آیا اسلام دستور قتل غیر مسلمانان را صادر کرده؟- حقایق پنهان در مورد جهاد، شرع و برده داری
تاریخ انتشار
اگر اسلام برای انسانها ارزش قائله، چرا مفهومی به نام بردهداری در آن وجود داره؟ جنگهای زیادی در زندگی پیامبر اسلام (ص) وجود دارن، و در اسلام باوری هم بنام جهاد وجود داره. جواب کسیکه بپرسه آیا اینا وحشیانه و خشن نیستن، چیه؟ اگه اسلام مسلمان هارو تشویق به کشتن غیر مسلمونا فقط به این دلیل که مسلمون نیستن، میکنه، پس چرا وقتی مسلمانان حدود هزار سال به هند حکومت میکردن می تونستن اونجا همه هندوها را بکشن؟ درسته؟ شرع بمعنی قانون گذاریه. پس ما شریعت اسلامی داریم، شریعت فرانسوی و آنگلوسکسون داریم. همه این نظامهای حقوقی میتوانند خوب و مفید باشند. اما فقط یه تفاوتی بین شریعت اسلامی و همه این انواع قانونگذاریا هست که عالیه.
آبراهام لینکلن مرد شجاعی بود که لایحه آزادی ۴ میلیون برده رو یهو در ۱ روز تصویب کرد این باعثِ یه جنگ داخلی شد که توش نیم میلیون انسان مُردن و نیم میلیون معلول شدن. اسلام عشق به آزادی رو تو دلای مسلمین مهار کرد اما اسلام چجوری اینکارو کرد؟ مسیحیت عمدتا درباره عشق و صلحه. و در انجیل متی، فصل ۵، آیه ۳۹ آمده که بجای "چشم در برابر چشم"، اگه کسی بهت سیلی زد، گونه دیگرتو بیار جلو. اما اسلام یه دین با مجازاتهای سخته چرا یه مسیحی که میگه "خدا عشقه" عقیده شو تغییر بده و به اسلام رو بیاره؟ من گاهی یک مثال ساده میزنم. یکبار به شهر مارشفیلدِ ویسکانسین برای بازدید عمومی از یه مسجد رفتم. و اونجا یه خانم دقیقا همین سوالو ازم پرسید. "دکتر سبیل، شما گفتین که اسلام دین زیباییست.
پس چرا مجازاتهای شریعتتون اینقدر شدیدن؟" من این مثال و واسش زدم. در این کشور، سالانه ۹۳ هزار تجاوز گزارش میشه. تازه، اینا فقط اونایی هستن که گزارش شده، حالا اگر کسی مجرم شناخته بشه، معمولاً بطور میانگین بین پنج تا هفت سال زندانی میشه. و بعدش آزاد میشه و جامعه بخطر میفته. اون زن میترسه که مَرده باز بیاد و بهش حمله کنه. پس عدالت اجتماعی کجاست؟ برای آرامش جامعه و حفاظت از اون خانم کجاست؟ وقتی این زندانی، اونجا توی زندانه، کی قراره خرج خوراکش رو بده؟ کی قراره بهش جا و مکان بده؟ کی براش تموم امکانات رفاهی زندان و فراهم کنه؟ توی ایالت نیویورک، سالانه نزدیک به ۹۰ هزار دلار از مالیات مردم برا هر زندانی صرف میشه. ۹۰ هزار دلار! از جیب من، از جیب مردم، درسته؟ اسلام میگه باید مجازات عادلانه باشه.
اگه مجازات در ملاء عام اجرا بشه، بقیه جامعه میبینن که این فرد مجازات میشه، اونوقت یه متجاوزِ بالقوه، یا یه مجرم یا سارق اگه فکری راجع به تجاوز، کشتن و ... داشته باشه با خودش فکر میکنه، اگه من کاری بکنم، اونوقت حال و روزم اینجوری میشه. پس مجازاتها در اسلام بازدارنده هست. کارآمد هستند. میدونین اگه شما،هر کشور اسلامی یا مسلمونی رو مقایسه کنین، آمار تجاوزا خیلی کمتره. قتل و همینطور مصرف مواد مخدر و تعرض در قیاس با کشورایی که این پیشگیرنده ها رو ندارن خیلی کمه این مورد اول بود. مورد دوم اینه: فرض کنین دزدی ساعت دو شب در خونه شما رو بزنه که نزدیکای صبح هم هست بعد درو بشکنه، شما نمیری بهش بگی اون یکی گونه مم میارم جلو برات. خوش اومدی. بیا این اتاق مال تو. می فهمی چی میگم، اینطوری نمیشه.
این دقیقا چیزیه که عملی نیست دنیا اینجوری نمیچرخه. تصور کن اگه اینطوری تو دنیا رفتار بشه دنیا پر از دزد، متجاوز و خلافکار میشه. که هرروز این کارو میکنن. این عملی نیست. هیچکی این کارو نمیکنه منظور کشور ماست، نه کشور شما، این کشور ۸۰۰ بیلیون دلار بودجه دفاعی داره. فک کن اگه آمریکا گونه دیگشو برا چین و روسیه جلو بیاره، اونا میان آمریکارو میگیرن. باور کن. اگه قرار نیست اونجا دیگه آمریکا باشه هیچ خونواده ای گونه دیگه اش رو جلو نمیاره هیچ مردی هم نباید چنین کاری بکنه اینکار باعث هرج و مرج میشه. تمام آدمای خوب ممکنه ریشه کن بشن. شریعت یعنی قانونگذاری. پس ما شریعت اسلامی، فرانسوی و آنگلوسکسون داریم. و همه این قوانین خوب و مطلوبن. اینا میخوان مردم رو به حقوقشون برسونند.
اما فقط یه فرقی بین شریعت اسلامی و بقیه قوانین موجود هست، و اون اینه که شریعت اسلامی عالیه. بی نقصه. چرا؟ چون هر سیستمی خصوصیات بنیانگذارشو میگیره. قانونی که بدست بشر ساخته بشه میتونه زیبا باشه چون انسان میتونه زیبا باشه. اما شریعتی که توسط الله آمده باشه کامله. نقص و اشتباهی توش وجود نداره. یه وقتایی مردم فکر میکنن از الله هم باهوشترن! اونا قوانین و مقررات خودشونو وضع میکنند انجامش میدن و بعدش شکست میخورن. پس هیچی بهتر از اونچه الله گفته نیست. و اگر بخواهم صادق باشم… اگه من مسلمان نمیبودم و هرچه خوندم در اسلام بوده، چندتا چیز مختلف تونستن منو به اسلام وصل کنن یکی از اونا شریعت بود. معجزه ای وجود داره ما بهش میگیم: "معجزه قانونگذاری قرآن".
