جایگاه زنان در اسلام چیست؟ حجاب،چند همسری و...
تاریخ انتشار
زنها تو اسلام چه جایگاهی دارن؟ آیا ارزش زن رو میاره پایین؟ باهاشون مثل شهروند درجه دو رفتار میکنه؟ وقتی با یه غیرمسلمون، درباره اسلام حرف میزنین،چه مرد چه زن، اولین سؤالی که میپرسن راجع به جایگاه زنه. چرا این اولین سؤالشونه؟ چون یه سری گروههای بزرگ تو رسانههای اصلی و شبکههای اجتماعی با تمام زورشون از موضوع زن به عنوان یه ابزار پروپاگاندا علیه اسلام استفاده میکنن. و به حملههاشون ادامه میدن. اما چیزی که واقعاً عجیبه، یه سری آمار و ارقام دیگهست که داریم. تو آمریکا، از هر پنج نفری که مسلمون میشن، چهار نفرشون زن هستن. تازه، یه تحقیق دیگه تو انگلیس نشون داده که تقریباً ۷۵ درصد کسایی که بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ مسلمون شدن، زن بودن.
خب، اگه اسلام واقعاً یه تهدید برای زنهاست، این عددها نباید برعکس اینو نشون بِدن؟ یا شاید برخلاف تصور همه، ارزشهایی رو که دنبالش بودن، تو اسلام پیدا کردن؟ باید راجع به یه سری مسائل خیلی مهم حرف بزنیم. و البته به سؤالای پرتکرار هم جواب بدیم. یه مرد میتونه چهارتا زن داشته باشه؟ اینکه حجاب داشته باشی و سر و بدنت رو بپوشونی، واقعاً محدودیت حساب میشه؟ چرا سهم ارث زنها نصف مَردهاست؟ و اون آیه معروف قرآن که همیشه سرش کلی حرف و حدیث بوده. اگه آمادهاین، شروع کنیم. تو قرن هجدهم، یه تاریخنگار و نویسنده انگلیسی اومد استانبول. لیدی الیزابت کریون. این شهر اسلامی، مات و مبهوتش کرد. تجربه زنها تو کشور خودش با چیزی که اینجا میدید زمین تا آسمون فرق داشت. اینجا با کشور اون کاملاً فرق میکرد.
اون زنهای مسلمون رو شادترین موجودات روی زمین توصیف کرد. مشاهداتش رو اینجوری نوشت: «فکر نمیکنم کشوری مثل ترکیه (یعنی همون امپراتوری عثمانی اون موقع) دیده باشم که زنها اینقدر آزادی داشته باشن و از هرجور سرزنش و ملامت و انتقادی در امان باشن.» چی اینقدر شگفتزدهش کرده بود؟ مگه تو انگلیس چی دیده بود که این حرفها رو زده بود؟ متاسفانه ما اطلاعات تاریخیمون کمه. هیچکدوم از مشکلاتی که میخوام بگم، تو اون شهر اسلامی که ازش بازدید کرده بود وجود نداشت. مثلاً، تو انگلیس و آمریکا، وقتی یه زن ازدواج میکرد، معمولاً تمام داراییهای شخصیش میرفت تحت کنترل شوهرش. حتی اگه شاغل بود، همه درآمدش قانوناً مال شوهرش میشد. و هیچ حقی برای گرفتنشون نداشت.
وقتی باباش از دنیا میرفت، سهم ارثش مستقیم میرسید به شوهرش. و اون هیچ حقی نسبت بهش نداشت. اگه طلاق میگرفتن، حضانت همه بچهها میرسید به پدرشون. مادر رو از بچههاش جدا میکردن. بچههایی که به دنیا آورده، بزرگ کرده و کلی فداکاری براشون کرده بود. و البته بچهها هم از مادرشون جدا میشدن. به جز موارد خیلی نادر، به زنها حتی نفقه هم نمیدادن. یعنی بعد از طلاق حمایت مالی نمیشدن. تازه، اینا فقط بیعدالتیهای اجتماعی نبودن، بلکه قانونهای سفت و سخت بودن. و علاوه بر اینا، زنها با بیعدالتیهای اخلاقی و احساسی بزرگتری هم روبرو بودن. تو انگلیس، تا قرن بیستم، هنوز یه سری رسم و رسوم عجیب وجود داشت. یکیش فروش همسر بود.
یعنی چی؟ باورش سخته، ولی وقتی یه مرد از زنش خسته میشد یا دیگه دوستش نداشت، میتونست اون رو ببره بازار و مثل یه کالا بفروشتش. در واقع، طبق یه سندی که سال ۱۹۱۳ ثبت شده، یه مرد انگلیسی زنش رو به قیمت یک پوند فروخت. همین موقعها، تو اروپای قرون وسطی اوضاع خیلی وحشتناکتر بود. بین قرن پونزدهم تا هفدهم، کلیسای کاتولیک سرگرم شکار جادوگرا بود زنهای بیگناه رو بر اساس اتهامهای الکی اعدام میکردن. طبق مدارک، بین چهل هزار تا صد هزار زن رو به شکل وحشتناکی اعدام کردن و زنده زنده تو آتیش سوزوندن. میتونین تصورش کنین؟ اگه کسی از یه زنی خوشش نمیاومد، میتونست بگه اون جادوگره. یا اگه یه زن به یه مرد جواب رد میداد، ممکن بود مرده بهش انگ جادوگری بزنه و کار زنه تموم بود. حتی فکر کردن بهش وحشتناکه.
تو همین جامعه، مردم جدی جدی راجع به این چیزا بحث میکردن: مثلاً اینکه آیا زنها اصلاً آدم هستن؟ روح دارن؟ لیدی کریون این حرفا رو بیدلیل نزده بود. چیزی که اون تو این شهر اسلامی دیده بود، کاملاً برعکس چیزی بود که تو غرب اتفاق میافتاد. حقوقی که زنها تو غرب، صد سال بعد از اون، یعنی سال ۱۸۸۲ به دست آوردن، قرنها بود که اینجا وجود داشت. آخه چطور ممکنه؟ زنها اینجا میتونستن از کسی شکایت کنن، قرارداد قانونی ببندن، صاحب مال و اموال باشن، ارث بگیرن و کلی حق و حقوق دیگه که خیلی بیشتر از زنهای انگلیسی بود. احتمالاً میتونین حدس بزنین که اون موقع زنها تو غرب فرصت درس خوندن هم نداشتن. از اون طرف، اگه به قدیمیترین دانشگاهی هایی که هنوزم فعاله نگاه کنین، میبینین که مؤسسش یه زن مسلمون بوده.
این تو کتاب رکوردهای گینس هم ثبت شده. دانشگاه قرویین، سال ۸۵۹، توسط فاطمه الفهری تو مراکش تأسیس شد. این نشون میده که زنها تو سرزمینهای اسلامی فرصت تحصیل داشتن و برای همین تونسته این کار رو بکنه. این همچنین یعنی زنها حق مالکیت داشتن. وگرنه نمیتونست این دانشگاه رو تأسیس کنه. علاوه بر این، نشون میده که زنهای مسلمون میتونستن نقشهای مهمی تو جامعه داشته باشن. نقشهایی که همچین دستاوردی رو ممکن کرده. و از همه مهمتر، این یعنی اون با اعتماد به نفس تو یه خانواده مسلمون بزرگ شده و ارزش جنسیت و هویت خودش رو میدونسته و تحقیر نشده. چشماتونو ببندین و این صحنه رو تصور کنین: بیشتر از صد هزار نفر با شور و شوق و کنجکاوی منتظرن. روبروشون یه رهبر ایستاده که مسیر تاریخ رو عوض کرد. حضرت محمد (ص).
سال ۶۳۲، وقتی داشت خطبه معروفش یعنی خطبه الوداع رو میخوند، وسط حرفاش، اینا رو گفت: «ای مردم! بهتون سفارش میکنم که حقوق زنها رو رعایت کنین و سر این موضوع از خدا بترسین. چون اونا امانتهای خدا دست شمان و با قوانین کتاب خدا باهاشون ازدواج کردین. شما یه حقی گردن اونا دارین و اونا هم یه حقی گردن شما.» اون در کنار خیلی چیزای دیگه، از نظر حقوق زنها یه تأثیر عمیق روی منطقهای گذاشت که توش زندگی میکرد. حالا بیاین به چرخه زندگی زنها تو اون جامعه یه نگاهی بندازیم و تفاوتهای قبل و بعد از اسلام رو با هم مقایسه کنیم. قبل از اسلام، وقتی دختری به دنیا میاومد، اغلب باعث شرمندگی باباش بود. و خیلی وقتا زنده به گورش میکرد. بعد از اسلام، این رسم کلاً از بین رفت.
