، سفری که به جهنم یا بهشت ختم میشه شروع میشه. یکی یکی، همه این مراحل رو میبینیم.
شاید بعضیا تعجب کنن، که چطور بدنها دوباره جمع میشن؟ چطور بعد از پوسیده شدن و از هم پاشیدن زیرِ خاک، میتونه رستاخیزی هم باشه؟ تو این آیه، خداوند جواب قشنگی به این سؤال میده.
میفرماید: "چه کسی این استخونها را در حالیکه پوسیده اند زنده میکند؟" بگو: "همان کسی که نخستین بار آن را پدید آورد، زنده اش میگرداند." "و او به هر آفرینشی داناست." واقعاً، مگه خالقی که از طریق کاراش توی دنیا میشناسیمش، که قدرت و عظمت بینهایتی داره و همه چیز رو مرتب نگه میداره، هر بهار نمونههایی از رستاخیز رو نشونمون نمیده؟ مگه نمیبینی دونههایی که زیر خاک پنهان شدن چطور زنده میشن، بیدار میشن، و به گُلای رنگارنگ تبدیل میشن؟ مگه شاهد این موضوع نیستی؟ یه فرمانده رو تصور کن که یه ارتش بزرگ و قدرتمند رو جمع کرده. بعد به همهشون دستور میده برن استراحت کنن.
فکر میکنی این فرمانده نمیتونه سربازای پراکنده شده ش رو دوباره با صدای یه شیپور جمع کنه؟ به همین ترتیب، خدا یه انسان رو با جمع کردن عوامل بیشماری خَلق میکنه. به مادرا توی سرتاسر دنیا غذا میده، و از اون طریق، بچه رو توی شکمش خلق میکنه. پس، آیا ممکنه بعد از مرگ، وقتی اجزای بدنمون تو خاک پراکنده شدن، نتونه دوباره جمعمون کنه؟ همونطور که آیه میگه، "مگر ما از از ابتدا به خَلقشان عاجز بودیم؟" آدما با وحشت و ترس از قبراشون بلند میشن. انگار از یه خواب عمیق بیدار شدن. همه شون در حالیکه پابرهنه و لختن، به طرف یه جایی هجوم میبرن. اما به خاطر وحشت و شوکی که دارن تجربه میکنن، حتی نمیتونن به همدیگه نگاه کنن. هیچکس نمیدونه چیکار کنه. مثل ملخ ها، پراکنده میشن و به هر سمتی میدوَن.
خب در واقع، قبلاً در مورد این لحظه بهشون وعده داده شده بود. اونا با چشمای فرو افتاده، از قبراشون بیرون میان و مثل ملخهای پراکنده شده، سریع به سمتِ ندا دهنده هجوم میبرن. کافرا میگن... این " این روز سختیه." مؤمنایی که از نافرمانیِ خدا دوری کردن با غرور و صورتای شاد راه میرن، یا سوار حیووناشون میشن. اما اونایی که از قرآن رو برگردوندن، تا صحرای محشر رویِ صورتاشون کشیده میشن. بعضی صورتا نورانین و میدرخشن، در حالی که بقیه غرقِ عرقن. آدما شروع میکنن که دنبال عزیزانشون بگردن، اما بیفایده ست. همه تو مشکلات خودشون گم شدن. از همدیگه فرار میکنن. چون تنها چیزی که تو ذهنشون میگذره، نجات از گناهانشونه.
مجرم آرزو میکنه که بتونه خودشو از عذاب اون روز نجات بده اونم با قربانی کردن پسراش، همسرش، برادرش و خونواده نزدیکش که یه وقتی بهش پناه داده بودن و هر کی روی زمین هست رو، همه رو با هم قربانی میکنه تا شاید این بتونه نجاتش بده. لطفاً بذار برم! اگه میخوای همسرمو به جای من بگیر! اگه میخوای دوستامو به جای من بگیر! تو دنیا با هر کی دوست بود، و به حرفای هر کسی که گوش میداد، تو روز قیامت دنبال اونا میگرده. اگه این دوستیا در راه شر بودن، به محض اینکه پیداشون کنه، یقهشون رو میگیره. که من روی زمین من مطیع تو بودم! هر چی گفتی کردم! حالا بگو چیکار کنم! اما اونا بدون اینکه برگردن و نگاش کنن، فرار میکنن. حتی نمیخوان اونی که ازشون پیروی میکرد رو ببینن.
