زنان در اسلام: چندهمسری،ارث و توضیح آیهی ( کتک زدن)
تاریخ انتشار
سوشالمدیا پره از تبلیغات دروغ، میگن اسلام واسه زن ارزش قائل نیست. خب، واقعیت چیه؟ تو قسمت قبل دیدیم اسلام چه جایگاه خاصی به زن میده. معلوم شد چقدر اون حرفا الکی بود. حالا باید به سه تا سوال رایج جواب بدیم چطور یه مرد تو اسلام میتونه چهار تا زن بگیره؟ مگه این کار ارزش زنارو پایین نمیاره؟ سوال دوم اینه: چرا زن نصف مرد ارث میبره؟ و آخریش این که، واقعاً قرآن تو سوره نساء آیه ۳۴ گفته زنارو کتک بزنید؟ اول با موضوع چهار همسر شروع میکنیم اولین چیزی که باید بدونیم اینه که این یه دستور نیست. درواقع یه نوع محدودیته تو جامعهای که اسلام اومد، چند همسری خیلی رواج داشت. و کلی دردسر درست کرده بود.
اسلام که اومد، نگفت به جای یکی چهارتا بگیرید برعکس، تعداد رو از هشت تا، نه تا رسوند به چهار تا. و براش چارچوب گذاشت. چون قرآن برای همهست، باید یه سیستم مشخص میگذاشت. که قانونش همیشه و توی هر جامعهای جوابگو باشه باید واسه شرایط و دوره های مختلف .راهحلی عملی میداد مثلاً وقت جنگ، که کلی آدم کشته میشن، بیشتر مردا از بین میرن، نه زنا. تو جنگ جهانی اول و دوم، میلیونها مرد کشته شدن. و نتیجهش این شد که میلیونها زن بیسرپرست و بچه یتیم موندن. همهشون هم نیاز به حمایت داشتن. تو این جور وقتا، مهمه که هم ازشون مراقبت شه هم جمعیت کشور رشد کنه. واسه همین تو این شرایط خاص، ممکنه لازم شه یه مرد بیشتر از یه همسر داشه باشه. یه واقعیت دیگه رو هم باید در نظر گرفت.
به جوامعی فکر کن که چند همسری براشون عادی بوده. اگه ببینن قوانین اسلام خیلی سخته براشون، شاید قید اسلامو بزنن، درحالیکه سعادت ابدیشون بهش بستگی داره. پس طبیعیه که این اجازه داده بشه، که از اسلام زده نشن. یادت باشه، این دین فقط واسه قرن ۲۱ نیومده. بلکه واسه تموم فرهنگها در 14 قرن گذشته و همچنین برای اونهایی که تا روز قیامت میان، نازل شده تازه همین الانم چند همسری تو خیلی از نقاط دنیا مرسومه. فقط ما کامل ازش خبر نداریم. تو سال ۲۰۲۲، یه تحقیق معروف تو آمریکا انجام شد، عنوانش "بررسی کلی اجتماعی" یا همون GSS بود که خیانت بین زن و شوهرارو بررسی کرده بود. و نتیجهش شوکهکنندهاس. طبق تحقیق، ۲۰ درصد مردای متأهل خیانت کردن! یعنی چندهمسری وجود داره، ولی به شکل پنهانی و نامشروع.
پس بهجای رابطههای پنهانی و دروغ اسلام یه راه قانونی و شفاف .واسه ساختن خانواده میگذاره و راه خیانتو میبنده، و جلوی سقوط اخلاقی جامعه که نتیجه خیانته رو میگیره. البته این اجازه، الکی و بیحساب نیست. یه شرط خیلی مهم داره. باید با همشون با عدالت رفتار بشه از محبت و توجه عاطفی گرفته تا خرج و مخارج زندگی. همهچیز باید کاملاً منصفانه باشه. با این حال، قرآن با آیه بعدی عملاً تأکید میکنه که داشتن یک همسر بهتره. "اگه میترسید عدالت برقرار نکنید، فقط با یک زن ازدواج کنید." یه آیه دیگه هم هست که نشون میده رعایت این عدالت چقدر سخته. حتی اگه خیلی هم دلتون بخواد. هیچوقت نمیتونین با همهی زنا کاملاً عادلانه رفتار کنین، یه حدیث خیلی محکم هم دربارهش هست.
پیامبر (ص) فرمود: وقتی یک مرد دو دو زن دارد اما به یکی بیشتر تمایل نشان میدهد، روز قیامت در حالی برانگیخته میشود که یک طرف بدنش افتاده است یعنی یه طرفش فلج میشه. میفهمی چقدر مسئولیت سنگینیه این؟ چون ممکنه واقعاً به یه آدم دیگه ظلم شه. واسه همینه که این قضیه خیلی حساسه. یه مرز نازکه که نباید راحت ازش رد شد. تازه، زن حق داره توی عقد شرط بذاره. مثلاً بگه: «حق نداری زن دیگهای بگیری.» اونوقت مرد دیگه نمیتونه زن دوم بگیره. به همین راحتی. از اون طرف، خود زنم آزاده که بخواد همسر دوم یا سوم یه نفر بشه. هیچکس نمیتونه مجبورش کنه. و اصلاً تو اسلام، زور گفتن به زن ممنوعه. پس تهش برمیگرده به اینکه زن خودش بخواد یا نه.