چرا؟ چون در اون زمان، جوامع متفاوتی در دنیا تلاش میکردن تا چیز خوبی رو تصویب کنن. و مثلا رومیان و داشتیم که قوانین خوبی داشتن یونانی ها هم همینطور. اما اگه امروز ببینید اونا چه قوانینی وضع میکردن، اگه بخونیدشون، خنده تون میگیره. اینه. اما شریعت اسلام هنوز ادامه داره و برا هر دوره زمونه ای عالیه این مجازاتای خیلی سخت قرار نیست که تا حد ممکن برای افراد بیشتری اعمال بشن. مثلا من در کشوری زندگی میکنم که قوانین رانندگیاش سختگیرانه س و برای همین مردم منظم رانندگی میکنن. شما تصادفات زیادی رو، مثل جاده ها دیگه نمیبینین و این در واقع برای حفاظت از مردمه. اگه از زاویه دید یه مجرم نگاه کنی، شاید بگی اره قانون سختیه. اما از زاویه دید یه قربانی، قربانیا آرزو دارن ای کاش سختتر از این هم بود.
چون کسیکه خونهشو دزد زده و پولشو بردن، این پول واسش خیلی مهم بوده. چون اون اینو سالها جمع کرده. پس وقتی کسی بیفکرانه وارد خونه میشه، از دیدگاه یه دزد، پولو میدزده تا مواد بخره. کسانی که میگن مجازات خیلی سختگیرانه س، در واقع با دزده همدردی میکنن نه با قربانی. حالا میپرسن چرا مردمو بخاطر زنا مجازات میکنین، خب؟ و اونا رو با اعدام مجازات میکنین؟ درسته؟ میدونین چرا اینطوره... غربی ها میگن "این کار وحشیانه س." اما آیا میدونی زنای شیطانی چه قدر گناهه؟ اسلام قواعد سختگیرانهای برا زنا داره که اثباتشون سخته. شما ۴ شاهد نیاز داری که باید شاهد تمام جزئیات ماجرا باشن. نه فقط ۲ نفر رو کنار هم، اونا باید شاهد همچی باشن. خیلی مشکله.
قراره یک جورایی شما رو بترسونه و فراری بده اما ببینید مجازات چقدر سخته. چرا؟ چون سعی داره شما رو از زِنا دور نگه کنه اگر به فرهنگ آمریکائی نگاه کنیم، طبق یک نظرسنجی از روزنامه شیکاگو تریبیون، یه مرد معمولی در این کشور معمولاً اقلا ۷ تا دوست دختر دیگه داره، یعنی یا روابط نامشروع، یا روابط قبل از ازدواج. و اگر مردی بدون ازدواج با زنی رابطه داشته باشه و اون باردار بشه، میتونه قالش بزاره بره. میدونی، فقط یه حداقل پرداختی میدن، اما بچه این وسط بی پدر میمونه. خونههای تکسرپرست! این راه حل نیست. طبق گفته روانشناسا و آمار موجود، کودکی که تو خونه والد مجرد متولد شده یا توسط یه والد مجرد بزرگ شده، از نظر آماری میگم، نه هر کودکی، در کل ضریب هوشی پایینتری خواهد داشت.
و حتی سیستم ایمنی ضعیفتری دارن، در قیاس با کودکانی که توی خونه ای با پدر و مادر زندگی میکنن. اونا بیشتر مستعد ترک تحصیل هستن. احتمال بیکار موندنشون بیشتره. احتمالش زیاده که به مواد و باندهای خلافکار رو بیارن. و این چرخه معیوب ادامه پیدا میکنه. این بارِ سنگینی و رو دوش دولتها در غرب گذاشته. که مجبور شدن قانونی تصویب کنن که مردانی که خارج از رابطه زناشوئی بچه دار میشن رو مجبور کنن خرج بچه رو بدن. چون پول زیادی از مالیات دهندگان صرف میشد. چون بابت این آزادی بیحد و مرز اوضاع از کنترل خارج شده بود. این اتفاق افتاد؟ منظورت چیه؟ آیا دولت واقعاً قوانینی در اینباره وضع کرد؟ این اتفاق افتاد؟ اوه، بله. حالا در تموم کشورهای غربی داریمش.
اگه مردی با زنی بخوابه و خانم باردار شه، و بخواد بچه رو نگه داره، یعنی بچه رو سقط نکنه، مرد باید برای نگهداری بچه پول بپردازه و خرجشو بده +حتی اگه باهم ازدواج نکرده باشن. - حتی اگه با هم ازدواج نکرده باشن چون اوضاع از کنترل خارج شده، درسته؟ و اون کودک بیگناه چی؟ اونا هیچ اشتباهی نکردن اما پیامد هایی وجود داره. نمیتونی هر کاریو بی هیچ عواقبی انجام بدی.
خب؟ البته مشکلاتی هم پیش اومد، چون اونوقت بعضی مردا میگفتن: "من مطمئن نیستم این بچه مال من باشه." مواردی داشتیم که زنه با یه مرد دیگه خوابیده از کجا بدونم اون بچه ی منه؟؟ تنها راه خلاصی ازش آزمایش ژنتیکه و بعدش میتونی بگی خیلی خب اگه آزمایش نشون بده که بچه تو نیست، میتونی از اون رابطه خلاص شی اما حتی در اون صورت اکثر اوقات یه زن نمی دونه که پدر بچه ش کیه؟! فکر می کنه کار دوستپسر جدیده ست اما همزمان با کس دیگری هم رابطه داشته، شاید مال شوهرمه! درحالیکه یه رابطه پنهانی داشته. شاید یه شب توی یه میخونه یا یه کلوب همدیگر و دیدن. بیرون میرن، مشروب خوردن یادشون نمیاد طرف کی بوده.
اوضاع اونقدر دیوانهوار و از کنترل خارج شد که توی فرانسه اونا عملاً آزمایش ژنتیک و ممنوع کردن چون بارها پیش اومده که مردی که زن گفته بود، "این پدر بچه منه،" در واقع پدر بچه نبوده! پس اینا پیامدایی هستن که امروزه در غرب شاهد وقوعشون هستیم. و میدونی، به مردم گفته شده که اگه لباس نپوشی، لباسای بدننما نپوشی، یا لباسی که نشون بده چقدر غنی، قدرتمند یا هرچی دیگه توجه کسی رو جلب نمیکنی. و توجه چیز خوبیه تو میتونی با توجه، پولو احترام به دست بیاری پس همه خواهان توجه هستن. و جوری لباس میپوشن که توجه بیشتری و جلب کنن و هر روز تبلیغاتی رو میبینیم که خیانت به همسر رو ترویج میکنن؛ تبلیغاتی که تشویق میکنن به روابط نامشروع.
بعدم متعجبن از اینکه چرا نرخ زنا یا خیانت اینقدر بالاس الان نرخ طلاق تو غرب بالاست؛ و از هر دو ازدواج یکی شکست میخوره. بعد براشون سواله که چرا اینطوره! چرا مردم به همسراشون اعتماد ندارن! اونا نمیتونن به همدیگه اعتماد کنن همیشه نگرانن. اضطراب دارن. که نکنه شوهرم یا زنم داره بهم خیانت میکنه؟ این غرب هستش. این همون به اصطلاح خوشبخیته که آزادی به ارمغان آورده. همه میترسن، نگرانن. امنیت ندارن. در زندگی پیامبر اسلام جنگهایی وجود داشته و همچنین در اسلام مفهومی بنام جهاد وجود داره. اگه کسی بگه اینا وحشیانه و خشن ان، چی جواب میدی؟ میدونی، وقتی مردم درباره جنگهای پیامبر (ص) حرف میزنن، درباره تعداد جنگاشم میگن، تقریبا تموم پیامبرا تو کتاب عهد عتیق جنگیدن. مثلاً حضرت موسی (ع) جنگیده.