حتی اگه زنده هم میموند، اون عشق و محبتی رو که آرزوشو داشت از باباش نمیدید. تو چشم باباش بیارزش بود. اما حضرت محمد (ص) بعدها گفتن: «هرکی سرپرستی سه تا دختر رو به عهده بگیره و پاشون صبر کنه تا شوهرشون بده، من و اون تو بهشت کنار همیم.» فرض کنیم یه دختر بزرگ میشد و به سن ازدواج میرسید. قبل از اسلام، اون رو مجبور به ازدواج میکردن. هیچکس نظر یا احساسش رو نمیپرسید. اما اسلام، ازدواج زن رو بدون رضایت خودش ممنوع کرد. از اون به بعد، اگه مردی میخواست با زنی ازدواج کنه، اول باید ازش خواستگاری میکرد. بعد از چند بار دیدن، اگه زن قبول میکرد و اگه حس میکرد با هم جور هستن، مراسم ازدواج شروع میشد. داماد موقع عقد، باید یه مهریه به عروس میداد. یه مبلغی پول یا یه هدیه با ارزش.
این کار در واقع یه جور تضمینه. اگه طلاق بگیرن یا شوهر از دنیا بره، زنش میتونه با استفاده از این پول، تا یه مدتی از نظر مالی خودشو ساپورت کنه. البته هدف از مهریه فقط این نیست. زنها میتونن از این پول هر جور که دوست دارن تو زندگیشون استفاده کنن. میتونن باهاش یه بیزینسی راه بندازن و برای سود بیشتر سرمایهگذاری کنن. یا میتونن نگهش دارن. مقدار مهریه رو زن تعیین میکنه. مرد باید پرداختش کنه و نمیتونه پسش بگیره. ولی اگه زنی بخواد به شوهرش کمک مالی کنه، اون یه بحث دیگهست. بعد از ازدواج، مسئولیت خرج و مخارج زن با شوهرشه. زن هیچ وظیفهای نداره که شغل داشته باشه، کار کنه یا تو هزینههای خونه شریک بشه. قبل از ازدواج، باباش مسئول خرجشه. بعد از ازدواج، شوهرش این مسئولیت رو به عهده میگیره.
با این حال، حتی امروزم میبینیم که این وضعیت تو خیلی از جاهای دنیا وجود نداره. وقتی با خانم فاطمه برکت الله مصاحبه کردیم، یه پژوهشگر اسلامی خانم که تو انگلیس زندگی میکنه، یه حرف خیلی غافلگیرکننده به ما زد. «این یکی از چیزاییه که زنهای غیرمسلمون رو بیشتر از همه جذب اسلام می کنه چون کلاً اونا تو جامعه خودشون، تجربهای از اینکه یکی دیگه مسئول تأمین زندگیشون باشه، ندارن. دخترای مجرد تو یه سن خاصی اغلب یه جور فاصلهای رو بین خودشون و باباشون حس میکنن. اونا با این ایده که باید رو پای خودشون وایسن، مجبور به یه سبکی از زندگی میشن که نه بهش عادت دارن و نه مجبورن قبولش کنن. در نتیجه میلیونها دختر تو درازمدت عذاب میکشن و بارها توسط آدمایی با قصد و نیت بد اذیت میشن.
اونا، قبل و بعد از ازدواج، سعی میکنن از خودشون دفاع کنن. با این حال، اسلام مسئولیت خرجی زن رو قبل ازدواج گردن پدر میندازه و بعد از ازدواج گردن شوهر. وقتی به سن ازدواج میرسه، انتخاب مردی که فکر میکنه خرجیش رو میده، کاملاً به خودش بستگی داره.» بیاین ادامه بدیم. قبل از اسلام، وقتی یه زن ازدواج میکرد و مادر میشد، هیچ ارزش و احترامی پیدا نمیکرد. اما ببینین پیامبر عزیز ما چی گفته: «کاملترین مؤمنا از نظر ایمان، کسایی هستن که بهترین اخلاق رو دارن. و بهترین شما اوناییان که با زنهاشون بهترین رفتار رو دارن.» یه بار برای اینکه جایگاه مادر رو به یکی از یاراش توضیح بده، گفت: «بهشت زیر پای مادرته.» اون زیر پا گذاشتن حق مادر و ظلم بهش رو یکی از بزرگترین گناهها میدونست.
قبل از اسلام اگه شوهر یه زن از دنیا میرفت، زنش هیچ ارثی ازش نمیبرد. بلکه خودش و بچههاش جزو ارث حساب میشدن. هر مردی میتونست ادعای مالکیت اون خانواده رو بکنه و با اون زن ازدواج کنه. بعد از اسلام، این رسم از بین رفت. در عوض، ارث طبق یک معیار مشخص بین زن، بچهها و پدر و مادر فرد فوت شده تقسیم میشد. شاید متوجه شده باشین که پدر و مادر هم سهمی از ارث میبرن. این موضوع مهمه چون امروزه تو خیلی از کشورهایی که فکر میکنیم توسعهیافتهان، پدر و مادر هیچ سهمی از ارث نمیبرن. با این حال، منطقاً، پدر و مادر فرد فوت شده احتمالاً سنشون بالاست و شاید به مراقبت احتیاج داشته باشن. اسلام مسئولیت مراقبت از اونا رو گردن پسر گذاشته و اگه اون از دنیا بره، با همین هدف یه بخشی از ارثش بهشون میرسه.
به عبارت دیگه، اسلام زن رو حتی وقتی مادر میشه هم ول نمیکنه. مسئولیت خرج و مخارجش با بچههاشه. این موضوع ممکنه یه جورایی زن رو تشویق کنه که دنبال هدفهای بزرگتری بره. اگه مجبور نباشی یا اصلاً دلت نخواد کار کنی، لازم نیست وقتت رو برای پول درآوردن تلف کنی. میتونی وقتت رو صرف هدفهای بزرگتری مثل تحصیلات کنی. در نهایت مگه تحصیلات پایه و اساس همه چیز نیست؟ تغییر کامل یه جامعه و خوشبختی معنویش دست شماست. اما اگه یه زن تصمیم بگیره کار کنه، مثال های محکمی تو تاریخ در مورد این هست خدیجه (س)، همسر حضرت محمد (ص)، یکی از موفقترین تاجرهای مکه بود. اون یه تاجر فوقالعاده بود. یا فاطمه الفهری که اولین دانشگاه رو تأسیس کرد، که واقعاً یه کار خیلی بزرگ تو حوزه کارآفرینی بود.
تا وقتی که تعادل بین حلال و حروم حفظ بشه، هیچ مشکلی پیش نمیاد. معمولاً ترک یه عادتی مثل سیگار تو سطح یه جامعه تقریباً غیرممکن به نظر میرسه. با این حال حضرت محمد (ص) تنهایی بلند شد و تو یه زمان خیلی کوتاه اون جامعه رو وادار کرد که همه اون رسم و رسوم وحشتناک رو ترک کنن. و نه فقط این، بلکه اونا رو با یه سری اصول زیبا و منصفانه جایگزین کرد که حتی قرنها بعد هم بشریت به اون سطح نرسید. خیلی مثالهای دیگه میشه زد. این تغییر بزرگ فقط تو بیست و سه سال اتفاق افتاد.
درباره شگفتانگیز بودن این تغییر، بدیعالزمان سعید نورسی، عالم بزرگ اسلام، اینطور گفته: «اگه صدتا فیلسوف رو جمع کنن و بفرستنشون به اون زمان و مکان و صد سال اونجا کار کنن، آیا میتونن حتی یک درصد از کاری که اون مرد بزرگ تونست انجام بده رو، تو یه سال انجام بدن؟» هنوز بیست سال از فوت پیامبر (ص) نگذشته بود که دنیا یه اتفاق قابل توجه دیگه رو دید. عمر بن خطاب، یکی از قدرتمندترین رهبرایی که جهان به خودش دیده، دومین خلیفه اسلام بود که به عدالتش معروف بود. حالا یه مثالی رو میبینین که نشون میده اسلام چقدر اعتماد به نفس زنها رو بالا برد و بهشون ارزش داد. یه روز عمر یه شکایتی دریافت کرد که زنها دارن مهریههای سنگین میخوان. ای عمر، زنها مهریههای سنگین میخوان! آره، راست میگه.