و اینکه آیا مرد میتونه عدالتو رعایت کنه یا نه وقتی همه راضیان، هیچکس حق نداره دخالت کنه. یادت باشه، گفتیم این فقط یه اجازهست. مثل زمان جنگ، یه سری شرایط خاص ممکنه پیش بیاد، کم پیش میان، ولی قبلاً بودن، باز هم ممکنه پیش بیان. مثالهای دیگه هم میتونیم بزنیم، که همهشون نشون میدن چرا این اجازه باید همیشه وجود داشته باشه. این اجازه باید باشه تا اگه لازم شد ازش استفاده بشه. البته با اینکه این امکان هست، ولی تو دنیای واقعی خیلی کم بین مسلمونا دیده میشه. تازه اگه به دینای دیگه هم نگاه کنیم، میبینیم چند همسری فقط مختص اسلام نیست. مثلاً مسیحیت حدود ۲.۳ میلیارد پیرو داره، ولی تو کتاب مقدسش، نه عهد عتیق نه جدید، هیچ آیهای نیست که چند همسری رو ممنوع کرده باشه.
اتفاقاً تو عهد عتیق خیلی نمونهشو میبینیم. مثلاً حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت داوود. یه مسیحی که اسلامو بهخاطر این موضوع نقد میکنه، باید یادش باشه که طبق عهد عتیق، حضرت سلیمان هفتصد تا زن داشته! همینطور اگه بریم سراغ آیین هندویسم، دینی که یک و یک دهم میلیارد نفر پیروش هستن، میبینیم هیچ قانونی نداره که چندهمسری رو ممنوع کنه. در واقع،حتی تو آموزههای همون دین هم کلی نمونه از چندهمسری داریم. تو خیلی از فرهنگها و جوامع دیگه هم این موضوع رایج بوده. پس، یه کاری که بیشتر از نصف مردم دنیا قبولش دارن، نمیتونه وسیله ای برای نقد اسلام باشه خلاصه اینکه، فقط چون یه حکم برامون عجیب یا متفاوته، معنیش این نیست که اون حکم اشتباهه. حالا میرسیم به سختترین سوال. سوره نساء، آیه ۳۴.
آیا قرآن به مردها گفته زن رو کتک بزنن؟ مردی رو تصور کن که نهتنها هیچوقت دست روی زنش بلند نکرد، بلکه حتی یه کلمه هم نگفت که دلش رو بشکنه، همیشه باهاش شوخی میکرد، و در هر فرصتی بهش محبت میکرد، و این مرد شد یه الگو برای کل دنیا. این مرد، یعنی پیامبر اسلام (ص)، یه جمله معروف داره: "بهترینِ شما کسیه که با زنش بهترین رفتار رو داره." تو قسمت قبلی هم دیدیم که اسلام چقدر به زن بها داده. حالا سؤال اینه: ممکنه همین قرآن، که پیامش رو همین مرد آورده، واقعاً گفته باشه مردها زنها رو کتک بزنن؟ پیامبر اسلام (ص)، که به عنوان «قرآن زنده» شناخته میشه. حتی یک بار هم همچین کاری نکرد پس حتما یه نکته ظریف این وسط هست که خیلیا ازش غافلن. بیاین یه کم دقیقتر به این آیه نگاه کنیم.
آیه اینطوری شروع میشه: "مردها، نگهبان و مراقب زنها هستن." ببین، از همون اول آیه داره میگه وظیفه مرد، کاملا مشخصه. محافظت از زنه؛ کسی که محافظه، به کسی صدمه نمیزنه. برعکس، سعی میکنه هیچ آسیبی بهش نرسه. پس حتی از همون اول آیه هم معلومه که شاید قضیه اونجوری که فکر میکردیم نباشه. شاید برداشت اولمون از این آیه اشتباه بوده. تازه، این حکم برای همه زنها هم نیست. اینجا فقط صحبت درباره یه گروه خیلی خاص از زنهاست. یه کلمه کلیدی که تو آیه اومده: «نشوز». یعنی یه جور رفتار اشتباه از طرف زن. و زنی که این رفتار رو داشته باشه، بهش میگن «ناشزه». خب، حالا معنیش چیه دقیقاً؟ اینجا این کلمه دقیقاً چه کاربردی داره؟ توی آیه، درباره دوتا زن حرف زده میشه: یکی زن صالحه، یکی زن ناشزه.
قرآن میگه زنای صالحه این شکلیان: "زنان شايسته، فرمانبردارند و در غيبت شوى عفيفند و فرمان خداى را نگاه مىدارند" یعنی وقتی شوهر خونه نیست، زنِ صالحه، پاکدامنه و خیانت نمیکنه. پس از همینجا معلوم میشه که زن ناشزه دقیقاً برعکس این ویژگیها رو داره. موضوع سادهای نیست، قضیه جدیه. اینجا بحث بیاحترامی به خانواده و آبروئه. زن ناشزه به دنبال جلب توجه مردهای دیگهست، میخواد براشون جذاب باشه، با مردای نامحرم حرف میزنه، کسایی که شرعاً نباید باهاشون ارتباط داشته باشه. با مردهایی که شوهرش قبول نداره، صحبت میکنه. حد و مرزهای شرعی رو رد میکنه، با اونها صمیمی و بیپروا رفتار میکنه. و این باعث میشه تو خونه تنش زیاد بشه.
به شوهرش بیاحترامی میکنه، رابطهشون دائم پر از کشمکش و مشکل میشه. پس وقتی تو آیه میگه «و آن زنان را كه از نافرمانيشان بيم داريد»، مسئله فقط یه دعوای کوچیک نیست، بلکه یه مشکل بزرگ و دنبالهدار تو رابطهست که روزبهروز بدتر میشه. حالا یه لحظه برگردیم عقب، هرجایی تو تاریخ. یه مرد وقتی ببینه زنش اینطوری رفتار میکنه، چیکار میکنه؟ ممکنه بهش سخت بگیره و کتکش بزنه، و هیچکس هم جلودارش نیست متوجهاید که اینجور مسائل توی دنیای امروز میتونه منجر به قتل بشه؟ اما آیه راه بهتری نشون میده. اول مرد باید تذکر بده و بعد اگر درست نشد، کنار زنش توی تخت نخوابه. این مراحل ظرافتهای زیادی داره که شاید اول متوجهشون نشیم.