و اون افرادی که مطیع بودن غرق پشیمونی میشن اونایی که مطیع بودن میگن... "کاش یه فرصت دیگه تو زندگی دنیایی داشتیم تا اونا رو انکارشون کنیم، همونجور که اونا طردمون کردن." کمکم، بعضی اسامی تو ذهنت میان. اونا آدمایی هستن که اون روزباید باهاشون روبرو بشی، هرچند اگه میلی هم به دیدنشون نداشته باشی. اما خب، راه فراری نیست. تموم بشریت تو یه صف بزرگ با هم میایستن. و حالا زمانِ انتظار کشیدنه. آدما میخوان بدونن این انتظار چقدر طول میکشه، چون وضعیت غیرقابل تحملیه. اون روز، خورشید از همیشه به آدما نزدیک تر میشه. در حالی که تو دنیا آدما نمی تونستن زیر خورشید ۴۰ درجه وایسن، اون روز باید زیر خورشید سوزانِ محشر برای یه مدت خیلی طولانی منتظر بمونن.
بر اساس وزن گناهانشون، همه خیسِ عرق میشن، جوری که تا حالا نشدن اما آیا هیچ سایهای وجود نخواهد داشت؟ پیامبرمون (صلی الله علیه و سلم) قبلاً مژده کسانی رو که تو سایه هستن داده بودن.
فرمودن: "در روزی که هیچ سایهای جز سایه ی او نیست، خداوند به هفت گروه سایه عطا میکند: به حاکم عادل، به جوانی که با عبادت پروردگار بزرگ شده، به آدمی که دلبسته مسجد ست، دو نفری که فقط به خاطر خدا همدیگر را دوست دارند و فقط به خاطر خدا همدیگر را میبینند و جدا میشوند، یه مردی که دعوت یک زن دلفریب از خانواده ای اشرافی برای رابطه نامشروع را رد میکند و میگوید: 'از خدا میترسم'، یه مردی که مخفیانه صدقه میدهد انقدر مخفیانه که حتی دست چپش نمیداند دست راستش چه داده، و به آدمی که در خلوت الله را یاد میکند و چشمانش پر از اشک میشود." یه مژده دیگه از حدیث اینه هر کسی که به یک بدهکار در زمان سختی وقت بدهد، و همه یا بخشی از بدهی او را ببخشد، خداوند در روز قیامت زیر سایه عرشش او را پناه میدهد، آنهم درست زمانیکه هیچ سایهای جز سایه یِ او نیست.
انتظار برای مدت خیلی طولانی ای ادامه پیدا میکنه. اما بازم قضاوت شروع نمیشه. حتی به جایی میرسه که آدما ناامیدانه دنبال کسی میگردن تا از این وضعیت نجاتشون بده. اول، به سمت پدر بشریت میرن حضرت آدم (علیه السلام). بعد سراغ نوح، ابراهیم، موسی، و عیسی (علیهم السلام) میرن. هرچند اونا از بزرگترین پیامبران هستن، اما همه شون میگن "نَفسی، نَفسی (یعنی خودم، خودم)." روز خیلی سختیه، جوری که حتی پیامبران هم فقط مشغول نجات دادن خودشونن. سبحانالله. هیچکدوم خودشون رو لایق این درخواست از خدا نمیبینن. هر کدوم به بعدی اشاره میکنن تا در نهایت، به سمت پیامبر محمد (صلی الله علیه و سلم) هدایت میشیم. و در نهایت، از طریق دعایی که ایشون به خدا میکنن، قضاوت شروع میشه.
اما از اون به بعد، چیزی که از راه میرسه سختتر از تموم اوناییه که قبلش اتفاق افتاده. قبل از حسابرسی بزرگ، همه توی یه صف میایستن. بعد از سمت چپ، یه غرش دِهشتناک شنیده میشه، جوریکه همه از ترس شروع به لرزیدن میکنن و اون جهنمه. آتش جهنم با همه شدت و قدرتش ظاهر میشه، و بی صبرانه میسوزونه چون جلوش آدمایی هستن که ظلمای بیشمار و گناهان وحشتناکی کردن، کسانی که خدا و پیامبرانش رو نادیده گرفتن، مؤمنین رو مسخره کردن، و صدها آدم بیگناه رو کشتن. و اونا از ترس خشکشون زده، فقط با درموندگی خیره شدن و سمت راست، جنت (یا همون بهشت) با همه زیبایی و شکوهش ظاهر میشه. اونایی که توی دنیا به خدا ایمان داشتن و به پیامبراش گوش دادن با شادی منتظرن.
تو راه وقتی میخوان نامه اعمالت رو بهت بدن، با یه صحنه شوکهکننده روبرو میشی. یه وقتی توی دنیا، یه گوسفندی با سرش به یه یه گوسفند باردار زده بود و باعث شده بود اون بچهش رو از دست بده. اون روز، این دو گوسفند روبروی هم قرار میگیرن تا قصاص گرفته بشه، و همون کار با اون یکی بشه. توی اون لحظه، واقعاً میفهمی که حتی کوچیکترین چیزا که فکر میکردی بیاهمیتن، به حساب میان. هر کس که ذرهای خیر کند، پاداش آن را میبیند. و هر کس ذرهای شر کند، جزای آن را خواهد دید". خب حالا، به همه نامه اعمالشون داده میشه. اهل بهشت نامه رو از سمت راست میگیرن، در حالی که اهل جهنم از سمت چپ یا از پشت میگیرنش.