حضرت داوود و حضرت سلیمان، میتونم پیامبرای زیادیو نام ببرم فقط به این دلیل که پیامبری درگیر جنگ بوده اون شخص رو از مقام نبوت خارج نمیکنه. پس معیار پیامبری این نیس که پیامبر نباید در هیچ جنگی شرکت کنه!، بعضی وقتا جنگ برای حفظ صلح و دفاع ضروریه و لازمه که انجام بشه. وقتی پیامبر از مکه به مدینه هجرت کرد، دولت اسلامی رو اونجا تشکیل داد مشرکین و بتپرستان و غیر مؤمنین مکه، همراهِ متحداشون، مدام به پیامبر حمله میکردن. و دست از دشمنی برنمیداشتن. اما بزرگترین چیز اینه که اسلام در مقایسه با خیلی از قانونهای کشورها، قوانین اخلاقی عالی ای ارائه داده. اینا واقعا عالی هستن.
حتی اگر درگیر یک جنگ عادلانه هم باشین اینا دستورالعملایی هستن که قراره دنبال کنین قرآن در سوره ی ۲ آیه ۱۹۰ می فرماید که، من ترجمه ش رو میگم "با کسانی که با شما میجنگند، در راه خدا بجنگید، اما از حد نگذرید. چرا که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد." یعنی اگه کسی جنگ و بشما تحمیل کنه، شما حق دفاع دارین، اما حتی در حالت دفاع، خدا میگه باید از بعضی دستورالعملا پیروی کنید نباید افراط کنید. حالا این اصول چی هستن؟ در سوره مائده، آیه ۳۲ آمده: "کسی که یک انسان بیگناه را بکشد، مثل این است که همهی انسانها را کشته باشد." پس حتی در جنگی عادلانه هم، آسیب زدن به زنها، بچه ها و غیرنظامیا بهشدت ممنوعه. این یه دستورالعمله در اسلام چیزی بهنام «بمباران کورکورانه» وجود نداره.
هیچ هیروشیما و ناکازاکی ای وجود نداره. در اسلام هیچ قتل عام بی رویه ای نیست برعکسِ اونچه که بعضی کشورا انجام میدن. ما نمی تونیم منابع جمعیت غیر نظامی رو نابود کنیم.. مثل محصولات کشاورزی، دامها، برق یا اینترنت. و در آخر اگه دشمن بگه که "بیایید پیمان صلح امضا کنیم،" اگه سلاحشونو زمین گذاشتن و سمت صلح اومدن، در سورهی انفال، آیهی ۶۱ گفته شده: تو نیز به صلح گرای از پشت بهشون تیر نزنین،بسوی صلح متمایل بشید در قیاس با جنگای دیگه، میتونم یه مثال بزنم مثلا جنگ جهانی دوم. در جنگ جهانی دوم تعداد کشتهشدگان نزدیک ۶۰ میلیون نفر بود. و اکثر کشتهشده ها غیرنظامی بودن. در حالیکه اسلام با رهنمودای اخلاقی خودش،، از این اتفاقها جلوگیری میکنه.
و خب اینطوریر اگه مردم از دستورالعملای اسلام پیروی کنن تلفات انسانی بحداقل میرسه. و حتی تعداد جنگها هم کمتر میشه، چون بازدارندگی بهوجود میاد. اسلام شیوهای برای زندگی پیشنهاد میده که در اون صلح، عدالت و همزیستی با همسایهها وجود داره. میتونیم مثالهای زیادی بزنیم. اگه اسلام واقعاً مسلمونا رو تشویق به کشتن غیرمسلمونا فقط واسه اینکه غیرمسلمونن می کرد. پس چطور ممکنه که مسلمونا هزار سال به هند حکومت کردن، میتونستن اونجا همه هندوها رو بکشن، درسته؟ الآن نباید حتی یه هندو هم زنده میموند. همه هندوهایی که نواده اون هندوهان، شهادت میدن که حاکمان مسلمون، این ادعا رو که غیرمسلمون باید کشته شه رو، اجرا نکردن. مسلمونا ۷۷۰ سال به اسپانیا حکومت کردن. تموم کاتولیکا و مسیحیا میتونستن کشته بشن.
اونا اینکارو نکردن چون اسلام اینو نگفته. الان مصر حدود ۱۵ میلیون مسیحی قبطی داره. اونا گواهی میدن که اسلام مشوق کشتار نیست. بلکه کشتن کسیکه زیردست شماس یا بین شما زندگی میکنه رو ممنوع کرده. همینطور توی ترکیه، ایران و عراق رفته بودم یه سلمونی، آرایشگر گفت: من یه مسیحی عراقیم و اون شهادت داد وقتی مسلمونا حاکم عراق بودن اونو نکشتن در سورهی حدید آیهی ۲۵ خداوند میفرماید: خداوند در سوره حدید آیه ۲۵ ی می فرماید "ما پیامبران خود را با نشانهها، کتابها و و معیار فرو فرستادیم تا مردم عدالت را برپا دارند." پس اسلام دین عدالته. و بعد خداوند ادامه میده... اگر دقت کنی، ارسال پیامبران و کتابها، هدف مسالمت آمیزی داره. تا عدالت برقرار بشه.
اما اگه عدالت برقرار نشه، چی؟ آیه ادامه میده و میگه: "و ما آهن را که در آن قدرتی زیاد و منافعی برای مردم است فرو فرستادیم." پس اگه عدل با طرق مسالمت آمیز و صلح برقرار نشه، از طریق جنگه. پس اسلام دین عدالته. صلح و جنگ ابزارهای برقراری عدالتن. الله فرموده، "سعی کنید عدل رو با صلح برقرار کنید." فکر کنید جنگ یک وسیله در جعبه ابزار یک دولته. مشکل اینجاست که وقتی بحث از اسلام میشه، مردم اغلب از معیارای مختلفی استفاده میکنن برا قضاوت دولتی که اسلامی اداره میشه، در مقایسه با حکومتهای دیگهی دنیا.
اگه به یه دولت بگید که نباید ارتش داشته باشی و نباید به عنوان آخرین نیرو و به عنوان نوعی دفاع از اون در جنگ استفاده کنی شما میگید که این کاملاً غیر ممکنه اگه در اسلام انسان ارزشمنده، پس چرا توش بردگی رو داریم؟ آیا نمیتونست بردهداری رو لغو کنه؟ نه. اسلام برده داری رو منسوخ کرد، و غربم برده داریو منسوخ کرد اما به روشی متفاوت بیاین ببینیم کدوم بهترین بود یا تأثیر بیشتری داشته. روشی که در آمریکا انجام شد، روش ممنوعیت بود، اما در اسلام، این کار با نهی از منکر ( به صورت تدریجی) لغو کرد، نه با منع. مثلاً آبراهام لینکلن که مرد شجاعی بود، لایحه آزادی ۴ میلیون برده رو یهو در ۱ روز تصویب کرد نتیجه یک جنگ داخلی بود نیم میلیون مُردن و نیم میلیون معلول شدن.