حالا بهتره درباره کلمه «کتک زدن» بیشتر توضیح بدیم؛ این آخرین راهه و یعنی مرد حق نداره سخت و محکم بزنه قانونهای روشنی برای این موضوع وجود داره؛ مثلاً زدن به صورت کاملاً ممنوعه و نباید طوری بزنه که جای ضربه یا زخمی روی بدن بمونه. پس این «زدن» خیلی محدود و کنترلشدهس. مثل وقتی که شونه یکی رو تکون میدی و میگی "به خودت بیا"، تا بلکه بفهمه و عاقلانه رفتار کنه همین تکون دادن، میتونه نمونهای از این «زدن» باشه، چون هدف اصلی این کار حفظ آرامش خانوادهس و کسی که اشتباه میکنه، دست از کارش برداره بدون اینکه کسی آسیب ببینه یا حقش ضایع بشه.
یعنی این یه حرکت نمادینه؛ اینجا بدن نیست که ضربه میخوره بلکه روح و فکره یادتون هست بحث چند همسری رو؟ گفتیم قرآن تعداد همسرها رو از یک نفر به چهار نفر زیاد نکرد بلکه محدودش کرد، چون قبلاً بعضیها هشت یا نه تا همسر داشتن. همین قضیه اینجا هم صادقه. قرآن کسی رو به زدن زن تشویق یا ترغیب نمیکند، بلکه برای مردی که قراره این کار رو بکنه، محدودیت و قانون میگذاره. بهش فکر کنید، مردی که کتک میزنه، آیا میگه «من نمیخواستم بزنم، ولی آیه مجبورم کرد»؟ قطعاً نه، اون معمولاً از روی عصبانیت ناگهانی این کار رو میکنه. اون موقع دین و ایمان براش اصلاً مهم نیست. آیه در واقع میخواهد برای مردی که ممکنه کنترلشو از دست بده چارچوب و حد و مرزی مشخص تعیین کنه.
آیه به نوعی بهش میگه: «نه، تو نمیتونی هر موقع و هر وقت که دلت خواست، بزنی. باید اول این دو مرحله را انجام بدی.» و اون مراحل چی بودن؟ اول هشدار دادن با کلام، و سپس جدا کردن جای خواب. مرحله هشدار کلامی برای جلوگیری از خشونت غیرقابل کنترل است، چون بعد از مدتی احساسات مرد آرام میشود و خشمش اون شدت اولیه رو نداره حالا درباره ظرافتهای همین مراحل که قبلاً اشاره کردم صحبت کنیم. در قرآن برای مرحله اول، یعنی هشدار کلامی، واژهای بسیار جالب انتخاب شده . ریشه این فعل عربیه و به معنای نصیحت کردن با محبت و دلسوزیه، یعنی دادن مشورتی که قلب شنونده را واقعاً لمس کند.
این مرحله یعنی نه داد زدن و نه گفتن حرفهای تند و زننده، مثل «بس کن، دیگه نمیتونم تحمل کنم، و چیزهایی مثل این.» بلکه هدف اینه که با آرامش و دلسوزی، طرف مقابل رو اصلاح کنیم، به گونهای که هم دلش نرم بشه و هم عقلش قانع بشه. هدف این مرحله آسیب زدن یا شکستن نیست، بلکه ترمیم و بهبود رابطه است. فرض کنیم مرد به بهترین شکل و به اندازه کافی این کار را انجام داده، اما هنوز مشکل حل نشده، در این صورت نوبت به مرحله دوم میرسد: .
یعنی جدا خوابیدن نکته جالب این است که در آیه گفته نشده «در تختهای جدا بخوابید»، بلکه گفته [عربی], یعنی «آنها را در تختهایشان تنها بگذارید»، یعنی کسی که باید برود جای دیگری بخوابد، مرد است، اون با این کار به زن میفهمونه «به خاطر رفتار تو، الان نمیخواهم کنار تو باشم، ترجیح میدهم جای دیگری بخوابم، ولی میخواهم تو راحت باشی، تو در تخت خودت بمان.» با نشون دادن این احترام و مردانگی اون اتاق خوابو مثل یک جنتلمن واقعی ترک میکنه ما اینجا درباره زنی صحبت میکنیم که ناشزهاس نه هر زنی. کسی که واقعاً در اشتباهه هدف این مراحل که در آیه اومده، اینه که با نرمی زن را از ادامه دادن این رفتار نادرست باز داره خپ حالا، بعدش چه اتفاقی میافته؟ در واقع، اینجا تازه شروع ماجراست.
افرادی که مجردند ممکن است درک نکنند این موضوع چقدر سنگینه، اما برای زنی که ازدواج کرده و رابطه عاطفی عمیقی با شوهرش داره، این مسأله بسیار سخت و دلگیره. خواهران مجردی که اینجا هستند، میتوانند این سوال را از زنان متأهل اطرافشان بپرسند: اگر شوهرتان به شما بگوید که پنج روز میخواهد جدا بخوابه، شما چه واکنشی نشون میدید؟ چه احساسی خواهید داشت؟ دو یا سه روز جدا بودن ممکن است قابل تحمل باشد، اما وقتی به چهار یا پنج روز برسه، دیگر هیچ کس نمیتونه تحمل کنه و به دنبال راه حلی میگرده.» چون تو این شبها، حداقل یک ساعت طول میکشه تا خوابش ببره. ذهنش پر از فکرهای آشفته و نگرانیهای زیادی میشه. این بیتوجهی باعث میشه درد بکشه و خودش رو سرزنش کنه.