ازدواج برامون سخت شده. لطفاً یه کاری کن. مفهوم مهریه یادتونه که؟ مهریه یه تضمین مالیه که زن حق داره موقع ازدواج درخواست کنه. برای حل این مشکل، عمر تو یه سخنرانی عمومی پیشنهاد کرد که برای مهریه سقف تعیین کنن. کی جرأت میکرد با یه رهبری مثل اون مخالفت کنه؟ اون کسی بود که امپراتوری ایران رو شکست داده بود و جلوی رومیها، پیروزیهای بزرگی به دست آورده بود. چنین قدرتی داشت اما همون لحظه، یه زن بلند شد و اعتراض کرد. شجاعانه گفت: «مگه نشنیدی که خدا تو قرآن گفته اگه به یکیشون مال زیادی هم داده بودین، چیزی ازش رو پس نگیرین؟» اینکه یه زن با حاکم مخالفت کنه، یه چیز بیسابقه بود. عمر چی جواب داد؟ اون با فروتنی قبول کرد که اون زن راست میگه و خودش اشتباه کرده.
و گفت: «همه از عمر بیشتر میفهمن.» بعدش رفت بالای یه بلندی و جلوی مردم ایستاد و حرفش رو پس گرفت. حتی فکر کردن بهش هم حیرتانگیزه. بنابراین مسئله اصلی اینه که امروزه رسانههای اصلی، اسلام رو خیلی بد و شیطانی نشون میدن. شاید بعضیاتون شینید اوکانر، خواننده معروف ایرلندی که مسلمون شده بود رو بشناسین. اون به عنوان یه فمینیست شناخته میشد. وقتی داشت درباره سفرش به سمت اسلام حرف میزد، گفت: من کتابهای مقدس دینهای مختلف رو خوندم و سعی کردم حقیقت رو درباره خدا پیدا کنم. هیچوقت فکر نمیکردم دینم رو عوض کنم. اما اسلام رو گذاشتم برای آخر کار، چون خیلی نسبت به این دین پیشداوری داشتم.
در واقع تبلیغات خیلی زیادی علیه اسلام وجود داره، مخصوصاً در مورد زنها.» اما وقتی مردم واقعاً اسلام رو بررسی میکنن، میفهمن که حقیقت کاملاً یه چیز دیگهست. برای همینه که تو آمریکا، از هر پنج نفری که مسلمون میشن، چهار نفرشون زن هستن. و برای همینه که نزدیک به ۷۵ درصد کسایی که تو انگلیس مسلمون شدن هم زن هستن. حالا بذارین این سؤال رو از شما بپرسم: اگه اسلام واقعاً سیستمی بود که به زنها ظلم میکرد، مگه زنها اولین کسایی نبودن که ازش رو برمیگردوندن؟ اما در عوض این زنها هستن که بیشتر از همه قبولش کردن. چون میبینن که اسلام یه ارزش واقعی بهشون داده و میفهمن که واقعاً به این دین تعلق دارن. وقتی به تاریخ بشر نگاه میکنیم، یه الگویی رو میبینیم.
وقتی حد و مرز مشخصی وجود نداشته باشه و هر وقت آدما راهنمایی خدا رو نادیده گرفته باشن، این زنها بودن که بیشتر از همه عذاب کشیدن. حقوقشون گرفته شده، باهاشون بدرفتاری شده و تحت ظلم و ستم بودن. حتی امروزم دنیای مدرن نتونسته کامل از حقوق زنها دفاع کنه. زنهایی هستن که برای انجام کار مشابه، حقوق یکسان نمیگیرن. و از بدنشون به عنوان ابزار بازاریابی و تبلیغات استفاده میشه. یه استاندارد زیبایی خاص دائم بهشون تحمیل میشه که باعث میشه حس کنن باید خودشون رو باهاش وفق بدن. وگرنه بهشون گفته میشه که بیارزشن. کلی زن با ترفندهای عاشقانه گول میخورن و خیلیها تو رابطههای ناسالم، از آزار و اذیت عاطفی رنج میکشن. بعضیها حتی قربانی خشونت جنسی میشن.
از طرف دیگه، هزاران زن بعد از زایمان، توسط شریکشون ول میشن. تو ۲۳۶ تا شهر تو انگلیس و ولز، مادرای مجرد بیشتر از نصف خانوادهها رو اداره میکنن. به بار سنگینی که رو دوش این زنهاست فکر کنین. و به چالشی که بچههاشون بدون بزرگ شدن با یه الگوی مردونه باهاش روبرو هستن. وقتی به خیلی از آدمایی که مرتکب جرم و جنایت میشن نگاه میکنین، میبینین که اغلب بدون حضور پدر بزرگ شدن. انگار این مشکلات تمومی ندارن. خب واقعاً به چی نیاز داریم؟ به یه سیستمی نیاز داریم که به کاملترین و بهترین شکل هم مردها و هم زنها رو بشناسه. و هیچ آدمی نمیتونه این کار رو بکنه. چون آخرش هیچکدوم از ما بینقص نیستیم. اشتباه میکنیم، اشتباه قضاوت میکنیم و اوضاع رو بدتر میکنیم.
برای همین به یه سیستمی فراتر از محدودیتهای انسانی نیاز داریم. سیستمی که هم مردها و هم زنها ازش راضی باشن و با میل ازش پیروی کنن. سیستمی که توسط خدای یگانهای که ما رو خلق کرد نازل شده، چون اون بهتر از هر کسی ما رو میشناسه. حتی بهتر از شناختی که از خودمون داریم. اون با همه ویژگیهای مرد و زن تا ریزترین جزئیات آشناست. دانش اون نامحدوده. پس فقط اونه که میتونه عادلانهترین و کاملترین تصمیمها رو بگیره. و از اونجایی که خدا نه مَرده و نه زن، تو حکماش هیچجور پیشداوری وجود نداره. هر سیستم دیگهای، هر چقدرم که پیشرفته باشه، یه نقصهایی داره که مدام متوجهشون میشیم.
خلاصه که، جوابهایی که دنبالشون میگردیم، راهحلهایی که سالهاست دنبال فهمیدنشونیم، هزار و چهارصد سال پیش از طریق اسلام به ما داده شده. و راه حل خیلی از مشکلاتی که بهشون اشاره کردیم و خیلی از مشکلات دیگه، رو میشه تو اسلام پیدا کرد. با تحقیق و مطالعه بیشتر، خودتون این موضوع رو کشف میکنین. اما در این لحظه، یه سری سؤال پیش میاد. تا اینجا همه چی منطقی به نظر میرسه. آره، اسلام به زنها ارزش خاصی میده.، آره فقط خدای یگانهای که ما رو خلق کرده میتونه قانونهایی رو بذاره که واقعاً بهشون نیاز داریم. اما همونطور که اول برنامه گفتیم، تو اسلام یه مسائلی درباره زنها وجود داره که برای مردم گیجکنندهست. بیاین اول راجع به حجاب حرف بزنیم.
میلیونها نفر یه سؤال رو میپرسن: حجاب یه محدودیت بزرگ نیست؟ با اینکه حجاب اغلب به عنوان یه جور ظلم یا محدودیت نشون داده میشه، اما یکی از چیزاییه که بیشتر از همه، زنهای غیرمسلمون رو تحت تأثیر قرار میده. عجیبه، نه؟ علتش چیه؟ اگه از من بپرسین، معتقدم حتی یه آدم خداناباور هم ممکنه حس کنه نیاز به حجاب داره یه خداناباور؟ بله. چون پوشش یه چیز طبیعیه. یه چیز ذاتی تو خلقت انسانه. زنها ذاتاً دنبال مردی میگردن که باهاش احساس آرامش، خوشحالی و امنیت کنن. همینطور، مردها میخوان به زنشون اعتماد داشته باشن، یه رابطه عاشقانه بسازن و باهاش خوشحال باشن. برای حفظ آرامش و شادی خانواده، این رابطه باید محکم بمونه.