میتونید بگید که این بهای آزادیه، مشکلی نیس اما اسلام چجوری اونو انجام داد امروز روابط بین سفیدپوست و سیاهپوستو توی آمریکا نگاه کنین. اونم بعده ۱۵۰ سال از لغو بردهداری. اما در کشورهای اسلامی، چنین مشکلاتی وجود نداره. چرا؟ دلیلش روشیه که اسلام انجامش داده اسلام، عشق به آزادی رو در دلهای مسلمونا نهادینه کرد. به مسلمونا فهموند برده داری بده. اسلام ازتون میخواد که تمومش کنین، مثلاً اگر شما عهدی رو شکستی. چیکار میکنی؟ خب، یه برده رو آزاد میکنی. قسم خوردی که یه کاریو انجام بدی و بعدش فهمیدی که یه چیز دیگه بهتره، مشکلی نیست. کار بهتر رو انجام بده و یه برده رو آزاد کن. شما بدون هیچ عذری روزه ات رو توی رمضان شکستی برای جبرانش باید چی کار کنی؟ بله، یه برده رو آزاد کن.
اگه کسی رو سهواً کشتی، مثلاً تو تصادف رانندگی… مشکلی نیست. یه برده رو آزاد کن. میدونی این یعنی چی؟ اشتباهی جون یه نفرو میگیری. اشکالی نداره به یکی که جانی نداره زندگی بده چطوری؟ با دادن آزادی به کسی که ازش محروم شده. اینه که در اسلام آزادی برابر با زندگیه. اسلام از طریق این احکام، عشق به آزادی رو در دل مسلمانها نهادینه کرد، چه اتفاقی افتاد؟ بردهداری رو که ریشهدار بود، در جامعه ریشه داشت .اما کم کم و مردم خودشون، با میل خودشون، این کار رو انجام دادن. و بهمین دلیل وقتی برده ها آزاد میشدن، خیلیهاشون حتی نمیخواستن ارباباشونو ترک کنن. میگفتن: "درسته که آزادم، اما میتونم پیشت بمونم؟" و جالبه بدونی، ظرف چند سال، کلمهی "برده" تقریباً از بین رفت و کلمه "موالی" جاش و گرفت.
یعنی برده سابق یا ارباب سابق. مثلاً "سالم موالی ابوحذیفه" یعنی بردهی سابق ابوحذیفه، و "ابوحذیفه موالی سالم" یعنی ارباب سابق. هردو یه لقب رو دارند. خیلی عجیبه، نه؟ و بعدش مردم میان و بهمون میگن: "شما بردهداری رو ممنوع نکردین!" ببخشید "باید مثل ما بردهداری رو لغو میکردین." وقتی مردم به برده داری فکر می کنن چیزی که به ذهن می رسه، برده داری تو آمریکاست. میدونید که، برخورد خشن، حقوق سلب شده. ساعات طولانی کار توی مزرعه... اینا چیزایین که بذهن آدم میان. اسلام این نوع بردهداری رو از بین برد. چیز مهمی که باید بدونیم اینه که برده داری یه سنت معمول بوده. اسلام که ابداعش نکرده بود. اون از قبل توی خیلی از ادیان، فرهنگا و کشورا حتی قبل از قرن هفتم وجود داشته.
تا اینکه اسلام این اصطلاح "برده داری" رو، به به یه چیز خیلی بهتر تغییر داد اون برده داری رو به “برادران رضاعی” و همینطور خواهران رضاعی تغییر داد. به این مردمی که برادران و خواهران رضاعی نامیده می شن اسلام حق و حقوق داد اسلام گفت باهاشون باید رفتار خوبی داشته باشین. لباسی که میپوشی، همون رو باید به اونها هم بدی. غذایی که میخوری، همون رو به اونها هم بدی. نمیتونی باهاشون خشن رفتار کنی و تحت فشار بزاریشون و راه های زیادی هست وقتی که مثلاً یکی به شما میگه که اسلام میتونه بهمون آزادی بده ما میگیم بله وقتی یه مسلمون خوب بشه، برده آزاد میشه اگه مسلمونی عهدیو بشکنه، باید برده آزاد کنه بعدِ آزادی، به برده ها آموزش داده میشده.
اونا توانمند سازی میشدن، بهشون مقام های بالا داه می شد و با احترام باهاشون برخورد میشد. و مثل هر کس دیگه ای باهاشون رفتار میشد. اما در آمریکا وقتی برده ها آزاد میشدن این اتفاق نیفتاد. متأسفانه ما می تونیم بقایاش رو برای مثال تو جاهایی مثل جنوب شیکاگو یا دیترویت ببینیم خیلی از برادرا و خواهرای آفریقایی یا سیاهپوستمون از حقوق فرهنگی و اجتماعی مساوی برخوردار نیستن، و هنوز مورد تبعیض قرار میگیرن. اما اسلام بردهها رو آزاد و بعد توانمندشون کرد. این یعنی اسلام رحمتی برای بشریت بود. خب بعدِ همه این توضیحات بکسی که مسیحیه و شکها و سوالاتی درباره اسلام داره، چی میخوای بگی؟ برادرا و خواهران مسیحیم و هرکس دیگه که این حرفها رو میشنوه: ما فقط یه بار فرصت زندگی داریم، و خیلی زود هممون میمیریم.
و باید در پیشگاه الله، در حضورش بایستیم. اون زمان برای برگشتمون تا ایمان حقیقی رو پیدا کنیم خیلی دیره درخواستم از مسیحیان و انسانهای همنوعم اینه که یه نسخه از قرآن و بردارینو فقط محض مطالعه بخونینش. اونوقت مفهوم حقیقی خدا رو توش پیدا میکنین. هدفی که خدا برای زندگی مشخص کرده رو پیدا میکنید. همچنین در اسلام راه حل مشکلاتتون پدیدار میشه، مثل نژادپرستی، قتل ، خودکشی و فروپاشی ساختار خونواده. اسلام بشما بنیان یه خونواده قوی، اخلاق قوی و احترام به والدین و هدیه میده. الآن بچهها به والدین احترام نمیذارن. مصرف مواد زیاده. توی سانفرانسیسکو اعتیاد به فنتالین و داریم. بیخانمانی، فقر، نژادپرستی، اعتیاد به مواد مخدر و خیلی چیزای دیگه شایعه اما چاره چیه؟ اسلام راه حل عالیی، عادلانه و کاربردی.