به این فکر میکنه که کجای کار رو اشتباه کرده. نه فقط زن، بلکه مرد هم از این وضع ناراحت و ناراضی هستند. و اگه شبها جدا بخوابن، یعنی رابطهشون در طول روز هم خوب نیست، نه؟ بالاخره یکی از این شبها، یکی از اونها طاقتش تموم میشه، سکوت رو میشکنه، میره پیش همسرش تا درباره مشکلات حرف بزنه میدونستیدبا اینکه این آیات در قرن هفتم میلادی نازل شدن، قرآن در واقع نوعی درمان زناشویی رو ارائه داده ؟ این خیلی شگفتانگیز نیست؟ حالا فرض کنیم حتی این مراحل هم نتونستن رفتار زن ناسازگار رو تغییر بدن و همه چیز مثل قبل ادامه پیدا کنه. فکر نمیکنید که در این صورت، این زندگی مشترک به شدت در خطره؟ این مرحله قرآن از آخرین راهکار، یعنی راه نهایی، صحبت میکنه.
همونطور که گفتیم، پیامبر ما (صلیاللهعلیهوآله) بهترین نمونه عمل به قرآن هست. او هرگز دست به روی همسرانش بلند نکرد و بارها به اونایی که همسرانشون رو کتک میزدن، هشدار داد. حالا فکر میکنم موضوع بهتر روشن شده . حالا برسیم به آخرین سؤال: چرا در اسلام سهم ارث زنان نصف سهم مردان هست؟ این عادلانه هست؟ بیایید برگردیم به ویدئوی قبلی. قبل از اسلام، زنان حتی حق ارث نداشتن، اما اسلام این حق رو بهشون داد. در واقع، حتی در کشورهای غربی مثل انگلستان و آمریکا، زنان تا قرن نوزدهم حق ارث نداشتن. ولی چرا در اسلام حق ارث زنان نصف مردها هست؟ چون عدالت فقط با این روش برقرار میشد.. اول باید این نکته رو بفهمیم: برابری و عدالت یکی نیستن.
عدالت واقعی یعنی به هر کس سهمی داده بشه که متناسب با مسئولیت هاش باشه. یادتون هست که توی قسمت قبل گفتیم که بار مالی خانواده بر دوش مرد هست، و زن چنین مسئولیتی نداره. حتی اگر زن به سن بلوغ برسه، تا زمانی که ازدواج نکرده باشه، پدرش مسئول تامین هزینههای زندگیش هست. وقتی ازدواج کرد، این مسئولیت به عهده شوهرش قرار میگیره، و زن هیچ وظیفهای برای کمک به مخارج خانه نداره. علاوه بر این، زن مهریه دریافت میکنه، که بخشی از قرارداد ازدواج هست، و لازم نیست این پول رو هم صرف هزینههای خانه کنه. وقتی سنش هم بالا رفت، مسئولیت تامین هزینههای زندگیاش به عهده پسرش هست، و حتی حق داره سهمی از ارث او داشته باشه. حالا به این موضوع فکر کن.
در طول زندگی زناشویی، این شوهره که باید هزینههای خانواده رو تأمین کنه. در بیشتر مواقع، این زن هست که تحت حمایت مالی قرار میگیره. در تمام طول تاریخ، حتی قبل از نزول این آیات در قرآن، بار مالی زندگی همیشه بر دوش مردها بوده. حالا ببینیم در اسلام، ارث چگونه تقسیم میشه: فرض کنیم پدری از دنیا میره و از او یک پسر و یک دختر باقی مونده. در این حالت، پسر دو برابر دختر ارث میبره، چرا که بخش زیادی از ارث او باید صرف کسانی بشه که موظف به تأمین هزینه هاشون هست. در واقع، اون مقداری که بعد از این خرجها برای پسر باقی میمونه، ممکنه برابر یا حتی کمتر از سهم دختر باشه. پس واقعاً نمیشه گفت زن نصف سهم میبره، بلکه در اصل، مرد به خاطر مسئولیت هاش دو برابر دریافت میکنه .
یا بیایید اینطوری نگاه کنیم: همین خواهر، سهم خودش از ارث رو دریافت میکنه، اما هیچ وظیفهای نداره که اونو در خانه خرج کنه. و تأمین مخارج با شوهرش هست. در نتیجه، در درازمدت، ثروت شوهرش در راه رفاه و آسایش اون خرج میشه. پس اگر سهم ارث زن رو با آنچه شوهر براش خرج میکنه جمع بزنیم، موقعیت مالی او در نهایت با برادرش برابر یا حتی بهتر خواهد شد، چون مرد مجبوره داراییش رو برای خانواده خرج کنه. علاوه بر این، اگر شوهرش ارثی هم ببره، زن از اونم منتفع خواهد شد. پس همانطور که گفتیم، برابری همیشه به معنای عدالت نیست. عدالت یعنی هر کسی متناسب با مسئولیتهایی که داره، سهمش رو بگیره. و این دقیقاً کاریست که اسلام انجام میده.
اگه به چیزایی که تو این ویدیو گفتیم نگاه کنیم، مخصوصاً اونایی که تو ویدیوی قبلی گفتیم، میبینیم اسلام نه مرد رو بالاتر از زن میدونه، نه ارزش زن رو پایین میاره. اگه ویدیوی اول رو دیده باشی، الان بهتر میفهمی چی میخوام بگم. یادت هست آمارهایی که قبلاً گفتیم؟ گفتیم تو آمریکا، از هر ۵ نفری که مسلمون میشن، ۴ نفرشون زن هستن. الان هزاران زن تو دنیا دارن بدون توجه به تبلیغات منفی، خودشون تحقیق میکنن. دارن به دینی رو میارن که توش آرامش، امنیت و عدالت میبینن. چون براشون اسلام فقط یه دین نیست، مثل خونهشون براشون امنه. وقتی اسلام رو میپذیرن، همون حسی رو دارن که اون خواننده معروف ایرلندی، شینید اوکانر اینجور توصیفش کرد «انگار رسیدم خونه.» ما انسانیم.