برای همین مشاورای خانواده اغلب روی یه حقیقت اساسی تأکید میکنن: برای یه ازدواج سالم، باید بین زن و شوهر، وفاداری و اعتماد دوطرفه وجود داشته باشه. اینجاست که اسلام راه حل حجاب رو برای مرد و زن مطرح میکنه. خدا تو سوره نور میگه: «به مردای مؤمن بگو چشمهاشونو کنترل کنن و پاکدامن باشن، این براشون پاکیزهتره. شک نکنین که خدا به کارایی که میکنن آگاهه.» تو آیه بعدی به زنها دستور داده میشه که خودشون رو بپوشونن. پس اگه دقت کرده باشین، فرمان حجاب اول به مردها داده شده. «به مردای مؤمن بگو چشمهاشونو کنترل کنن». پلکهای مردا یه جورایی براشون حکم حجاب رو داره. اینجا یه احتیاط دو طرفه رو میبینیم. خدا یه تدابیری رو برای محافظت از خانوادهها و حفظ شادیشون در نظر گرفته.
اما امروزه هر دو شکل حجاب برای مرد و زن دائم داره بهش حمله میشه. خب اگه یه خانواده از این تدابیر محافظتی محروم بشه، چی میشه؟ اون اعتماد و وفاداری که در موردش حرف زدیم، یواش یواش آسیب میبینه. هر زنی ذاتاً دوست داره خوشگل به نظر بیاد و ازش تعریف کنن. و وقتی یه زن با این میل ذاتی بدون حجاب بیرون میره، دوتا انتخاب جلو روشه: یا با لباس، زیورآلات، مو و بدنش برای آدمای بیرون از خونه خوشگل و جذاب به نظر میرسه، یا شلخته و غیرجذاب به نظر میآد. یا اینه یا اون. حد وسطی نداره. ولی ذاتاً دلش میخواد که خوشگل به نظر برسه و تحسین بشه. بنابراین وقتی میره بیرون از خونه، حواسش هست که خوشگل به نظر بیاد و کل روز رو همینطوری میگذرونه. بدون حجاب، این یه چیز غیرقابل اجتنابه.
به نظرتون چند درصد از مردا به خودشون میگن «این ممکنه زن کسی باشه، نباید بهش نگاه کنم»؟ بذارین جوابش رو با یه آزمایش اجتماعی بدم. یه آزمایشی که مال چند سال پیشه. شاید دیده باشینش. یه زن برای پنج ساعت با لباس تنگ و چسبون تو نیویورک راه رفت که در نتیجه صد و هشت بار مورد آزار کلامی قرار گرفت. یعنی حرفای نامربوط شنید. علاوه بر این، کلی از مردا با نیت بد بهش زل زدن. اما نکته جالبش اینجاست: همین زن این آزمایش رو، این بار با حجاب تکرار کرد. نتیجهش این بود که هیچکس مثل قبل بهش نگاه نکرد. چه زن و شوهر متوجه این موضوع باشن یا نه، این موقعیت به اعتماد بینشون آسیب میزنه. حسادت و مشکلات مربوط به اعتماد کمکم پیدا میشن که در نتیجه آرامش رابطه رو به هم میزنن.
هیچ مردی نمیتونه تحمل کنه که با یه منظور خاصی به زنش نگاه کنن. اون حسود و غیرتی میشه. ذات مردا اینطوریه. همینطور، زن هم ذاتاً میخواد که شوهرش فقط به اون علاقه داشته باشه و به زنهای دیگه نگاه نکنه. این دوتا حس زمانی به تعادل و آرامش میرسن که هر دو نفر به دستورات حجاب پایبند باشن. حالا بیاین برعکس این سناریو رو تصور کنیم. بیاین فرض کنیم که هر دو طرف مراقب حجابشون هستن. چی عوض میشه؟ شوهر دیگه شک نداره یا نگران نیست که مردای دیگه به زنش نگاه میکنن یا نه. همینطور، وقتی مرد به نگاهش دقت کنه و سرشو پایین بندازه، معلومه که وفاداریش رو به زنش نشون داده.
این هیچ شکی تو ذهن زنش باقی نمیذاره و دیگه از خودش نمیپُرسه که آیا به زنهای دیگه نگاه میکنه؟ زنی هست که براش جذاب باشه؟ اون با فکر کردن به این سؤالا احساس ناراحتی نمیکنه. حجاب همچنین باعث میشه که زن به راحتی در دسترس نباشه. ارزشش رو بالا میبره و اون رو باارزشتر میکنه. هیچکس بدون اجازه نمیتونه یه تار موی اون رو ببینه. به اون آزمایش اجتماعی که براتون تعریف کردم فکر کنین. وقتی اون زن با لباس تنگ راه رفت، قربانی نگاههای حالبههمزن و کلی آزار کلامی شد. اما وقتی حجاب داشت، نشون داد که کی واقعاً صاحب بدنشه. این پیام رو به بقیه رسوند که اون فقط یه شیء نیست، بلکه افکار و شخصیتشه که در واقع بهش ارزش میده. در عین حال، یه جورایی اجازه نمیداد هر کسی بهش نزدیک بشه.
وقتی حجاب داشت، آدمایی که فقط رو ظاهر بیرونی تمرکز میکنن یا اونایی که استانداردهای اخلاقی پایینی دارن، بهش نزدیک نمیشدن. چون دیگه توجهشون رو جلب نمیکرد. از این نظر، حجاب داشتن یعنی تعامل با آدمایی که با شما به خاطر چیزی که واقعاً هستین ارتباط برقرار میکنن. یعنی آدمایی که نه رو ظاهر شما، بلکه رو روح شما تمرکز میکنن و استانداردهای اخلاقی بالایی دارن. فراموش نکنین، ارزش شما بالاتر از اینه که بقیه بهتون برچسب خوشگل یا زشت بزنن. لازم نیست با استانداردهایی که بر اساس میل و خواستههای بقیه تعیین میشه، خودتونو وفق بدین. شما نباید طبق نظر بقیه لباس بپوشین. بلکه پوشش شما باید همجهت با انتظارات خدا باشه. خدای یگانهای که جهان رو از هیچی خلق کرد و زمین رو زیر پای شما گذاشت.
بعضی آدما شاید شما رو به خاطر خوشگلیتون دوست داشته باشن، اما خدا شما رو خلق کرده چون دوستتون داره. به شما یه زیبایی منحصر به فردی داده که به بقیه نداده. یادتونه که گفتیم دو جور حجاب مختلف وجود داره؟ حجاب مردونه و حجاب زنونه. علاوه بر این، یه حد و مرزهایی هم برای رابطه زن و مرد تعیین شده. مثلاً، گفتگوی خودمونی یا خندیدن با یه جنس مخالف که جزو خانواده یا همسر نباشه، ممنوعه بنابراین وقتی هر دو طرف نتونن به این دستورها پایبند باشن، مثل آهنربا، کمکم جذب هم میشن و نظم دنیا به هم میریزه. تمایلات جنسی یواش یواش عملی میشن و به رابطههای نامشروع، انحرافات و در نهایت جرم کشیده میشن. هر دو طرف اینجا مسئولیت دارن. و وقتی هر دو تو انجام وظایفشون کوتاهی کنن، تقصیر گردن هر دوتاشونه.
بر اساس تحقیقی که مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری انجام داده، تو سال ۲۰۲۰، نزدیک به پونصد هزار سقط جنین تو آمریکا انجام شده و ۸۶ درصد این نوزادا نامشروع بودن. فقط تو یه سال تو یه کشور، جون چهارصد هزار نوزاد به دنیا نیومده به خاطر رابطههای نامشروع گرفته شده. و البته این موضوع برای زنها خیلی سخته. و تو بیشتر موارد نوزاد به دنیا میاد. طبق تحقیقی که همین سازمان تو سال ۲۰۲۱ انجام داد، فقط تو آمریکا، ۱.۴ میلیون تولد نامشروع اتفاق میافته. و تو بیشتر موارد، مادر مجبوره تنهایی این بار رو تحمل کنه. اون سالها مراقب بچههاشه و سعی میکنه بزرگشون کنه. اونم بدون حمایت پدری که کنارش باشه. به وضعیت عاطفی و روانی یه مادر تو همچین وضعیتی فکر کنین. و به چالشهای بزرگ کردن یه بچه بدون پدر فکر کنین.