اونایی که نامهشون از سمت راست داده میشه، اصحاب یمین و اونایی که نامهشون از چپ یا پشت داده میشه اصحاب شِمال نامیده میشن و نامه اعمالشون جلوشون قرار داده میشه، و میبینی که گناهکارا از چیزی که توش نوشته شده وحشت میکن. و میگن... وای بر ما! این چه نامه ایه! هیچ عمل، کوچیک یا بزرگی، رو جا ننداخته. همه کارایی که کردن رو پیشِ روشون میبینن پروردگارتون به هیچکس ظلم نمیکنه کاش هرگز از شیطان پیروی نمیکردم. لطفاً، منو ببخش. یه فرصت دیگه بهم بده. کاش از نَفسم پیروی نمیکردم. کاش ذلیل میشدم. در مورد اهل بهشت اما، وقتی اونا نامه ی اعمالشون رو میگیرن، قرآن اینطور توصیفشون میکنه: هر کی نامه شو توی دست راستش بگیره میگه این نامه اعمال منه، بخونیدش.
میدونستم که به پاداشم میرسم و خب اون یه زندگی دلپذیری در انتظارشه. برای چشیدن طعم آسایش و شادی، توی همچین روز وحشتناکی، آیا واقعاً نمی ارزه که از حرام دوری کنی؟ با وجود تموم ترسا، چیزی که از یه آدم در اون روز خواسته میشه در واقع خیلی ساده ست: که این زندگی کوتاه رو، که تقریباً در قیاس با حیات ابدی اُخروی هیچی نیست دور از حرامها بگذرون. بعد از اینهمه، هر کی زندگیش رو با حرام سپری کنه هرگز نمیتونه طعم شادی واقعی رو بچشه. خدا به کافرا میگه، چند سال روی زمین موندید؟ اونا میگن، یه روز یا بخشی از یه روز و موندیم. پس از اونایی که شمردن بپرس بهشون میگن: فقط یه کمی موندید، ای کاش میدونستید. اونان که زندگی این دنیا رو در عوضِ آخرت خریدن.
عذابشون سبک نمیشه، و کسی کمکشون نمی کنه و حالا، اونایی که ایمان نیاوردن، یعنی کفار، به جهنم انداخته میش؛، جاییکه خونه ابدیشونه و، دیگه هرگز ترکش نمیکنن. بر اساس سطح انکارشون و اشتباهاتی که کردن، عذابشون حتی شدیدتر هم میشه. اما شاید بدترینشون این باشه که هرگز نمیتونن پروردگاری که خلقشون کرده روببینن. حالا فقط یه قدم مونده: پل صراط که روی جهنم ساخته شده و به بهشت میرسه. مؤمنان پرهیزگار، گناهکارا، کفار، همه میان روی این پل. جز این، راه دیگهای برای رسیدن به بهشت نیست. اولین کسانی که از صراط رد میشن پیامبر محمد (صلی الله علیه و سلم) و اُمتش هستن. همه بر اساس اعمالشون از این پل رد میشن. بعضی بسرعت برق ازش رد میشن، بعضی مثل باد.
بعضیا حتی نمیتونن راه برن و سعی میکنن بخزن تا رد شن. دو طرف صراط، قُلابایی آویزونن. اینا دستور دارن تا بعضی آدما رو بگیرن. نه! لطفاً کمکم کن! نه! بعضیا در حالیکه خراش و زخم برداشتن، از این قلابا فرار میکنن، در حالی که بقیه گرفته میشن و توی جهنم پرتاب میشن جهنم هرگز سیر نمیشه. وقتی ازش پرسیده میشه "سیر شدی؟" فریاد میزنه، "هَل مِن مَزید، یعنی (آیا بیشترم هست)؟" ، جهنم با همه ی وحشتش ،درست زیر پاهامونه، جلوی چشمامون میسوزه. سعی میکنیم نگاه نکنیم و فقط از پل رد شیم. بعد به آدمای اطرافمون نگاه میکنیم. بعضیاشون از گناهانشون پشیمونن، در حالیکه بقیه میفتن توی جهنم. و بعدش اونایی هستن که تو دنیا به فکر آخرتشون بودن.