عقل داریم، سوال میپرسیم، فکر میکنیم. خب حالا بدون هیچ پیشداوری و تعصبی، کی میتونه منصفانهترین تعادل رو بین زن و مرد برقرار کنه؟ ما آدما؟ یا اونی که ما رو آفریده؟ اون سیستمهایی که صدها سال امتحان شدن و همیشه شکست خوردن؟ یا اون قوانین خدایی که کامل و همیشگیان؟
اسلام که اومد، نگفت به جای یکی چهارتا بگیرید برعکس، تعداد رو از هشت تا، نه تا رسوند به چهار تا. و براش چارچوب گذاشت. چون قرآن برای همهست، باید یه سیستم مشخص میگذاشت. که قانونش همیشه و توی هر جامعهای جوابگو باشه باید واسه شرایط و دوره های مختلف .راهحلی عملی میداد مثلاً وقت جنگ، که کلی آدم کشته میشن، بیشتر مردا از بین میرن، نه زنا. تو جنگ جهانی اول و دوم، میلیونها مرد کشته شدن. و نتیجهش این شد که میلیونها زن بیسرپرست و بچه یتیم موندن. همهشون هم نیاز به حمایت داشتن. تو این جور وقتا، مهمه که هم ازشون مراقبت شه هم جمعیت کشور رشد کنه. واسه همین تو این شرایط خاص، ممکنه لازم شه یه مرد بیشتر از یه همسر داشه باشه. یه واقعیت دیگه رو هم باید در نظر گرفت.
به جوامعی فکر کن که چند همسری براشون عادی بوده. اگه ببینن قوانین اسلام خیلی سخته براشون، شاید قید اسلامو بزنن، درحالیکه سعادت ابدیشون بهش بستگی داره. پس طبیعیه که این اجازه داده بشه، که از اسلام زده نشن. یادت باشه، این دین فقط واسه قرن ۲۱ نیومده. بلکه واسه تموم فرهنگها در 14 قرن گذشته و همچنین برای اونهایی که تا روز قیامت میان، نازل شده تازه همین الانم چند همسری تو خیلی از نقاط دنیا مرسومه. فقط ما کامل ازش خبر نداریم. تو سال ۲۰۲۲، یه تحقیق معروف تو آمریکا انجام شد، عنوانش "بررسی کلی اجتماعی" یا همون GSS بود که خیانت بین زن و شوهرارو بررسی کرده بود. و نتیجهش شوکهکنندهاس. طبق تحقیق، ۲۰ درصد مردای متأهل خیانت کردن! یعنی چندهمسری وجود داره، ولی به شکل پنهانی و نامشروع.
پس بهجای رابطههای پنهانی و دروغ اسلام یه راه قانونی و شفاف .واسه ساختن خانواده میگذاره و راه خیانتو میبنده، و جلوی سقوط اخلاقی جامعه که نتیجه خیانته رو میگیره. البته این اجازه، الکی و بیحساب نیست. یه شرط خیلی مهم داره. باید با همشون با عدالت رفتار بشه از محبت و توجه عاطفی گرفته تا خرج و مخارج زندگی. همهچیز باید کاملاً منصفانه باشه. با این حال، قرآن با آیه بعدی عملاً تأکید میکنه که داشتن یک همسر بهتره. "اگه میترسید عدالت برقرار نکنید، فقط با یک زن ازدواج کنید." یه آیه دیگه هم هست که نشون میده رعایت این عدالت چقدر سخته. حتی اگه خیلی هم دلتون بخواد. هیچوقت نمیتونین با همهی زنا کاملاً عادلانه رفتار کنین، یه حدیث خیلی محکم هم دربارهش هست.
پیامبر (ص) فرمود: وقتی یک مرد دو دو زن دارد اما به یکی بیشتر تمایل نشان میدهد، روز قیامت در حالی برانگیخته میشود که یک طرف بدنش افتاده است یعنی یه طرفش فلج میشه. میفهمی چقدر مسئولیت سنگینیه این؟ چون ممکنه واقعاً به یه آدم دیگه ظلم شه. واسه همینه که این قضیه خیلی حساسه. یه مرز نازکه که نباید راحت ازش رد شد. تازه، زن حق داره توی عقد شرط بذاره. مثلاً بگه: «حق نداری زن دیگهای بگیری.» اونوقت مرد دیگه نمیتونه زن دوم بگیره. به همین راحتی. از اون طرف، خود زنم آزاده که بخواد همسر دوم یا سوم یه نفر بشه. هیچکس نمیتونه مجبورش کنه. و اصلاً تو اسلام، زور گفتن به زن ممنوعه. پس تهش برمیگرده به اینکه زن خودش بخواد یا نه.
و اینکه آیا مرد میتونه عدالتو رعایت کنه یا نه وقتی همه راضیان، هیچکس حق نداره دخالت کنه. یادت باشه، گفتیم این فقط یه اجازهست. مثل زمان جنگ، یه سری شرایط خاص ممکنه پیش بیاد، کم پیش میان، ولی قبلاً بودن، باز هم ممکنه پیش بیان. مثالهای دیگه هم میتونیم بزنیم، که همهشون نشون میدن چرا این اجازه باید همیشه وجود داشته باشه. این اجازه باید باشه تا اگه لازم شد ازش استفاده بشه. البته با اینکه این امکان هست، ولی تو دنیای واقعی خیلی کم بین مسلمونا دیده میشه. تازه اگه به دینای دیگه هم نگاه کنیم، میبینیم چند همسری فقط مختص اسلام نیست. مثلاً مسیحیت حدود ۲.۳ میلیارد پیرو داره، ولی تو کتاب مقدسش، نه عهد عتیق نه جدید، هیچ آیهای نیست که چند همسری رو ممنوع کرده باشه.