جلوگیری از این وضعیت به دوتا حکم قرآن که قبلاً بهشون اشاره کردیم بستگی داره. فکر میکنم الان نمای کلی واضحتر شده. اما هنوز یه سری سؤال دیگه مونده که باید بهشون جواب داده بشه. مردا اجازه دارن با چهارتا زن ازدواج کنن. سهم ارث خواهرا نصف برادرشونه. و مسئلهای که تو سوره نساء، آیه ۳۴، بارها سرش سؤال و بحث بوده. جواب این سؤالا از چیزی که فکر میکنین سادهتره. تو قسمت دوم به همه این جزئیات میپردازیم. با ما همراه باشین.
خب، اگه اسلام واقعاً یه تهدید برای زنهاست، این عددها نباید برعکس اینو نشون بِدن؟ یا شاید برخلاف تصور همه، ارزشهایی رو که دنبالش بودن، تو اسلام پیدا کردن؟ باید راجع به یه سری مسائل خیلی مهم حرف بزنیم. و البته به سؤالای پرتکرار هم جواب بدیم. یه مرد میتونه چهارتا زن داشته باشه؟ اینکه حجاب داشته باشی و سر و بدنت رو بپوشونی، واقعاً محدودیت حساب میشه؟ چرا سهم ارث زنها نصف مَردهاست؟ و اون آیه معروف قرآن که همیشه سرش کلی حرف و حدیث بوده. اگه آمادهاین، شروع کنیم. تو قرن هجدهم، یه تاریخنگار و نویسنده انگلیسی اومد استانبول. لیدی الیزابت کریون. این شهر اسلامی، مات و مبهوتش کرد. تجربه زنها تو کشور خودش با چیزی که اینجا میدید زمین تا آسمون فرق داشت. اینجا با کشور اون کاملاً فرق میکرد.
اون زنهای مسلمون رو شادترین موجودات روی زمین توصیف کرد. مشاهداتش رو اینجوری نوشت: «فکر نمیکنم کشوری مثل ترکیه (یعنی همون امپراتوری عثمانی اون موقع) دیده باشم که زنها اینقدر آزادی داشته باشن و از هرجور سرزنش و ملامت و انتقادی در امان باشن.» چی اینقدر شگفتزدهش کرده بود؟ مگه تو انگلیس چی دیده بود که این حرفها رو زده بود؟ متاسفانه ما اطلاعات تاریخیمون کمه. هیچکدوم از مشکلاتی که میخوام بگم، تو اون شهر اسلامی که ازش بازدید کرده بود وجود نداشت. مثلاً، تو انگلیس و آمریکا، وقتی یه زن ازدواج میکرد، معمولاً تمام داراییهای شخصیش میرفت تحت کنترل شوهرش. حتی اگه شاغل بود، همه درآمدش قانوناً مال شوهرش میشد. و هیچ حقی برای گرفتنشون نداشت.
وقتی باباش از دنیا میرفت، سهم ارثش مستقیم میرسید به شوهرش. و اون هیچ حقی نسبت بهش نداشت. اگه طلاق میگرفتن، حضانت همه بچهها میرسید به پدرشون. مادر رو از بچههاش جدا میکردن. بچههایی که به دنیا آورده، بزرگ کرده و کلی فداکاری براشون کرده بود. و البته بچهها هم از مادرشون جدا میشدن. به جز موارد خیلی نادر، به زنها حتی نفقه هم نمیدادن. یعنی بعد از طلاق حمایت مالی نمیشدن. تازه، اینا فقط بیعدالتیهای اجتماعی نبودن، بلکه قانونهای سفت و سخت بودن. و علاوه بر اینا، زنها با بیعدالتیهای اخلاقی و احساسی بزرگتری هم روبرو بودن. تو انگلیس، تا قرن بیستم، هنوز یه سری رسم و رسوم عجیب وجود داشت. یکیش فروش همسر بود.
یعنی چی؟ باورش سخته، ولی وقتی یه مرد از زنش خسته میشد یا دیگه دوستش نداشت، میتونست اون رو ببره بازار و مثل یه کالا بفروشتش. در واقع، طبق یه سندی که سال ۱۹۱۳ ثبت شده، یه مرد انگلیسی زنش رو به قیمت یک پوند فروخت. همین موقعها، تو اروپای قرون وسطی اوضاع خیلی وحشتناکتر بود. بین قرن پونزدهم تا هفدهم، کلیسای کاتولیک سرگرم شکار جادوگرا بود زنهای بیگناه رو بر اساس اتهامهای الکی اعدام میکردن. طبق مدارک، بین چهل هزار تا صد هزار زن رو به شکل وحشتناکی اعدام کردن و زنده زنده تو آتیش سوزوندن. میتونین تصورش کنین؟ اگه کسی از یه زنی خوشش نمیاومد، میتونست بگه اون جادوگره. یا اگه یه زن به یه مرد جواب رد میداد، ممکن بود مرده بهش انگ جادوگری بزنه و کار زنه تموم بود. حتی فکر کردن بهش وحشتناکه.
تو همین جامعه، مردم جدی جدی راجع به این چیزا بحث میکردن: مثلاً اینکه آیا زنها اصلاً آدم هستن؟ روح دارن؟ لیدی کریون این حرفا رو بیدلیل نزده بود. چیزی که اون تو این شهر اسلامی دیده بود، کاملاً برعکس چیزی بود که تو غرب اتفاق میافتاد. حقوقی که زنها تو غرب، صد سال بعد از اون، یعنی سال ۱۸۸۲ به دست آوردن، قرنها بود که اینجا وجود داشت. آخه چطور ممکنه؟ زنها اینجا میتونستن از کسی شکایت کنن، قرارداد قانونی ببندن، صاحب مال و اموال باشن، ارث بگیرن و کلی حق و حقوق دیگه که خیلی بیشتر از زنهای انگلیسی بود. احتمالاً میتونین حدس بزنین که اون موقع زنها تو غرب فرصت درس خوندن هم نداشتن. از اون طرف، اگه به قدیمیترین دانشگاهی هایی که هنوزم فعاله نگاه کنین، میبینین که مؤسسش یه زن مسلمون بوده.
این تو کتاب رکوردهای گینس هم ثبت شده. دانشگاه قرویین، سال ۸۵۹، توسط فاطمه الفهری تو مراکش تأسیس شد. این نشون میده که زنها تو سرزمینهای اسلامی فرصت تحصیل داشتن و برای همین تونسته این کار رو بکنه. این همچنین یعنی زنها حق مالکیت داشتن. وگرنه نمیتونست این دانشگاه رو تأسیس کنه. علاوه بر این، نشون میده که زنهای مسلمون میتونستن نقشهای مهمی تو جامعه داشته باشن. نقشهایی که همچین دستاوردی رو ممکن کرده. و از همه مهمتر، این یعنی اون با اعتماد به نفس تو یه خانواده مسلمون بزرگ شده و ارزش جنسیت و هویت خودش رو میدونسته و تحقیر نشده. چشماتونو ببندین و این صحنه رو تصور کنین: بیشتر از صد هزار نفر با شور و شوق و کنجکاوی منتظرن. روبروشون یه رهبر ایستاده که مسیر تاریخ رو عوض کرد. حضرت محمد (ص).
سال ۶۳۲، وقتی داشت خطبه معروفش یعنی خطبه الوداع رو میخوند، وسط حرفاش، اینا رو گفت: «ای مردم! بهتون سفارش میکنم که حقوق زنها رو رعایت کنین و سر این موضوع از خدا بترسین. چون اونا امانتهای خدا دست شمان و با قوانین کتاب خدا باهاشون ازدواج کردین. شما یه حقی گردن اونا دارین و اونا هم یه حقی گردن شما.» اون در کنار خیلی چیزای دیگه، از نظر حقوق زنها یه تأثیر عمیق روی منطقهای گذاشت که توش زندگی میکرد. حالا بیاین به چرخه زندگی زنها تو اون جامعه یه نگاهی بندازیم و تفاوتهای قبل و بعد از اسلام رو با هم مقایسه کنیم. قبل از اسلام، وقتی دختری به دنیا میاومد، اغلب باعث شرمندگی باباش بود. و خیلی وقتا زنده به گورش میکرد. بعد از اسلام، این رسم کلاً از بین رفت.