اونا بدون حس کردن هیچ دردی، خیلی سریع از پل رد میشن، دلیل اینکه جهنم به صالحین نشون داده میشه، برای ترسوندن شون نیست. بلکه برای بیشتر کردنِ شادیشونه. بهشون نشون داده میشه که از چه جای وحشتناکی نجات پیدا کردن. اما اینا فورا ازش رد میشن. دلتنگیشون بالاخره بسر میاد، و به خونه ابدیشون، یعنی جَنّت، میرسن. در حالی که همه اینا داره اتفاق میفته، یکی هست که با اندوه و شفقت داره دعا میکنه. اون تموم عمرش، با رحمت به امتش نگاه کرده و براشون دعا کرده. و اون رسول الله (صلی الله علیه و سلم) ه. "نجاتشون بده، ای پروردگارم، نجاتشون بده"، مدام برای مؤمنین دعا میکنه. اون روز، کار سختِ ما قرار گرفتن جلوی عدل خداست اما سختیِ پیامبر، دیدن امتش توی اون وضعیته.
دیدن اونایی که نامه اعمالشون به دست چپشون داده شده، وضعیتشون روی صراط، و سقوط تک تکشون توی جهنم، . از طرف دیگه، راحتی ایشون دیدنِ اوناییه که تونستن به دروازههای جنت برسن. بالاخره، جهنم اونایی رو که لایقش بودن، گرفته. و حالا وقتشه که بهشت به مردمش خوشامد بگه. "و انانی که از پروردگارشان پروا کردند، گروهگروه به سمت بهشت رانده میشوند. چون به آن رسند، در حالیکه درهایش از پیش گشوده شده است، و نگهبانانش به آنان گویند: سلام بر شما، پاکیزه و نیکو شدید. پس وارد آن شوید که در آن جاودانه اید. انشاءالله، اگه موفق بشیم، جایی که آخرِ این سفر بهش میرسیم اونقدر زیباست که، خداوند اینطور توصیفش میکنه جنت جائیست که تابحال هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده، و هیچ انسانی تصور نکرده.
و حالا، ما داریم وارد سرزمین خوشبختی ابدی میشیم، جایی که تا ابد زندگی میکنیم و از همه نوع لذتی بهره میبریم. و بالاتر از همه، بزرگترین نعمت رو داریم که دیدن خداونده. اگه این ویدیو بهت رسیده، مطمئن باش که این تصادفی نیست. خدا اون رو پیشت آورده و باعث شده که تا آخر ببینیش. میدونی چرا؟ چون می خواد یه چیزی توی زندگیت تغییر کنه. پس ما نباید حتی یه قدم به سمتش برداریم؟ وقتشه برای زندگیت تصمیم بگیری. اگه نماز نمیخونی، بزار این لحظه ی شروع نماز خوندنت باشه. با اپلیکیشن نمازمون که کاملاً رایگان وبدون تبلیغاته، میتونی پنج نوبت نماز روزانه رو بخش ثابتی از زندگیت بکنی. اگه میخواین ایمانتون رو قوی کنین و دانش اسلامیتون رو عمیقتر کنین، ما ویدیوهای زیادی توی این کانال براتون آماده کردیم.
میتونین هدف بذارین که منظم ببینیدشون. اگه نمیدونین چطور قرآن رو به عربی بخونین، ما اپلیکیشنی به نام Lamelif Quran ساختیم، که میتونید سریع، راحت و رایگان یاد بگیرین. و اگه میخواین معانی قرآن رو عمیقتر کاوش کنین، میتونین اپلیکیشن تفسیر خوندن ما رو دانلود کنین. یادتون باشه، وقتی برای خودتون هدف بذارین، حتی اگه کوچیک باشه، همه چیز شروع به تغییر کردن میکنه. خب بهشت واقعاً چطوریه؟ چی اونجا منتظرمونه؟ پاسخ این سوالا توی قسمت چهارم و آخر خواهند بود: بهشت و جهنم، با هوش مصنوعی جون گرفته و به تصویر کشیده شده. به یه چیزی توجه کردین؟ حین دیدن این ویدیو، هیچ تبلیغی نمیبینین. چون "بسوی ابدیت" یه سازمان غیرانتفاعیه، ما فقط از طریق حمایتای شماست که میتونیم این ویدیوها رو بسازیم.
اگه میخواین بخشی از این کار خیر باشین، به "بسوی ابدیت" کمک مالی کنین و این فرصت طلایی رو از دست ندین.