برا همه این مشکلات ارائه میده. ما به اسلام نیاز داریم. اسلام بهمون میدتش دارید. پس در نهایت وقتی در محضر خدا می ایستی، دیگه راه برگشتی نیست. اون لحظه نمیتونی بگی: "کاش اسلام رو پذیرفته بودم." شما فقط یبار فرصت زندگی کردن دارین. قرآن بخونید و جواب سؤالاتتون رو پیدا کنید. اسلام بهت آرامش میده، راهحل نشونت میده، مسیر رستگاری رو جلوت میذاره. و از خدا بخواه—بگو: "خدایا، حقیقت رو بهم نشون بده. منو به راه راست هدایت کن." انشاءالله خدا شما را به سوی حقیقت راهنمایی میکنه.
آبراهام لینکلن مرد شجاعی بود که لایحه آزادی ۴ میلیون برده رو یهو در ۱ روز تصویب کرد این باعثِ یه جنگ داخلی شد که توش نیم میلیون انسان مُردن و نیم میلیون معلول شدن. اسلام عشق به آزادی رو تو دلای مسلمین مهار کرد اما اسلام چجوری اینکارو کرد؟ مسیحیت عمدتا درباره عشق و صلحه. و در انجیل متی، فصل ۵، آیه ۳۹ آمده که بجای "چشم در برابر چشم"، اگه کسی بهت سیلی زد، گونه دیگرتو بیار جلو. اما اسلام یه دین با مجازاتهای سخته چرا یه مسیحی که میگه "خدا عشقه" عقیده شو تغییر بده و به اسلام رو بیاره؟ من گاهی یک مثال ساده میزنم. یکبار به شهر مارشفیلدِ ویسکانسین برای بازدید عمومی از یه مسجد رفتم. و اونجا یه خانم دقیقا همین سوالو ازم پرسید. "دکتر سبیل، شما گفتین که اسلام دین زیباییست.
پس چرا مجازاتهای شریعتتون اینقدر شدیدن؟" من این مثال و واسش زدم. در این کشور، سالانه ۹۳ هزار تجاوز گزارش میشه. تازه، اینا فقط اونایی هستن که گزارش شده، حالا اگر کسی مجرم شناخته بشه، معمولاً بطور میانگین بین پنج تا هفت سال زندانی میشه. و بعدش آزاد میشه و جامعه بخطر میفته. اون زن میترسه که مَرده باز بیاد و بهش حمله کنه. پس عدالت اجتماعی کجاست؟ برای آرامش جامعه و حفاظت از اون خانم کجاست؟ وقتی این زندانی، اونجا توی زندانه، کی قراره خرج خوراکش رو بده؟ کی قراره بهش جا و مکان بده؟ کی براش تموم امکانات رفاهی زندان و فراهم کنه؟ توی ایالت نیویورک، سالانه نزدیک به ۹۰ هزار دلار از مالیات مردم برا هر زندانی صرف میشه. ۹۰ هزار دلار! از جیب من، از جیب مردم، درسته؟ اسلام میگه باید مجازات عادلانه باشه.
اگه مجازات در ملاء عام اجرا بشه، بقیه جامعه میبینن که این فرد مجازات میشه، اونوقت یه متجاوزِ بالقوه، یا یه مجرم یا سارق اگه فکری راجع به تجاوز، کشتن و ... داشته باشه با خودش فکر میکنه، اگه من کاری بکنم، اونوقت حال و روزم اینجوری میشه. پس مجازاتها در اسلام بازدارنده هست. کارآمد هستند. میدونین اگه شما،هر کشور اسلامی یا مسلمونی رو مقایسه کنین، آمار تجاوزا خیلی کمتره. قتل و همینطور مصرف مواد مخدر و تعرض در قیاس با کشورایی که این پیشگیرنده ها رو ندارن خیلی کمه این مورد اول بود. مورد دوم اینه: فرض کنین دزدی ساعت دو شب در خونه شما رو بزنه که نزدیکای صبح هم هست بعد درو بشکنه، شما نمیری بهش بگی اون یکی گونه مم میارم جلو برات. خوش اومدی. بیا این اتاق مال تو. می فهمی چی میگم، اینطوری نمیشه.
این دقیقا چیزیه که عملی نیست دنیا اینجوری نمیچرخه. تصور کن اگه اینطوری تو دنیا رفتار بشه دنیا پر از دزد، متجاوز و خلافکار میشه. که هرروز این کارو میکنن. این عملی نیست. هیچکی این کارو نمیکنه منظور کشور ماست، نه کشور شما، این کشور ۸۰۰ بیلیون دلار بودجه دفاعی داره. فک کن اگه آمریکا گونه دیگشو برا چین و روسیه جلو بیاره، اونا میان آمریکارو میگیرن. باور کن. اگه قرار نیست اونجا دیگه آمریکا باشه هیچ خونواده ای گونه دیگه اش رو جلو نمیاره هیچ مردی هم نباید چنین کاری بکنه اینکار باعث هرج و مرج میشه. تمام آدمای خوب ممکنه ریشه کن بشن. شریعت یعنی قانونگذاری. پس ما شریعت اسلامی، فرانسوی و آنگلوسکسون داریم. و همه این قوانین خوب و مطلوبن. اینا میخوان مردم رو به حقوقشون برسونند.
اما فقط یه فرقی بین شریعت اسلامی و بقیه قوانین موجود هست، و اون اینه که شریعت اسلامی عالیه. بی نقصه. چرا؟ چون هر سیستمی خصوصیات بنیانگذارشو میگیره. قانونی که بدست بشر ساخته بشه میتونه زیبا باشه چون انسان میتونه زیبا باشه. اما شریعتی که توسط الله آمده باشه کامله. نقص و اشتباهی توش وجود نداره. یه وقتایی مردم فکر میکنن از الله هم باهوشترن! اونا قوانین و مقررات خودشونو وضع میکنند انجامش میدن و بعدش شکست میخورن. پس هیچی بهتر از اونچه الله گفته نیست. و اگر بخواهم صادق باشم… اگه من مسلمان نمیبودم و هرچه خوندم در اسلام بوده، چندتا چیز مختلف تونستن منو به اسلام وصل کنن یکی از اونا شریعت بود. معجزه ای وجود داره ما بهش میگیم: "معجزه قانونگذاری قرآن".
چرا؟ چون در اون زمان، جوامع متفاوتی در دنیا تلاش میکردن تا چیز خوبی رو تصویب کنن. و مثلا رومیان و داشتیم که قوانین خوبی داشتن یونانی ها هم همینطور. اما اگه امروز ببینید اونا چه قوانینی وضع میکردن، اگه بخونیدشون، خنده تون میگیره. اینه. اما شریعت اسلام هنوز ادامه داره و برا هر دوره زمونه ای عالیه این مجازاتای خیلی سخت قرار نیست که تا حد ممکن برای افراد بیشتری اعمال بشن. مثلا من در کشوری زندگی میکنم که قوانین رانندگیاش سختگیرانه س و برای همین مردم منظم رانندگی میکنن. شما تصادفات زیادی رو، مثل جاده ها دیگه نمیبینین و این در واقع برای حفاظت از مردمه. اگه از زاویه دید یه مجرم نگاه کنی، شاید بگی اره قانون سختیه. اما از زاویه دید یه قربانی، قربانیا آرزو دارن ای کاش سختتر از این هم بود.