حتی اگه زنده هم میموند، اون عشق و محبتی رو که آرزوشو داشت از باباش نمیدید. تو چشم باباش بیارزش بود. اما حضرت محمد (ص) بعدها گفتن: «هرکی سرپرستی سه تا دختر رو به عهده بگیره و پاشون صبر کنه تا شوهرشون بده، من و اون تو بهشت کنار همیم.» فرض کنیم یه دختر بزرگ میشد و به سن ازدواج میرسید. قبل از اسلام، اون رو مجبور به ازدواج میکردن. هیچکس نظر یا احساسش رو نمیپرسید. اما اسلام، ازدواج زن رو بدون رضایت خودش ممنوع کرد. از اون به بعد، اگه مردی میخواست با زنی ازدواج کنه، اول باید ازش خواستگاری میکرد. بعد از چند بار دیدن، اگه زن قبول میکرد و اگه حس میکرد با هم جور هستن، مراسم ازدواج شروع میشد. داماد موقع عقد، باید یه مهریه به عروس میداد. یه مبلغی پول یا یه هدیه با ارزش.
این کار در واقع یه جور تضمینه. اگه طلاق بگیرن یا شوهر از دنیا بره، زنش میتونه با استفاده از این پول، تا یه مدتی از نظر مالی خودشو ساپورت کنه. البته هدف از مهریه فقط این نیست. زنها میتونن از این پول هر جور که دوست دارن تو زندگیشون استفاده کنن. میتونن باهاش یه بیزینسی راه بندازن و برای سود بیشتر سرمایهگذاری کنن. یا میتونن نگهش دارن. مقدار مهریه رو زن تعیین میکنه. مرد باید پرداختش کنه و نمیتونه پسش بگیره. ولی اگه زنی بخواد به شوهرش کمک مالی کنه، اون یه بحث دیگهست. بعد از ازدواج، مسئولیت خرج و مخارج زن با شوهرشه. زن هیچ وظیفهای نداره که شغل داشته باشه، کار کنه یا تو هزینههای خونه شریک بشه. قبل از ازدواج، باباش مسئول خرجشه. بعد از ازدواج، شوهرش این مسئولیت رو به عهده میگیره.
با این حال، حتی امروزم میبینیم که این وضعیت تو خیلی از جاهای دنیا وجود نداره. وقتی با خانم فاطمه برکت الله مصاحبه کردیم، یه پژوهشگر اسلامی خانم که تو انگلیس زندگی میکنه، یه حرف خیلی غافلگیرکننده به ما زد. «این یکی از چیزاییه که زنهای غیرمسلمون رو بیشتر از همه جذب اسلام می کنه چون کلاً اونا تو جامعه خودشون، تجربهای از اینکه یکی دیگه مسئول تأمین زندگیشون باشه، ندارن. دخترای مجرد تو یه سن خاصی اغلب یه جور فاصلهای رو بین خودشون و باباشون حس میکنن. اونا با این ایده که باید رو پای خودشون وایسن، مجبور به یه سبکی از زندگی میشن که نه بهش عادت دارن و نه مجبورن قبولش کنن. در نتیجه میلیونها دختر تو درازمدت عذاب میکشن و بارها توسط آدمایی با قصد و نیت بد اذیت میشن.
اونا، قبل و بعد از ازدواج، سعی میکنن از خودشون دفاع کنن. با این حال، اسلام مسئولیت خرجی زن رو قبل ازدواج گردن پدر میندازه و بعد از ازدواج گردن شوهر. وقتی به سن ازدواج میرسه، انتخاب مردی که فکر میکنه خرجیش رو میده، کاملاً به خودش بستگی داره.» بیاین ادامه بدیم. قبل از اسلام، وقتی یه زن ازدواج میکرد و مادر میشد، هیچ ارزش و احترامی پیدا نمیکرد. اما ببینین پیامبر عزیز ما چی گفته: «کاملترین مؤمنا از نظر ایمان، کسایی هستن که بهترین اخلاق رو دارن. و بهترین شما اوناییان که با زنهاشون بهترین رفتار رو دارن.» یه بار برای اینکه جایگاه مادر رو به یکی از یاراش توضیح بده، گفت: «بهشت زیر پای مادرته.» اون زیر پا گذاشتن حق مادر و ظلم بهش رو یکی از بزرگترین گناهها میدونست.
قبل از اسلام اگه شوهر یه زن از دنیا میرفت، زنش هیچ ارثی ازش نمیبرد. بلکه خودش و بچههاش جزو ارث حساب میشدن. هر مردی میتونست ادعای مالکیت اون خانواده رو بکنه و با اون زن ازدواج کنه. بعد از اسلام، این رسم از بین رفت. در عوض، ارث طبق یک معیار مشخص بین زن، بچهها و پدر و مادر فرد فوت شده تقسیم میشد. شاید متوجه شده باشین که پدر و مادر هم سهمی از ارث میبرن. این موضوع مهمه چون امروزه تو خیلی از کشورهایی که فکر میکنیم توسعهیافتهان، پدر و مادر هیچ سهمی از ارث نمیبرن. با این حال، منطقاً، پدر و مادر فرد فوت شده احتمالاً سنشون بالاست و شاید به مراقبت احتیاج داشته باشن. اسلام مسئولیت مراقبت از اونا رو گردن پسر گذاشته و اگه اون از دنیا بره، با همین هدف یه بخشی از ارثش بهشون میرسه.
به عبارت دیگه، اسلام زن رو حتی وقتی مادر میشه هم ول نمیکنه. مسئولیت خرج و مخارجش با بچههاشه. این موضوع ممکنه یه جورایی زن رو تشویق کنه که دنبال هدفهای بزرگتری بره. اگه مجبور نباشی یا اصلاً دلت نخواد کار کنی، لازم نیست وقتت رو برای پول درآوردن تلف کنی. میتونی وقتت رو صرف هدفهای بزرگتری مثل تحصیلات کنی. در نهایت مگه تحصیلات پایه و اساس همه چیز نیست؟ تغییر کامل یه جامعه و خوشبختی معنویش دست شماست. اما اگه یه زن تصمیم بگیره کار کنه، مثال های محکمی تو تاریخ در مورد این هست خدیجه (س)، همسر حضرت محمد (ص)، یکی از موفقترین تاجرهای مکه بود. اون یه تاجر فوقالعاده بود. یا فاطمه الفهری که اولین دانشگاه رو تأسیس کرد، که واقعاً یه کار خیلی بزرگ تو حوزه کارآفرینی بود.
تا وقتی که تعادل بین حلال و حروم حفظ بشه، هیچ مشکلی پیش نمیاد. معمولاً ترک یه عادتی مثل سیگار تو سطح یه جامعه تقریباً غیرممکن به نظر میرسه. با این حال حضرت محمد (ص) تنهایی بلند شد و تو یه زمان خیلی کوتاه اون جامعه رو وادار کرد که همه اون رسم و رسوم وحشتناک رو ترک کنن. و نه فقط این، بلکه اونا رو با یه سری اصول زیبا و منصفانه جایگزین کرد که حتی قرنها بعد هم بشریت به اون سطح نرسید. خیلی مثالهای دیگه میشه زد. این تغییر بزرگ فقط تو بیست و سه سال اتفاق افتاد.
درباره شگفتانگیز بودن این تغییر، بدیعالزمان سعید نورسی، عالم بزرگ اسلام، اینطور گفته: «اگه صدتا فیلسوف رو جمع کنن و بفرستنشون به اون زمان و مکان و صد سال اونجا کار کنن، آیا میتونن حتی یک درصد از کاری که اون مرد بزرگ تونست انجام بده رو، تو یه سال انجام بدن؟» هنوز بیست سال از فوت پیامبر (ص) نگذشته بود که دنیا یه اتفاق قابل توجه دیگه رو دید. عمر بن خطاب، یکی از قدرتمندترین رهبرایی که جهان به خودش دیده، دومین خلیفه اسلام بود که به عدالتش معروف بود. حالا یه مثالی رو میبینین که نشون میده اسلام چقدر اعتماد به نفس زنها رو بالا برد و بهشون ارزش داد. یه روز عمر یه شکایتی دریافت کرد که زنها دارن مهریههای سنگین میخوان. ای عمر، زنها مهریههای سنگین میخوان! آره، راست میگه.