همهی فرشتهها، حتی ملکالمُوت هم یکییکی هم مُردن. اما حالا وقتشه که همه چیز دوباره زنده بشه. "و آنگاه شیپور دمیده میشود، و ما آنان را کاملا جمع میکنیم." و اینجاست که، رستاخیز توی دشت محشر شروع میشه. همه کسانی که از زمان اولین انسان تا الان مُردن، یکی یکی زنده میشن. دنیا دیگه مثل چیزی که قبلا میشناختیم نیست. به یه جای کاملاً متفاوت تبدیل شده. یه دشت صاف و بیانتها؛ بدون افق، وسیعتر از هر چیزی که تا حالا دیدی. اونجا باید خیلی انتظار بکشی. نامه اعمال همه بهشون داده میشه و به حساباشون رسیدگی میشه. بعد از اون، تموم اعمالشون روی میزان یا همون (ترازو) وزن میشه. بعدش، پل صراط برپا میشه، و در آخر، سفری که به جهنم یا بهشت ختم میشه شروع میشه. یکی یکی، همه این مراحل رو میبینیم.
شاید بعضیا تعجب کنن، که چطور بدنها دوباره جمع میشن؟ چطور بعد از پوسیده شدن و از هم پاشیدن زیرِ خاک، میتونه رستاخیزی هم باشه؟ تو این آیه، خداوند جواب قشنگی به این سؤال میده.
میفرماید: "چه کسی این استخونها را در حالیکه پوسیده اند زنده میکند؟" بگو: "همان کسی که نخستین بار آن را پدید آورد، زنده اش میگرداند." "و او به هر آفرینشی داناست." واقعاً، مگه خالقی که از طریق کاراش توی دنیا میشناسیمش، که قدرت و عظمت بینهایتی داره و همه چیز رو مرتب نگه میداره، هر بهار نمونههایی از رستاخیز رو نشونمون نمیده؟ مگه نمیبینی دونههایی که زیر خاک پنهان شدن چطور زنده میشن، بیدار میشن، و به گُلای رنگارنگ تبدیل میشن؟ مگه شاهد این موضوع نیستی؟ یه فرمانده رو تصور کن که یه ارتش بزرگ و قدرتمند رو جمع کرده. بعد به همهشون دستور میده برن استراحت کنن.
فکر میکنی این فرمانده نمیتونه سربازای پراکنده شده ش رو دوباره با صدای یه شیپور جمع کنه؟ به همین ترتیب، خدا یه انسان رو با جمع کردن عوامل بیشماری خَلق میکنه. به مادرا توی سرتاسر دنیا غذا میده، و از اون طریق، بچه رو توی شکمش خلق میکنه. پس، آیا ممکنه بعد از مرگ، وقتی اجزای بدنمون تو خاک پراکنده شدن، نتونه دوباره جمعمون کنه؟ همونطور که آیه میگه، "مگر ما از از ابتدا به خَلقشان عاجز بودیم؟" آدما با وحشت و ترس از قبراشون بلند میشن. انگار از یه خواب عمیق بیدار شدن. همه شون در حالیکه پابرهنه و لختن، به طرف یه جایی هجوم میبرن. اما به خاطر وحشت و شوکی که دارن تجربه میکنن، حتی نمیتونن به همدیگه نگاه کنن. هیچکس نمیدونه چیکار کنه. مثل ملخ ها، پراکنده میشن و به هر سمتی میدوَن.
خب در واقع، قبلاً در مورد این لحظه بهشون وعده داده شده بود. اونا با چشمای فرو افتاده، از قبراشون بیرون میان و مثل ملخهای پراکنده شده، سریع به سمتِ ندا دهنده هجوم میبرن. کافرا میگن... این " این روز سختیه." مؤمنایی که از نافرمانیِ خدا دوری کردن با غرور و صورتای شاد راه میرن، یا سوار حیووناشون میشن. اما اونایی که از قرآن رو برگردوندن، تا صحرای محشر رویِ صورتاشون کشیده میشن. بعضی صورتا نورانین و میدرخشن، در حالی که بقیه غرقِ عرقن. آدما شروع میکنن که دنبال عزیزانشون بگردن، اما بیفایده ست. همه تو مشکلات خودشون گم شدن. از همدیگه فرار میکنن. چون تنها چیزی که تو ذهنشون میگذره، نجات از گناهانشونه.
مجرم آرزو میکنه که بتونه خودشو از عذاب اون روز نجات بده اونم با قربانی کردن پسراش، همسرش، برادرش و خونواده نزدیکش که یه وقتی بهش پناه داده بودن و هر کی روی زمین هست رو، همه رو با هم قربانی میکنه تا شاید این بتونه نجاتش بده. لطفاً بذار برم! اگه میخوای همسرمو به جای من بگیر! اگه میخوای دوستامو به جای من بگیر! تو دنیا با هر کی دوست بود، و به حرفای هر کسی که گوش میداد، تو روز قیامت دنبال اونا میگرده. اگه این دوستیا در راه شر بودن، به محض اینکه پیداشون کنه، یقهشون رو میگیره. که من روی زمین من مطیع تو بودم! هر چی گفتی کردم! حالا بگو چیکار کنم! اما اونا بدون اینکه برگردن و نگاش کنن، فرار میکنن. حتی نمیخوان اونی که ازشون پیروی میکرد رو ببینن.