چون کسیکه خونهشو دزد زده و پولشو بردن، این پول واسش خیلی مهم بوده. چون اون اینو سالها جمع کرده. پس وقتی کسی بیفکرانه وارد خونه میشه، از دیدگاه یه دزد، پولو میدزده تا مواد بخره. کسانی که میگن مجازات خیلی سختگیرانه س، در واقع با دزده همدردی میکنن نه با قربانی. حالا میپرسن چرا مردمو بخاطر زنا مجازات میکنین، خب؟ و اونا رو با اعدام مجازات میکنین؟ درسته؟ میدونین چرا اینطوره... غربی ها میگن "این کار وحشیانه س." اما آیا میدونی زنای شیطانی چه قدر گناهه؟ اسلام قواعد سختگیرانهای برا زنا داره که اثباتشون سخته. شما ۴ شاهد نیاز داری که باید شاهد تمام جزئیات ماجرا باشن. نه فقط ۲ نفر رو کنار هم، اونا باید شاهد همچی باشن. خیلی مشکله.
قراره یک جورایی شما رو بترسونه و فراری بده اما ببینید مجازات چقدر سخته. چرا؟ چون سعی داره شما رو از زِنا دور نگه کنه اگر به فرهنگ آمریکائی نگاه کنیم، طبق یک نظرسنجی از روزنامه شیکاگو تریبیون، یه مرد معمولی در این کشور معمولاً اقلا ۷ تا دوست دختر دیگه داره، یعنی یا روابط نامشروع، یا روابط قبل از ازدواج. و اگر مردی بدون ازدواج با زنی رابطه داشته باشه و اون باردار بشه، میتونه قالش بزاره بره. میدونی، فقط یه حداقل پرداختی میدن، اما بچه این وسط بی پدر میمونه. خونههای تکسرپرست! این راه حل نیست. طبق گفته روانشناسا و آمار موجود، کودکی که تو خونه والد مجرد متولد شده یا توسط یه والد مجرد بزرگ شده، از نظر آماری میگم، نه هر کودکی، در کل ضریب هوشی پایینتری خواهد داشت.
و حتی سیستم ایمنی ضعیفتری دارن، در قیاس با کودکانی که توی خونه ای با پدر و مادر زندگی میکنن. اونا بیشتر مستعد ترک تحصیل هستن. احتمال بیکار موندنشون بیشتره. احتمالش زیاده که به مواد و باندهای خلافکار رو بیارن. و این چرخه معیوب ادامه پیدا میکنه. این بارِ سنگینی و رو دوش دولتها در غرب گذاشته. که مجبور شدن قانونی تصویب کنن که مردانی که خارج از رابطه زناشوئی بچه دار میشن رو مجبور کنن خرج بچه رو بدن. چون پول زیادی از مالیات دهندگان صرف میشد. چون بابت این آزادی بیحد و مرز اوضاع از کنترل خارج شده بود. این اتفاق افتاد؟ منظورت چیه؟ آیا دولت واقعاً قوانینی در اینباره وضع کرد؟ این اتفاق افتاد؟ اوه، بله. حالا در تموم کشورهای غربی داریمش.
اگه مردی با زنی بخوابه و خانم باردار شه، و بخواد بچه رو نگه داره، یعنی بچه رو سقط نکنه، مرد باید برای نگهداری بچه پول بپردازه و خرجشو بده +حتی اگه باهم ازدواج نکرده باشن. - حتی اگه با هم ازدواج نکرده باشن چون اوضاع از کنترل خارج شده، درسته؟ و اون کودک بیگناه چی؟ اونا هیچ اشتباهی نکردن اما پیامد هایی وجود داره. نمیتونی هر کاریو بی هیچ عواقبی انجام بدی.
خب؟ البته مشکلاتی هم پیش اومد، چون اونوقت بعضی مردا میگفتن: "من مطمئن نیستم این بچه مال من باشه." مواردی داشتیم که زنه با یه مرد دیگه خوابیده از کجا بدونم اون بچه ی منه؟؟ تنها راه خلاصی ازش آزمایش ژنتیکه و بعدش میتونی بگی خیلی خب اگه آزمایش نشون بده که بچه تو نیست، میتونی از اون رابطه خلاص شی اما حتی در اون صورت اکثر اوقات یه زن نمی دونه که پدر بچه ش کیه؟! فکر می کنه کار دوستپسر جدیده ست اما همزمان با کس دیگری هم رابطه داشته، شاید مال شوهرمه! درحالیکه یه رابطه پنهانی داشته. شاید یه شب توی یه میخونه یا یه کلوب همدیگر و دیدن. بیرون میرن، مشروب خوردن یادشون نمیاد طرف کی بوده.
اوضاع اونقدر دیوانهوار و از کنترل خارج شد که توی فرانسه اونا عملاً آزمایش ژنتیک و ممنوع کردن چون بارها پیش اومده که مردی که زن گفته بود، "این پدر بچه منه،" در واقع پدر بچه نبوده! پس اینا پیامدایی هستن که امروزه در غرب شاهد وقوعشون هستیم. و میدونی، به مردم گفته شده که اگه لباس نپوشی، لباسای بدننما نپوشی، یا لباسی که نشون بده چقدر غنی، قدرتمند یا هرچی دیگه توجه کسی رو جلب نمیکنی. و توجه چیز خوبیه تو میتونی با توجه، پولو احترام به دست بیاری پس همه خواهان توجه هستن. و جوری لباس میپوشن که توجه بیشتری و جلب کنن و هر روز تبلیغاتی رو میبینیم که خیانت به همسر رو ترویج میکنن؛ تبلیغاتی که تشویق میکنن به روابط نامشروع.
بعدم متعجبن از اینکه چرا نرخ زنا یا خیانت اینقدر بالاس الان نرخ طلاق تو غرب بالاست؛ و از هر دو ازدواج یکی شکست میخوره. بعد براشون سواله که چرا اینطوره! چرا مردم به همسراشون اعتماد ندارن! اونا نمیتونن به همدیگه اعتماد کنن همیشه نگرانن. اضطراب دارن. که نکنه شوهرم یا زنم داره بهم خیانت میکنه؟ این غرب هستش. این همون به اصطلاح خوشبخیته که آزادی به ارمغان آورده. همه میترسن، نگرانن. امنیت ندارن. در زندگی پیامبر اسلام جنگهایی وجود داشته و همچنین در اسلام مفهومی بنام جهاد وجود داره. اگه کسی بگه اینا وحشیانه و خشن ان، چی جواب میدی؟ میدونی، وقتی مردم درباره جنگهای پیامبر (ص) حرف میزنن، درباره تعداد جنگاشم میگن، تقریبا تموم پیامبرا تو کتاب عهد عتیق جنگیدن. مثلاً حضرت موسی (ع) جنگیده.