ازدواج برامون سخت شده. لطفاً یه کاری کن. مفهوم مهریه یادتونه که؟ مهریه یه تضمین مالیه که زن حق داره موقع ازدواج درخواست کنه. برای حل این مشکل، عمر تو یه سخنرانی عمومی پیشنهاد کرد که برای مهریه سقف تعیین کنن. کی جرأت میکرد با یه رهبری مثل اون مخالفت کنه؟ اون کسی بود که امپراتوری ایران رو شکست داده بود و جلوی رومیها، پیروزیهای بزرگی به دست آورده بود. چنین قدرتی داشت اما همون لحظه، یه زن بلند شد و اعتراض کرد. شجاعانه گفت: «مگه نشنیدی که خدا تو قرآن گفته اگه به یکیشون مال زیادی هم داده بودین، چیزی ازش رو پس نگیرین؟» اینکه یه زن با حاکم مخالفت کنه، یه چیز بیسابقه بود. عمر چی جواب داد؟ اون با فروتنی قبول کرد که اون زن راست میگه و خودش اشتباه کرده.
و گفت: «همه از عمر بیشتر میفهمن.» بعدش رفت بالای یه بلندی و جلوی مردم ایستاد و حرفش رو پس گرفت. حتی فکر کردن بهش هم حیرتانگیزه. بنابراین مسئله اصلی اینه که امروزه رسانههای اصلی، اسلام رو خیلی بد و شیطانی نشون میدن. شاید بعضیاتون شینید اوکانر، خواننده معروف ایرلندی که مسلمون شده بود رو بشناسین. اون به عنوان یه فمینیست شناخته میشد. وقتی داشت درباره سفرش به سمت اسلام حرف میزد، گفت: من کتابهای مقدس دینهای مختلف رو خوندم و سعی کردم حقیقت رو درباره خدا پیدا کنم. هیچوقت فکر نمیکردم دینم رو عوض کنم. اما اسلام رو گذاشتم برای آخر کار، چون خیلی نسبت به این دین پیشداوری داشتم.
در واقع تبلیغات خیلی زیادی علیه اسلام وجود داره، مخصوصاً در مورد زنها.» اما وقتی مردم واقعاً اسلام رو بررسی میکنن، میفهمن که حقیقت کاملاً یه چیز دیگهست. برای همینه که تو آمریکا، از هر پنج نفری که مسلمون میشن، چهار نفرشون زن هستن. و برای همینه که نزدیک به ۷۵ درصد کسایی که تو انگلیس مسلمون شدن هم زن هستن. حالا بذارین این سؤال رو از شما بپرسم: اگه اسلام واقعاً سیستمی بود که به زنها ظلم میکرد، مگه زنها اولین کسایی نبودن که ازش رو برمیگردوندن؟ اما در عوض این زنها هستن که بیشتر از همه قبولش کردن. چون میبینن که اسلام یه ارزش واقعی بهشون داده و میفهمن که واقعاً به این دین تعلق دارن. وقتی به تاریخ بشر نگاه میکنیم، یه الگویی رو میبینیم.
وقتی حد و مرز مشخصی وجود نداشته باشه و هر وقت آدما راهنمایی خدا رو نادیده گرفته باشن، این زنها بودن که بیشتر از همه عذاب کشیدن. حقوقشون گرفته شده، باهاشون بدرفتاری شده و تحت ظلم و ستم بودن. حتی امروزم دنیای مدرن نتونسته کامل از حقوق زنها دفاع کنه. زنهایی هستن که برای انجام کار مشابه، حقوق یکسان نمیگیرن. و از بدنشون به عنوان ابزار بازاریابی و تبلیغات استفاده میشه. یه استاندارد زیبایی خاص دائم بهشون تحمیل میشه که باعث میشه حس کنن باید خودشون رو باهاش وفق بدن. وگرنه بهشون گفته میشه که بیارزشن. کلی زن با ترفندهای عاشقانه گول میخورن و خیلیها تو رابطههای ناسالم، از آزار و اذیت عاطفی رنج میکشن. بعضیها حتی قربانی خشونت جنسی میشن.
از طرف دیگه، هزاران زن بعد از زایمان، توسط شریکشون ول میشن. تو ۲۳۶ تا شهر تو انگلیس و ولز، مادرای مجرد بیشتر از نصف خانوادهها رو اداره میکنن. به بار سنگینی که رو دوش این زنهاست فکر کنین. و به چالشی که بچههاشون بدون بزرگ شدن با یه الگوی مردونه باهاش روبرو هستن. وقتی به خیلی از آدمایی که مرتکب جرم و جنایت میشن نگاه میکنین، میبینین که اغلب بدون حضور پدر بزرگ شدن. انگار این مشکلات تمومی ندارن. خب واقعاً به چی نیاز داریم؟ به یه سیستمی نیاز داریم که به کاملترین و بهترین شکل هم مردها و هم زنها رو بشناسه. و هیچ آدمی نمیتونه این کار رو بکنه. چون آخرش هیچکدوم از ما بینقص نیستیم. اشتباه میکنیم، اشتباه قضاوت میکنیم و اوضاع رو بدتر میکنیم.
برای همین به یه سیستمی فراتر از محدودیتهای انسانی نیاز داریم. سیستمی که هم مردها و هم زنها ازش راضی باشن و با میل ازش پیروی کنن. سیستمی که توسط خدای یگانهای که ما رو خلق کرد نازل شده، چون اون بهتر از هر کسی ما رو میشناسه. حتی بهتر از شناختی که از خودمون داریم. اون با همه ویژگیهای مرد و زن تا ریزترین جزئیات آشناست. دانش اون نامحدوده. پس فقط اونه که میتونه عادلانهترین و کاملترین تصمیمها رو بگیره. و از اونجایی که خدا نه مَرده و نه زن، تو حکماش هیچجور پیشداوری وجود نداره. هر سیستم دیگهای، هر چقدرم که پیشرفته باشه، یه نقصهایی داره که مدام متوجهشون میشیم.
خلاصه که، جوابهایی که دنبالشون میگردیم، راهحلهایی که سالهاست دنبال فهمیدنشونیم، هزار و چهارصد سال پیش از طریق اسلام به ما داده شده. و راه حل خیلی از مشکلاتی که بهشون اشاره کردیم و خیلی از مشکلات دیگه، رو میشه تو اسلام پیدا کرد. با تحقیق و مطالعه بیشتر، خودتون این موضوع رو کشف میکنین. اما در این لحظه، یه سری سؤال پیش میاد. تا اینجا همه چی منطقی به نظر میرسه. آره، اسلام به زنها ارزش خاصی میده.، آره فقط خدای یگانهای که ما رو خلق کرده میتونه قانونهایی رو بذاره که واقعاً بهشون نیاز داریم. اما همونطور که اول برنامه گفتیم، تو اسلام یه مسائلی درباره زنها وجود داره که برای مردم گیجکنندهست. بیاین اول راجع به حجاب حرف بزنیم.
میلیونها نفر یه سؤال رو میپرسن: حجاب یه محدودیت بزرگ نیست؟ با اینکه حجاب اغلب به عنوان یه جور ظلم یا محدودیت نشون داده میشه، اما یکی از چیزاییه که بیشتر از همه، زنهای غیرمسلمون رو تحت تأثیر قرار میده. عجیبه، نه؟ علتش چیه؟ اگه از من بپرسین، معتقدم حتی یه آدم خداناباور هم ممکنه حس کنه نیاز به حجاب داره یه خداناباور؟ بله. چون پوشش یه چیز طبیعیه. یه چیز ذاتی تو خلقت انسانه. زنها ذاتاً دنبال مردی میگردن که باهاش احساس آرامش، خوشحالی و امنیت کنن. همینطور، مردها میخوان به زنشون اعتماد داشته باشن، یه رابطه عاشقانه بسازن و باهاش خوشحال باشن. برای حفظ آرامش و شادی خانواده، این رابطه باید محکم بمونه.
برای همین مشاورای خانواده اغلب روی یه حقیقت اساسی تأکید میکنن: برای یه ازدواج سالم، باید بین زن و شوهر، وفاداری و اعتماد دوطرفه وجود داشته باشه. اینجاست که اسلام راه حل حجاب رو برای مرد و زن مطرح میکنه. خدا تو سوره نور میگه: «به مردای مؤمن بگو چشمهاشونو کنترل کنن و پاکدامن باشن، این براشون پاکیزهتره. شک نکنین که خدا به کارایی که میکنن آگاهه.» تو آیه بعدی به زنها دستور داده میشه که خودشون رو بپوشونن. پس اگه دقت کرده باشین، فرمان حجاب اول به مردها داده شده. «به مردای مؤمن بگو چشمهاشونو کنترل کنن». پلکهای مردا یه جورایی براشون حکم حجاب رو داره. اینجا یه احتیاط دو طرفه رو میبینیم. خدا یه تدابیری رو برای محافظت از خانوادهها و حفظ شادیشون در نظر گرفته.