اتفاقاً تو عهد عتیق خیلی نمونهشو میبینیم. مثلاً حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت داوود. یه مسیحی که اسلامو بهخاطر این موضوع نقد میکنه، باید یادش باشه که طبق عهد عتیق، حضرت سلیمان هفتصد تا زن داشته! همینطور اگه بریم سراغ آیین هندویسم، دینی که یک و یک دهم میلیارد نفر پیروش هستن، میبینیم هیچ قانونی نداره که چندهمسری رو ممنوع کنه. در واقع،حتی تو آموزههای همون دین هم کلی نمونه از چندهمسری داریم. تو خیلی از فرهنگها و جوامع دیگه هم این موضوع رایج بوده. پس، یه کاری که بیشتر از نصف مردم دنیا قبولش دارن، نمیتونه وسیله ای برای نقد اسلام باشه خلاصه اینکه، فقط چون یه حکم برامون عجیب یا متفاوته، معنیش این نیست که اون حکم اشتباهه. حالا میرسیم به سختترین سوال. سوره نساء، آیه ۳۴.
آیا قرآن به مردها گفته زن رو کتک بزنن؟ مردی رو تصور کن که نهتنها هیچوقت دست روی زنش بلند نکرد، بلکه حتی یه کلمه هم نگفت که دلش رو بشکنه، همیشه باهاش شوخی میکرد، و در هر فرصتی بهش محبت میکرد، و این مرد شد یه الگو برای کل دنیا. این مرد، یعنی پیامبر اسلام (ص)، یه جمله معروف داره: "بهترینِ شما کسیه که با زنش بهترین رفتار رو داره." تو قسمت قبلی هم دیدیم که اسلام چقدر به زن بها داده. حالا سؤال اینه: ممکنه همین قرآن، که پیامش رو همین مرد آورده، واقعاً گفته باشه مردها زنها رو کتک بزنن؟ پیامبر اسلام (ص)، که به عنوان «قرآن زنده» شناخته میشه. حتی یک بار هم همچین کاری نکرد پس حتما یه نکته ظریف این وسط هست که خیلیا ازش غافلن. بیاین یه کم دقیقتر به این آیه نگاه کنیم.
آیه اینطوری شروع میشه: "مردها، نگهبان و مراقب زنها هستن." ببین، از همون اول آیه داره میگه وظیفه مرد، کاملا مشخصه. محافظت از زنه؛ کسی که محافظه، به کسی صدمه نمیزنه. برعکس، سعی میکنه هیچ آسیبی بهش نرسه. پس حتی از همون اول آیه هم معلومه که شاید قضیه اونجوری که فکر میکردیم نباشه. شاید برداشت اولمون از این آیه اشتباه بوده. تازه، این حکم برای همه زنها هم نیست. اینجا فقط صحبت درباره یه گروه خیلی خاص از زنهاست. یه کلمه کلیدی که تو آیه اومده: «نشوز». یعنی یه جور رفتار اشتباه از طرف زن. و زنی که این رفتار رو داشته باشه، بهش میگن «ناشزه». خب، حالا معنیش چیه دقیقاً؟ اینجا این کلمه دقیقاً چه کاربردی داره؟ توی آیه، درباره دوتا زن حرف زده میشه: یکی زن صالحه، یکی زن ناشزه.
قرآن میگه زنای صالحه این شکلیان: "زنان شايسته، فرمانبردارند و در غيبت شوى عفيفند و فرمان خداى را نگاه مىدارند" یعنی وقتی شوهر خونه نیست، زنِ صالحه، پاکدامنه و خیانت نمیکنه. پس از همینجا معلوم میشه که زن ناشزه دقیقاً برعکس این ویژگیها رو داره. موضوع سادهای نیست، قضیه جدیه. اینجا بحث بیاحترامی به خانواده و آبروئه. زن ناشزه به دنبال جلب توجه مردهای دیگهست، میخواد براشون جذاب باشه، با مردای نامحرم حرف میزنه، کسایی که شرعاً نباید باهاشون ارتباط داشته باشه. با مردهایی که شوهرش قبول نداره، صحبت میکنه. حد و مرزهای شرعی رو رد میکنه، با اونها صمیمی و بیپروا رفتار میکنه. و این باعث میشه تو خونه تنش زیاد بشه.
به شوهرش بیاحترامی میکنه، رابطهشون دائم پر از کشمکش و مشکل میشه. پس وقتی تو آیه میگه «و آن زنان را كه از نافرمانيشان بيم داريد»، مسئله فقط یه دعوای کوچیک نیست، بلکه یه مشکل بزرگ و دنبالهدار تو رابطهست که روزبهروز بدتر میشه. حالا یه لحظه برگردیم عقب، هرجایی تو تاریخ. یه مرد وقتی ببینه زنش اینطوری رفتار میکنه، چیکار میکنه؟ ممکنه بهش سخت بگیره و کتکش بزنه، و هیچکس هم جلودارش نیست متوجهاید که اینجور مسائل توی دنیای امروز میتونه منجر به قتل بشه؟ اما آیه راه بهتری نشون میده. اول مرد باید تذکر بده و بعد اگر درست نشد، کنار زنش توی تخت نخوابه. این مراحل ظرافتهای زیادی داره که شاید اول متوجهشون نشیم.