حضرت داوود و حضرت سلیمان، میتونم پیامبرای زیادیو نام ببرم فقط به این دلیل که پیامبری درگیر جنگ بوده اون شخص رو از مقام نبوت خارج نمیکنه. پس معیار پیامبری این نیس که پیامبر نباید در هیچ جنگی شرکت کنه!، بعضی وقتا جنگ برای حفظ صلح و دفاع ضروریه و لازمه که انجام بشه. وقتی پیامبر از مکه به مدینه هجرت کرد، دولت اسلامی رو اونجا تشکیل داد مشرکین و بتپرستان و غیر مؤمنین مکه، همراهِ متحداشون، مدام به پیامبر حمله میکردن. و دست از دشمنی برنمیداشتن. اما بزرگترین چیز اینه که اسلام در مقایسه با خیلی از قانونهای کشورها، قوانین اخلاقی عالی ای ارائه داده. اینا واقعا عالی هستن.
حتی اگر درگیر یک جنگ عادلانه هم باشین اینا دستورالعملایی هستن که قراره دنبال کنین قرآن در سوره ی ۲ آیه ۱۹۰ می فرماید که، من ترجمه ش رو میگم "با کسانی که با شما میجنگند، در راه خدا بجنگید، اما از حد نگذرید. چرا که خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد." یعنی اگه کسی جنگ و بشما تحمیل کنه، شما حق دفاع دارین، اما حتی در حالت دفاع، خدا میگه باید از بعضی دستورالعملا پیروی کنید نباید افراط کنید. حالا این اصول چی هستن؟ در سوره مائده، آیه ۳۲ آمده: "کسی که یک انسان بیگناه را بکشد، مثل این است که همهی انسانها را کشته باشد." پس حتی در جنگی عادلانه هم، آسیب زدن به زنها، بچه ها و غیرنظامیا بهشدت ممنوعه. این یه دستورالعمله در اسلام چیزی بهنام «بمباران کورکورانه» وجود نداره.
هیچ هیروشیما و ناکازاکی ای وجود نداره. در اسلام هیچ قتل عام بی رویه ای نیست برعکسِ اونچه که بعضی کشورا انجام میدن. ما نمی تونیم منابع جمعیت غیر نظامی رو نابود کنیم.. مثل محصولات کشاورزی، دامها، برق یا اینترنت. و در آخر اگه دشمن بگه که "بیایید پیمان صلح امضا کنیم،" اگه سلاحشونو زمین گذاشتن و سمت صلح اومدن، در سورهی انفال، آیهی ۶۱ گفته شده: تو نیز به صلح گرای از پشت بهشون تیر نزنین،بسوی صلح متمایل بشید در قیاس با جنگای دیگه، میتونم یه مثال بزنم مثلا جنگ جهانی دوم. در جنگ جهانی دوم تعداد کشتهشدگان نزدیک ۶۰ میلیون نفر بود. و اکثر کشتهشده ها غیرنظامی بودن. در حالیکه اسلام با رهنمودای اخلاقی خودش،، از این اتفاقها جلوگیری میکنه.
و خب اینطوریر اگه مردم از دستورالعملای اسلام پیروی کنن تلفات انسانی بحداقل میرسه. و حتی تعداد جنگها هم کمتر میشه، چون بازدارندگی بهوجود میاد. اسلام شیوهای برای زندگی پیشنهاد میده که در اون صلح، عدالت و همزیستی با همسایهها وجود داره. میتونیم مثالهای زیادی بزنیم. اگه اسلام واقعاً مسلمونا رو تشویق به کشتن غیرمسلمونا فقط واسه اینکه غیرمسلمونن می کرد. پس چطور ممکنه که مسلمونا هزار سال به هند حکومت کردن، میتونستن اونجا همه هندوها رو بکشن، درسته؟ الآن نباید حتی یه هندو هم زنده میموند. همه هندوهایی که نواده اون هندوهان، شهادت میدن که حاکمان مسلمون، این ادعا رو که غیرمسلمون باید کشته شه رو، اجرا نکردن. مسلمونا ۷۷۰ سال به اسپانیا حکومت کردن. تموم کاتولیکا و مسیحیا میتونستن کشته بشن.
اونا اینکارو نکردن چون اسلام اینو نگفته. الان مصر حدود ۱۵ میلیون مسیحی قبطی داره. اونا گواهی میدن که اسلام مشوق کشتار نیست. بلکه کشتن کسیکه زیردست شماس یا بین شما زندگی میکنه رو ممنوع کرده. همینطور توی ترکیه، ایران و عراق رفته بودم یه سلمونی، آرایشگر گفت: من یه مسیحی عراقیم و اون شهادت داد وقتی مسلمونا حاکم عراق بودن اونو نکشتن در سورهی حدید آیهی ۲۵ خداوند میفرماید: خداوند در سوره حدید آیه ۲۵ ی می فرماید "ما پیامبران خود را با نشانهها، کتابها و و معیار فرو فرستادیم تا مردم عدالت را برپا دارند." پس اسلام دین عدالته. و بعد خداوند ادامه میده... اگر دقت کنی، ارسال پیامبران و کتابها، هدف مسالمت آمیزی داره. تا عدالت برقرار بشه.
اما اگه عدالت برقرار نشه، چی؟ آیه ادامه میده و میگه: "و ما آهن را که در آن قدرتی زیاد و منافعی برای مردم است فرو فرستادیم." پس اگه عدل با طرق مسالمت آمیز و صلح برقرار نشه، از طریق جنگه. پس اسلام دین عدالته. صلح و جنگ ابزارهای برقراری عدالتن. الله فرموده، "سعی کنید عدل رو با صلح برقرار کنید." فکر کنید جنگ یک وسیله در جعبه ابزار یک دولته. مشکل اینجاست که وقتی بحث از اسلام میشه، مردم اغلب از معیارای مختلفی استفاده میکنن برا قضاوت دولتی که اسلامی اداره میشه، در مقایسه با حکومتهای دیگهی دنیا.
اگه به یه دولت بگید که نباید ارتش داشته باشی و نباید به عنوان آخرین نیرو و به عنوان نوعی دفاع از اون در جنگ استفاده کنی شما میگید که این کاملاً غیر ممکنه اگه در اسلام انسان ارزشمنده، پس چرا توش بردگی رو داریم؟ آیا نمیتونست بردهداری رو لغو کنه؟ نه. اسلام برده داری رو منسوخ کرد، و غربم برده داریو منسوخ کرد اما به روشی متفاوت بیاین ببینیم کدوم بهترین بود یا تأثیر بیشتری داشته. روشی که در آمریکا انجام شد، روش ممنوعیت بود، اما در اسلام، این کار با نهی از منکر ( به صورت تدریجی) لغو کرد، نه با منع. مثلاً آبراهام لینکلن که مرد شجاعی بود، لایحه آزادی ۴ میلیون برده رو یهو در ۱ روز تصویب کرد نتیجه یک جنگ داخلی بود نیم میلیون مُردن و نیم میلیون معلول شدن.