اما امروزه هر دو شکل حجاب برای مرد و زن دائم داره بهش حمله میشه. خب اگه یه خانواده از این تدابیر محافظتی محروم بشه، چی میشه؟ اون اعتماد و وفاداری که در موردش حرف زدیم، یواش یواش آسیب میبینه. هر زنی ذاتاً دوست داره خوشگل به نظر بیاد و ازش تعریف کنن. و وقتی یه زن با این میل ذاتی بدون حجاب بیرون میره، دوتا انتخاب جلو روشه: یا با لباس، زیورآلات، مو و بدنش برای آدمای بیرون از خونه خوشگل و جذاب به نظر میرسه، یا شلخته و غیرجذاب به نظر میآد. یا اینه یا اون. حد وسطی نداره. ولی ذاتاً دلش میخواد که خوشگل به نظر برسه و تحسین بشه. بنابراین وقتی میره بیرون از خونه، حواسش هست که خوشگل به نظر بیاد و کل روز رو همینطوری میگذرونه. بدون حجاب، این یه چیز غیرقابل اجتنابه.
به نظرتون چند درصد از مردا به خودشون میگن «این ممکنه زن کسی باشه، نباید بهش نگاه کنم»؟ بذارین جوابش رو با یه آزمایش اجتماعی بدم. یه آزمایشی که مال چند سال پیشه. شاید دیده باشینش. یه زن برای پنج ساعت با لباس تنگ و چسبون تو نیویورک راه رفت که در نتیجه صد و هشت بار مورد آزار کلامی قرار گرفت. یعنی حرفای نامربوط شنید. علاوه بر این، کلی از مردا با نیت بد بهش زل زدن. اما نکته جالبش اینجاست: همین زن این آزمایش رو، این بار با حجاب تکرار کرد. نتیجهش این بود که هیچکس مثل قبل بهش نگاه نکرد. چه زن و شوهر متوجه این موضوع باشن یا نه، این موقعیت به اعتماد بینشون آسیب میزنه. حسادت و مشکلات مربوط به اعتماد کمکم پیدا میشن که در نتیجه آرامش رابطه رو به هم میزنن.
هیچ مردی نمیتونه تحمل کنه که با یه منظور خاصی به زنش نگاه کنن. اون حسود و غیرتی میشه. ذات مردا اینطوریه. همینطور، زن هم ذاتاً میخواد که شوهرش فقط به اون علاقه داشته باشه و به زنهای دیگه نگاه نکنه. این دوتا حس زمانی به تعادل و آرامش میرسن که هر دو نفر به دستورات حجاب پایبند باشن. حالا بیاین برعکس این سناریو رو تصور کنیم. بیاین فرض کنیم که هر دو طرف مراقب حجابشون هستن. چی عوض میشه؟ شوهر دیگه شک نداره یا نگران نیست که مردای دیگه به زنش نگاه میکنن یا نه. همینطور، وقتی مرد به نگاهش دقت کنه و سرشو پایین بندازه، معلومه که وفاداریش رو به زنش نشون داده.
این هیچ شکی تو ذهن زنش باقی نمیذاره و دیگه از خودش نمیپُرسه که آیا به زنهای دیگه نگاه میکنه؟ زنی هست که براش جذاب باشه؟ اون با فکر کردن به این سؤالا احساس ناراحتی نمیکنه. حجاب همچنین باعث میشه که زن به راحتی در دسترس نباشه. ارزشش رو بالا میبره و اون رو باارزشتر میکنه. هیچکس بدون اجازه نمیتونه یه تار موی اون رو ببینه. به اون آزمایش اجتماعی که براتون تعریف کردم فکر کنین. وقتی اون زن با لباس تنگ راه رفت، قربانی نگاههای حالبههمزن و کلی آزار کلامی شد. اما وقتی حجاب داشت، نشون داد که کی واقعاً صاحب بدنشه. این پیام رو به بقیه رسوند که اون فقط یه شیء نیست، بلکه افکار و شخصیتشه که در واقع بهش ارزش میده. در عین حال، یه جورایی اجازه نمیداد هر کسی بهش نزدیک بشه.
وقتی حجاب داشت، آدمایی که فقط رو ظاهر بیرونی تمرکز میکنن یا اونایی که استانداردهای اخلاقی پایینی دارن، بهش نزدیک نمیشدن. چون دیگه توجهشون رو جلب نمیکرد. از این نظر، حجاب داشتن یعنی تعامل با آدمایی که با شما به خاطر چیزی که واقعاً هستین ارتباط برقرار میکنن. یعنی آدمایی که نه رو ظاهر شما، بلکه رو روح شما تمرکز میکنن و استانداردهای اخلاقی بالایی دارن. فراموش نکنین، ارزش شما بالاتر از اینه که بقیه بهتون برچسب خوشگل یا زشت بزنن. لازم نیست با استانداردهایی که بر اساس میل و خواستههای بقیه تعیین میشه، خودتونو وفق بدین. شما نباید طبق نظر بقیه لباس بپوشین. بلکه پوشش شما باید همجهت با انتظارات خدا باشه. خدای یگانهای که جهان رو از هیچی خلق کرد و زمین رو زیر پای شما گذاشت.
بعضی آدما شاید شما رو به خاطر خوشگلیتون دوست داشته باشن، اما خدا شما رو خلق کرده چون دوستتون داره. به شما یه زیبایی منحصر به فردی داده که به بقیه نداده. یادتونه که گفتیم دو جور حجاب مختلف وجود داره؟ حجاب مردونه و حجاب زنونه. علاوه بر این، یه حد و مرزهایی هم برای رابطه زن و مرد تعیین شده. مثلاً، گفتگوی خودمونی یا خندیدن با یه جنس مخالف که جزو خانواده یا همسر نباشه، ممنوعه بنابراین وقتی هر دو طرف نتونن به این دستورها پایبند باشن، مثل آهنربا، کمکم جذب هم میشن و نظم دنیا به هم میریزه. تمایلات جنسی یواش یواش عملی میشن و به رابطههای نامشروع، انحرافات و در نهایت جرم کشیده میشن. هر دو طرف اینجا مسئولیت دارن. و وقتی هر دو تو انجام وظایفشون کوتاهی کنن، تقصیر گردن هر دوتاشونه.
بر اساس تحقیقی که مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری انجام داده، تو سال ۲۰۲۰، نزدیک به پونصد هزار سقط جنین تو آمریکا انجام شده و ۸۶ درصد این نوزادا نامشروع بودن. فقط تو یه سال تو یه کشور، جون چهارصد هزار نوزاد به دنیا نیومده به خاطر رابطههای نامشروع گرفته شده. و البته این موضوع برای زنها خیلی سخته. و تو بیشتر موارد نوزاد به دنیا میاد. طبق تحقیقی که همین سازمان تو سال ۲۰۲۱ انجام داد، فقط تو آمریکا، ۱.۴ میلیون تولد نامشروع اتفاق میافته. و تو بیشتر موارد، مادر مجبوره تنهایی این بار رو تحمل کنه. اون سالها مراقب بچههاشه و سعی میکنه بزرگشون کنه. اونم بدون حمایت پدری که کنارش باشه. به وضعیت عاطفی و روانی یه مادر تو همچین وضعیتی فکر کنین. و به چالشهای بزرگ کردن یه بچه بدون پدر فکر کنین.
جلوگیری از این وضعیت به دوتا حکم قرآن که قبلاً بهشون اشاره کردیم بستگی داره. فکر میکنم الان نمای کلی واضحتر شده. اما هنوز یه سری سؤال دیگه مونده که باید بهشون جواب داده بشه. مردا اجازه دارن با چهارتا زن ازدواج کنن. سهم ارث خواهرا نصف برادرشونه. و مسئلهای که تو سوره نساء، آیه ۳۴، بارها سرش سؤال و بحث بوده. جواب این سؤالا از چیزی که فکر میکنین سادهتره. تو قسمت دوم به همه این جزئیات میپردازیم. با ما همراه باشین.