حالا بهتره درباره کلمه «کتک زدن» بیشتر توضیح بدیم؛ این آخرین راهه و یعنی مرد حق نداره سخت و محکم بزنه قانونهای روشنی برای این موضوع وجود داره؛ مثلاً زدن به صورت کاملاً ممنوعه و نباید طوری بزنه که جای ضربه یا زخمی روی بدن بمونه. پس این «زدن» خیلی محدود و کنترلشدهس. مثل وقتی که شونه یکی رو تکون میدی و میگی "به خودت بیا"، تا بلکه بفهمه و عاقلانه رفتار کنه همین تکون دادن، میتونه نمونهای از این «زدن» باشه، چون هدف اصلی این کار حفظ آرامش خانوادهس و کسی که اشتباه میکنه، دست از کارش برداره بدون اینکه کسی آسیب ببینه یا حقش ضایع بشه.
یعنی این یه حرکت نمادینه؛ اینجا بدن نیست که ضربه میخوره بلکه روح و فکره یادتون هست بحث چند همسری رو؟ گفتیم قرآن تعداد همسرها رو از یک نفر به چهار نفر زیاد نکرد بلکه محدودش کرد، چون قبلاً بعضیها هشت یا نه تا همسر داشتن. همین قضیه اینجا هم صادقه. قرآن کسی رو به زدن زن تشویق یا ترغیب نمیکند، بلکه برای مردی که قراره این کار رو بکنه، محدودیت و قانون میگذاره. بهش فکر کنید، مردی که کتک میزنه، آیا میگه «من نمیخواستم بزنم، ولی آیه مجبورم کرد»؟ قطعاً نه، اون معمولاً از روی عصبانیت ناگهانی این کار رو میکنه. اون موقع دین و ایمان براش اصلاً مهم نیست. آیه در واقع میخواهد برای مردی که ممکنه کنترلشو از دست بده چارچوب و حد و مرزی مشخص تعیین کنه.
آیه به نوعی بهش میگه: «نه، تو نمیتونی هر موقع و هر وقت که دلت خواست، بزنی. باید اول این دو مرحله را انجام بدی.» و اون مراحل چی بودن؟ اول هشدار دادن با کلام، و سپس جدا کردن جای خواب. مرحله هشدار کلامی برای جلوگیری از خشونت غیرقابل کنترل است، چون بعد از مدتی احساسات مرد آرام میشود و خشمش اون شدت اولیه رو نداره حالا درباره ظرافتهای همین مراحل که قبلاً اشاره کردم صحبت کنیم. در قرآن برای مرحله اول، یعنی هشدار کلامی، واژهای بسیار جالب انتخاب شده . ریشه این فعل عربیه و به معنای نصیحت کردن با محبت و دلسوزیه، یعنی دادن مشورتی که قلب شنونده را واقعاً لمس کند.
این مرحله یعنی نه داد زدن و نه گفتن حرفهای تند و زننده، مثل «بس کن، دیگه نمیتونم تحمل کنم، و چیزهایی مثل این.» بلکه هدف اینه که با آرامش و دلسوزی، طرف مقابل رو اصلاح کنیم، به گونهای که هم دلش نرم بشه و هم عقلش قانع بشه. هدف این مرحله آسیب زدن یا شکستن نیست، بلکه ترمیم و بهبود رابطه است. فرض کنیم مرد به بهترین شکل و به اندازه کافی این کار را انجام داده، اما هنوز مشکل حل نشده، در این صورت نوبت به مرحله دوم میرسد: .
یعنی جدا خوابیدن نکته جالب این است که در آیه گفته نشده «در تختهای جدا بخوابید»، بلکه گفته [عربی], یعنی «آنها را در تختهایشان تنها بگذارید»، یعنی کسی که باید برود جای دیگری بخوابد، مرد است، اون با این کار به زن میفهمونه «به خاطر رفتار تو، الان نمیخواهم کنار تو باشم، ترجیح میدهم جای دیگری بخوابم، ولی میخواهم تو راحت باشی، تو در تخت خودت بمان.» با نشون دادن این احترام و مردانگی اون اتاق خوابو مثل یک جنتلمن واقعی ترک میکنه ما اینجا درباره زنی صحبت میکنیم که ناشزهاس نه هر زنی. کسی که واقعاً در اشتباهه هدف این مراحل که در آیه اومده، اینه که با نرمی زن را از ادامه دادن این رفتار نادرست باز داره خپ حالا، بعدش چه اتفاقی میافته؟ در واقع، اینجا تازه شروع ماجراست.
افرادی که مجردند ممکن است درک نکنند این موضوع چقدر سنگینه، اما برای زنی که ازدواج کرده و رابطه عاطفی عمیقی با شوهرش داره، این مسأله بسیار سخت و دلگیره. خواهران مجردی که اینجا هستند، میتوانند این سوال را از زنان متأهل اطرافشان بپرسند: اگر شوهرتان به شما بگوید که پنج روز میخواهد جدا بخوابه، شما چه واکنشی نشون میدید؟ چه احساسی خواهید داشت؟ دو یا سه روز جدا بودن ممکن است قابل تحمل باشد، اما وقتی به چهار یا پنج روز برسه، دیگر هیچ کس نمیتونه تحمل کنه و به دنبال راه حلی میگرده.» چون تو این شبها، حداقل یک ساعت طول میکشه تا خوابش ببره. ذهنش پر از فکرهای آشفته و نگرانیهای زیادی میشه. این بیتوجهی باعث میشه درد بکشه و خودش رو سرزنش کنه.