و اون افرادی که مطیع بودن غرق پشیمونی میشن اونایی که مطیع بودن میگن... "کاش یه فرصت دیگه تو زندگی دنیایی داشتیم تا اونا رو انکارشون کنیم، همونجور که اونا طردمون کردن." کمکم، بعضی اسامی تو ذهنت میان. اونا آدمایی هستن که اون روزباید باهاشون روبرو بشی، هرچند اگه میلی هم به دیدنشون نداشته باشی. اما خب، راه فراری نیست. تموم بشریت تو یه صف بزرگ با هم میایستن. و حالا زمانِ انتظار کشیدنه. آدما میخوان بدونن این انتظار چقدر طول میکشه، چون وضعیت غیرقابل تحملیه. اون روز، خورشید از همیشه به آدما نزدیک تر میشه. در حالی که تو دنیا آدما نمی تونستن زیر خورشید ۴۰ درجه وایسن، اون روز باید زیر خورشید سوزانِ محشر برای یه مدت خیلی طولانی منتظر بمونن.
بر اساس وزن گناهانشون، همه خیسِ عرق میشن، جوری که تا حالا نشدن اما آیا هیچ سایهای وجود نخواهد داشت؟ پیامبرمون (صلی الله علیه و سلم) قبلاً مژده کسانی رو که تو سایه هستن داده بودن.
فرمودن: "در روزی که هیچ سایهای جز سایه ی او نیست، خداوند به هفت گروه سایه عطا میکند: به حاکم عادل، به جوانی که با عبادت پروردگار بزرگ شده، به آدمی که دلبسته مسجد ست، دو نفری که فقط به خاطر خدا همدیگر را دوست دارند و فقط به خاطر خدا همدیگر را میبینند و جدا میشوند، یه مردی که دعوت یک زن دلفریب از خانواده ای اشرافی برای رابطه نامشروع را رد میکند و میگوید: 'از خدا میترسم'، یه مردی که مخفیانه صدقه میدهد انقدر مخفیانه که حتی دست چپش نمیداند دست راستش چه داده، و به آدمی که در خلوت الله را یاد میکند و چشمانش پر از اشک میشود." یه مژده دیگه از حدیث اینه هر کسی که به یک بدهکار در زمان سختی وقت بدهد، و همه یا بخشی از بدهی او را ببخشد، خداوند در روز قیامت زیر سایه عرشش او را پناه میدهد، آنهم درست زمانیکه هیچ سایهای جز سایه یِ او نیست.
انتظار برای مدت خیلی طولانی ای ادامه پیدا میکنه. اما بازم قضاوت شروع نمیشه. حتی به جایی میرسه که آدما ناامیدانه دنبال کسی میگردن تا از این وضعیت نجاتشون بده. اول، به سمت پدر بشریت میرن حضرت آدم (علیه السلام). بعد سراغ نوح، ابراهیم، موسی، و عیسی (علیهم السلام) میرن. هرچند اونا از بزرگترین پیامبران هستن، اما همه شون میگن "نَفسی، نَفسی (یعنی خودم، خودم)." روز خیلی سختیه، جوری که حتی پیامبران هم فقط مشغول نجات دادن خودشونن. سبحانالله. هیچکدوم خودشون رو لایق این درخواست از خدا نمیبینن. هر کدوم به بعدی اشاره میکنن تا در نهایت، به سمت پیامبر محمد (صلی الله علیه و سلم) هدایت میشیم. و در نهایت، از طریق دعایی که ایشون به خدا میکنن، قضاوت شروع میشه.
اما از اون به بعد، چیزی که از راه میرسه سختتر از تموم اوناییه که قبلش اتفاق افتاده. قبل از حسابرسی بزرگ، همه توی یه صف میایستن. بعد از سمت چپ، یه غرش دِهشتناک شنیده میشه، جوریکه همه از ترس شروع به لرزیدن میکنن و اون جهنمه. آتش جهنم با همه شدت و قدرتش ظاهر میشه، و بی صبرانه میسوزونه چون جلوش آدمایی هستن که ظلمای بیشمار و گناهان وحشتناکی کردن، کسانی که خدا و پیامبرانش رو نادیده گرفتن، مؤمنین رو مسخره کردن، و صدها آدم بیگناه رو کشتن. و اونا از ترس خشکشون زده، فقط با درموندگی خیره شدن و سمت راست، جنت (یا همون بهشت) با همه زیبایی و شکوهش ظاهر میشه. اونایی که توی دنیا به خدا ایمان داشتن و به پیامبراش گوش دادن با شادی منتظرن.