میتونید بگید که این بهای آزادیه، مشکلی نیس اما اسلام چجوری اونو انجام داد امروز روابط بین سفیدپوست و سیاهپوستو توی آمریکا نگاه کنین. اونم بعده ۱۵۰ سال از لغو بردهداری. اما در کشورهای اسلامی، چنین مشکلاتی وجود نداره. چرا؟ دلیلش روشیه که اسلام انجامش داده اسلام، عشق به آزادی رو در دلهای مسلمونا نهادینه کرد. به مسلمونا فهموند برده داری بده. اسلام ازتون میخواد که تمومش کنین، مثلاً اگر شما عهدی رو شکستی. چیکار میکنی؟ خب، یه برده رو آزاد میکنی. قسم خوردی که یه کاریو انجام بدی و بعدش فهمیدی که یه چیز دیگه بهتره، مشکلی نیست. کار بهتر رو انجام بده و یه برده رو آزاد کن. شما بدون هیچ عذری روزه ات رو توی رمضان شکستی برای جبرانش باید چی کار کنی؟ بله، یه برده رو آزاد کن.
اگه کسی رو سهواً کشتی، مثلاً تو تصادف رانندگی… مشکلی نیست. یه برده رو آزاد کن. میدونی این یعنی چی؟ اشتباهی جون یه نفرو میگیری. اشکالی نداره به یکی که جانی نداره زندگی بده چطوری؟ با دادن آزادی به کسی که ازش محروم شده. اینه که در اسلام آزادی برابر با زندگیه. اسلام از طریق این احکام، عشق به آزادی رو در دل مسلمانها نهادینه کرد، چه اتفاقی افتاد؟ بردهداری رو که ریشهدار بود، در جامعه ریشه داشت .اما کم کم و مردم خودشون، با میل خودشون، این کار رو انجام دادن. و بهمین دلیل وقتی برده ها آزاد میشدن، خیلیهاشون حتی نمیخواستن ارباباشونو ترک کنن. میگفتن: "درسته که آزادم، اما میتونم پیشت بمونم؟" و جالبه بدونی، ظرف چند سال، کلمهی "برده" تقریباً از بین رفت و کلمه "موالی" جاش و گرفت.
یعنی برده سابق یا ارباب سابق. مثلاً "سالم موالی ابوحذیفه" یعنی بردهی سابق ابوحذیفه، و "ابوحذیفه موالی سالم" یعنی ارباب سابق. هردو یه لقب رو دارند. خیلی عجیبه، نه؟ و بعدش مردم میان و بهمون میگن: "شما بردهداری رو ممنوع نکردین!" ببخشید "باید مثل ما بردهداری رو لغو میکردین." وقتی مردم به برده داری فکر می کنن چیزی که به ذهن می رسه، برده داری تو آمریکاست. میدونید که، برخورد خشن، حقوق سلب شده. ساعات طولانی کار توی مزرعه... اینا چیزایین که بذهن آدم میان. اسلام این نوع بردهداری رو از بین برد. چیز مهمی که باید بدونیم اینه که برده داری یه سنت معمول بوده. اسلام که ابداعش نکرده بود. اون از قبل توی خیلی از ادیان، فرهنگا و کشورا حتی قبل از قرن هفتم وجود داشته.
تا اینکه اسلام این اصطلاح "برده داری" رو، به به یه چیز خیلی بهتر تغییر داد اون برده داری رو به “برادران رضاعی” و همینطور خواهران رضاعی تغییر داد. به این مردمی که برادران و خواهران رضاعی نامیده می شن اسلام حق و حقوق داد اسلام گفت باهاشون باید رفتار خوبی داشته باشین. لباسی که میپوشی، همون رو باید به اونها هم بدی. غذایی که میخوری، همون رو به اونها هم بدی. نمیتونی باهاشون خشن رفتار کنی و تحت فشار بزاریشون و راه های زیادی هست وقتی که مثلاً یکی به شما میگه که اسلام میتونه بهمون آزادی بده ما میگیم بله وقتی یه مسلمون خوب بشه، برده آزاد میشه اگه مسلمونی عهدیو بشکنه، باید برده آزاد کنه بعدِ آزادی، به برده ها آموزش داده میشده.
اونا توانمند سازی میشدن، بهشون مقام های بالا داه می شد و با احترام باهاشون برخورد میشد. و مثل هر کس دیگه ای باهاشون رفتار میشد. اما در آمریکا وقتی برده ها آزاد میشدن این اتفاق نیفتاد. متأسفانه ما می تونیم بقایاش رو برای مثال تو جاهایی مثل جنوب شیکاگو یا دیترویت ببینیم خیلی از برادرا و خواهرای آفریقایی یا سیاهپوستمون از حقوق فرهنگی و اجتماعی مساوی برخوردار نیستن، و هنوز مورد تبعیض قرار میگیرن. اما اسلام بردهها رو آزاد و بعد توانمندشون کرد. این یعنی اسلام رحمتی برای بشریت بود. خب بعدِ همه این توضیحات بکسی که مسیحیه و شکها و سوالاتی درباره اسلام داره، چی میخوای بگی؟ برادرا و خواهران مسیحیم و هرکس دیگه که این حرفها رو میشنوه: ما فقط یه بار فرصت زندگی داریم، و خیلی زود هممون میمیریم.
و باید در پیشگاه الله، در حضورش بایستیم. اون زمان برای برگشتمون تا ایمان حقیقی رو پیدا کنیم خیلی دیره درخواستم از مسیحیان و انسانهای همنوعم اینه که یه نسخه از قرآن و بردارینو فقط محض مطالعه بخونینش. اونوقت مفهوم حقیقی خدا رو توش پیدا میکنین. هدفی که خدا برای زندگی مشخص کرده رو پیدا میکنید. همچنین در اسلام راه حل مشکلاتتون پدیدار میشه، مثل نژادپرستی، قتل ، خودکشی و فروپاشی ساختار خونواده. اسلام بشما بنیان یه خونواده قوی، اخلاق قوی و احترام به والدین و هدیه میده. الآن بچهها به والدین احترام نمیذارن. مصرف مواد زیاده. توی سانفرانسیسکو اعتیاد به فنتالین و داریم. بیخانمانی، فقر، نژادپرستی، اعتیاد به مواد مخدر و خیلی چیزای دیگه شایعه اما چاره چیه؟ اسلام راه حل عالیی، عادلانه و کاربردی.
برا همه این مشکلات ارائه میده. ما به اسلام نیاز داریم. اسلام بهمون میدتش دارید. پس در نهایت وقتی در محضر خدا می ایستی، دیگه راه برگشتی نیست. اون لحظه نمیتونی بگی: "کاش اسلام رو پذیرفته بودم." شما فقط یبار فرصت زندگی کردن دارین. قرآن بخونید و جواب سؤالاتتون رو پیدا کنید. اسلام بهت آرامش میده، راهحل نشونت میده، مسیر رستگاری رو جلوت میذاره. و از خدا بخواه—بگو: "خدایا، حقیقت رو بهم نشون بده. منو به راه راست هدایت کن." انشاءالله خدا شما را به سوی حقیقت راهنمایی میکنه.