تو راه وقتی میخوان نامه اعمالت رو بهت بدن، با یه صحنه شوکهکننده روبرو میشی. یه وقتی توی دنیا، یه گوسفندی با سرش به یه یه گوسفند باردار زده بود و باعث شده بود اون بچهش رو از دست بده. اون روز، این دو گوسفند روبروی هم قرار میگیرن تا قصاص گرفته بشه، و همون کار با اون یکی بشه. توی اون لحظه، واقعاً میفهمی که حتی کوچیکترین چیزا که فکر میکردی بیاهمیتن، به حساب میان. هر کس که ذرهای خیر کند، پاداش آن را میبیند. و هر کس ذرهای شر کند، جزای آن را خواهد دید". خب حالا، به همه نامه اعمالشون داده میشه. اهل بهشت نامه رو از سمت راست میگیرن، در حالی که اهل جهنم از سمت چپ یا از پشت میگیرنش.
اونایی که نامهشون از سمت راست داده میشه، اصحاب یمین و اونایی که نامهشون از چپ یا پشت داده میشه اصحاب شِمال نامیده میشن و نامه اعمالشون جلوشون قرار داده میشه، و میبینی که گناهکارا از چیزی که توش نوشته شده وحشت میکن. و میگن... وای بر ما! این چه نامه ایه! هیچ عمل، کوچیک یا بزرگی، رو جا ننداخته. همه کارایی که کردن رو پیشِ روشون میبینن پروردگارتون به هیچکس ظلم نمیکنه کاش هرگز از شیطان پیروی نمیکردم. لطفاً، منو ببخش. یه فرصت دیگه بهم بده. کاش از نَفسم پیروی نمیکردم. کاش ذلیل میشدم. در مورد اهل بهشت اما، وقتی اونا نامه ی اعمالشون رو میگیرن، قرآن اینطور توصیفشون میکنه: هر کی نامه شو توی دست راستش بگیره میگه این نامه اعمال منه، بخونیدش.
میدونستم که به پاداشم میرسم و خب اون یه زندگی دلپذیری در انتظارشه. برای چشیدن طعم آسایش و شادی، توی همچین روز وحشتناکی، آیا واقعاً نمی ارزه که از حرام دوری کنی؟ با وجود تموم ترسا، چیزی که از یه آدم در اون روز خواسته میشه در واقع خیلی ساده ست: که این زندگی کوتاه رو، که تقریباً در قیاس با حیات ابدی اُخروی هیچی نیست دور از حرامها بگذرون. بعد از اینهمه، هر کی زندگیش رو با حرام سپری کنه هرگز نمیتونه طعم شادی واقعی رو بچشه. خدا به کافرا میگه، چند سال روی زمین موندید؟ اونا میگن، یه روز یا بخشی از یه روز و موندیم. پس از اونایی که شمردن بپرس بهشون میگن: فقط یه کمی موندید، ای کاش میدونستید. اونان که زندگی این دنیا رو در عوضِ آخرت خریدن.
عذابشون سبک نمیشه، و کسی کمکشون نمی کنه و حالا، اونایی که ایمان نیاوردن، یعنی کفار، به جهنم انداخته میش؛، جاییکه خونه ابدیشونه و، دیگه هرگز ترکش نمیکنن. بر اساس سطح انکارشون و اشتباهاتی که کردن، عذابشون حتی شدیدتر هم میشه. اما شاید بدترینشون این باشه که هرگز نمیتونن پروردگاری که خلقشون کرده روببینن. حالا فقط یه قدم مونده: پل صراط که روی جهنم ساخته شده و به بهشت میرسه. مؤمنان پرهیزگار، گناهکارا، کفار، همه میان روی این پل. جز این، راه دیگهای برای رسیدن به بهشت نیست. اولین کسانی که از صراط رد میشن پیامبر محمد (صلی الله علیه و سلم) و اُمتش هستن. همه بر اساس اعمالشون از این پل رد میشن. بعضی بسرعت برق ازش رد میشن، بعضی مثل باد.
بعضیا حتی نمیتونن راه برن و سعی میکنن بخزن تا رد شن. دو طرف صراط، قُلابایی آویزونن. اینا دستور دارن تا بعضی آدما رو بگیرن. نه! لطفاً کمکم کن! نه! بعضیا در حالیکه خراش و زخم برداشتن، از این قلابا فرار میکنن، در حالی که بقیه گرفته میشن و توی جهنم پرتاب میشن جهنم هرگز سیر نمیشه. وقتی ازش پرسیده میشه "سیر شدی؟" فریاد میزنه، "هَل مِن مَزید، یعنی (آیا بیشترم هست)؟" ، جهنم با همه ی وحشتش ،درست زیر پاهامونه، جلوی چشمامون میسوزه. سعی میکنیم نگاه نکنیم و فقط از پل رد شیم. بعد به آدمای اطرافمون نگاه میکنیم. بعضیاشون از گناهانشون پشیمونن، در حالیکه بقیه میفتن توی جهنم. و بعدش اونایی هستن که تو دنیا به فکر آخرتشون بودن.
اونا بدون حس کردن هیچ دردی، خیلی سریع از پل رد میشن، دلیل اینکه جهنم به صالحین نشون داده میشه، برای ترسوندن شون نیست. بلکه برای بیشتر کردنِ شادیشونه. بهشون نشون داده میشه که از چه جای وحشتناکی نجات پیدا کردن. اما اینا فورا ازش رد میشن. دلتنگیشون بالاخره بسر میاد، و به خونه ابدیشون، یعنی جَنّت، میرسن. در حالی که همه اینا داره اتفاق میفته، یکی هست که با اندوه و شفقت داره دعا میکنه. اون تموم عمرش، با رحمت به امتش نگاه کرده و براشون دعا کرده. و اون رسول الله (صلی الله علیه و سلم) ه. "نجاتشون بده، ای پروردگارم، نجاتشون بده"، مدام برای مؤمنین دعا میکنه. اون روز، کار سختِ ما قرار گرفتن جلوی عدل خداست اما سختیِ پیامبر، دیدن امتش توی اون وضعیته.
دیدن اونایی که نامه اعمالشون به دست چپشون داده شده، وضعیتشون روی صراط، و سقوط تک تکشون توی جهنم، . از طرف دیگه، راحتی ایشون دیدنِ اوناییه که تونستن به دروازههای جنت برسن. بالاخره، جهنم اونایی رو که لایقش بودن، گرفته. و حالا وقتشه که بهشت به مردمش خوشامد بگه. "و انانی که از پروردگارشان پروا کردند، گروهگروه به سمت بهشت رانده میشوند. چون به آن رسند، در حالیکه درهایش از پیش گشوده شده است، و نگهبانانش به آنان گویند: سلام بر شما، پاکیزه و نیکو شدید. پس وارد آن شوید که در آن جاودانه اید. انشاءالله، اگه موفق بشیم، جایی که آخرِ این سفر بهش میرسیم اونقدر زیباست که، خداوند اینطور توصیفش میکنه جنت جائیست که تابحال هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده، و هیچ انسانی تصور نکرده.
و حالا، ما داریم وارد سرزمین خوشبختی ابدی میشیم، جایی که تا ابد زندگی میکنیم و از همه نوع لذتی بهره میبریم. و بالاتر از همه، بزرگترین نعمت رو داریم که دیدن خداونده. اگه این ویدیو بهت رسیده، مطمئن باش که این تصادفی نیست. خدا اون رو پیشت آورده و باعث شده که تا آخر ببینیش. میدونی چرا؟ چون می خواد یه چیزی توی زندگیت تغییر کنه. پس ما نباید حتی یه قدم به سمتش برداریم؟ وقتشه برای زندگیت تصمیم بگیری. اگه نماز نمیخونی، بزار این لحظه ی شروع نماز خوندنت باشه. با اپلیکیشن نمازمون که کاملاً رایگان وبدون تبلیغاته، میتونی پنج نوبت نماز روزانه رو بخش ثابتی از زندگیت بکنی. اگه میخواین ایمانتون رو قوی کنین و دانش اسلامیتون رو عمیقتر کنین، ما ویدیوهای زیادی توی این کانال براتون آماده کردیم.
میتونین هدف بذارین که منظم ببینیدشون. اگه نمیدونین چطور قرآن رو به عربی بخونین، ما اپلیکیشنی به نام Lamelif Quran ساختیم، که میتونید سریع، راحت و رایگان یاد بگیرین. و اگه میخواین معانی قرآن رو عمیقتر کاوش کنین، میتونین اپلیکیشن تفسیر خوندن ما رو دانلود کنین. یادتون باشه، وقتی برای خودتون هدف بذارین، حتی اگه کوچیک باشه، همه چیز شروع به تغییر کردن میکنه. خب بهشت واقعاً چطوریه؟ چی اونجا منتظرمونه؟ پاسخ این سوالا توی قسمت چهارم و آخر خواهند بود: بهشت و جهنم، با هوش مصنوعی جون گرفته و به تصویر کشیده شده. به یه چیزی توجه کردین؟ حین دیدن این ویدیو، هیچ تبلیغی نمیبینین. چون "بسوی ابدیت" یه سازمان غیرانتفاعیه، ما فقط از طریق حمایتای شماست که میتونیم این ویدیوها رو بسازیم.
اگه میخواین بخشی از این کار خیر باشین، به "بسوی ابدیت" کمک مالی کنین و این فرصت طلایی رو از دست ندین.