به این فکر میکنه که کجای کار رو اشتباه کرده. نه فقط زن، بلکه مرد هم از این وضع ناراحت و ناراضی هستند. و اگه شبها جدا بخوابن، یعنی رابطهشون در طول روز هم خوب نیست، نه؟ بالاخره یکی از این شبها، یکی از اونها طاقتش تموم میشه، سکوت رو میشکنه، میره پیش همسرش تا درباره مشکلات حرف بزنه میدونستیدبا اینکه این آیات در قرن هفتم میلادی نازل شدن، قرآن در واقع نوعی درمان زناشویی رو ارائه داده ؟ این خیلی شگفتانگیز نیست؟ حالا فرض کنیم حتی این مراحل هم نتونستن رفتار زن ناسازگار رو تغییر بدن و همه چیز مثل قبل ادامه پیدا کنه. فکر نمیکنید که در این صورت، این زندگی مشترک به شدت در خطره؟ این مرحله قرآن از آخرین راهکار، یعنی راه نهایی، صحبت میکنه.
همونطور که گفتیم، پیامبر ما (صلیاللهعلیهوآله) بهترین نمونه عمل به قرآن هست. او هرگز دست به روی همسرانش بلند نکرد و بارها به اونایی که همسرانشون رو کتک میزدن، هشدار داد. حالا فکر میکنم موضوع بهتر روشن شده . حالا برسیم به آخرین سؤال: چرا در اسلام سهم ارث زنان نصف سهم مردان هست؟ این عادلانه هست؟ بیایید برگردیم به ویدئوی قبلی. قبل از اسلام، زنان حتی حق ارث نداشتن، اما اسلام این حق رو بهشون داد. در واقع، حتی در کشورهای غربی مثل انگلستان و آمریکا، زنان تا قرن نوزدهم حق ارث نداشتن. ولی چرا در اسلام حق ارث زنان نصف مردها هست؟ چون عدالت فقط با این روش برقرار میشد.. اول باید این نکته رو بفهمیم: برابری و عدالت یکی نیستن.
عدالت واقعی یعنی به هر کس سهمی داده بشه که متناسب با مسئولیت هاش باشه. یادتون هست که توی قسمت قبل گفتیم که بار مالی خانواده بر دوش مرد هست، و زن چنین مسئولیتی نداره. حتی اگر زن به سن بلوغ برسه، تا زمانی که ازدواج نکرده باشه، پدرش مسئول تامین هزینههای زندگیش هست. وقتی ازدواج کرد، این مسئولیت به عهده شوهرش قرار میگیره، و زن هیچ وظیفهای برای کمک به مخارج خانه نداره. علاوه بر این، زن مهریه دریافت میکنه، که بخشی از قرارداد ازدواج هست، و لازم نیست این پول رو هم صرف هزینههای خانه کنه. وقتی سنش هم بالا رفت، مسئولیت تامین هزینههای زندگیاش به عهده پسرش هست، و حتی حق داره سهمی از ارث او داشته باشه. حالا به این موضوع فکر کن.
در طول زندگی زناشویی، این شوهره که باید هزینههای خانواده رو تأمین کنه. در بیشتر مواقع، این زن هست که تحت حمایت مالی قرار میگیره. در تمام طول تاریخ، حتی قبل از نزول این آیات در قرآن، بار مالی زندگی همیشه بر دوش مردها بوده. حالا ببینیم در اسلام، ارث چگونه تقسیم میشه: فرض کنیم پدری از دنیا میره و از او یک پسر و یک دختر باقی مونده. در این حالت، پسر دو برابر دختر ارث میبره، چرا که بخش زیادی از ارث او باید صرف کسانی بشه که موظف به تأمین هزینه هاشون هست. در واقع، اون مقداری که بعد از این خرجها برای پسر باقی میمونه، ممکنه برابر یا حتی کمتر از سهم دختر باشه. پس واقعاً نمیشه گفت زن نصف سهم میبره، بلکه در اصل، مرد به خاطر مسئولیت هاش دو برابر دریافت میکنه .
یا بیایید اینطوری نگاه کنیم: همین خواهر، سهم خودش از ارث رو دریافت میکنه، اما هیچ وظیفهای نداره که اونو در خانه خرج کنه. و تأمین مخارج با شوهرش هست. در نتیجه، در درازمدت، ثروت شوهرش در راه رفاه و آسایش اون خرج میشه. پس اگر سهم ارث زن رو با آنچه شوهر براش خرج میکنه جمع بزنیم، موقعیت مالی او در نهایت با برادرش برابر یا حتی بهتر خواهد شد، چون مرد مجبوره داراییش رو برای خانواده خرج کنه. علاوه بر این، اگر شوهرش ارثی هم ببره، زن از اونم منتفع خواهد شد. پس همانطور که گفتیم، برابری همیشه به معنای عدالت نیست. عدالت یعنی هر کسی متناسب با مسئولیتهایی که داره، سهمش رو بگیره. و این دقیقاً کاریست که اسلام انجام میده.
اگه به چیزایی که تو این ویدیو گفتیم نگاه کنیم، مخصوصاً اونایی که تو ویدیوی قبلی گفتیم، میبینیم اسلام نه مرد رو بالاتر از زن میدونه، نه ارزش زن رو پایین میاره. اگه ویدیوی اول رو دیده باشی، الان بهتر میفهمی چی میخوام بگم. یادت هست آمارهایی که قبلاً گفتیم؟ گفتیم تو آمریکا، از هر ۵ نفری که مسلمون میشن، ۴ نفرشون زن هستن. الان هزاران زن تو دنیا دارن بدون توجه به تبلیغات منفی، خودشون تحقیق میکنن. دارن به دینی رو میارن که توش آرامش، امنیت و عدالت میبینن. چون براشون اسلام فقط یه دین نیست، مثل خونهشون براشون امنه. وقتی اسلام رو میپذیرن، همون حسی رو دارن که اون خواننده معروف ایرلندی، شینید اوکانر اینجور توصیفش کرد «انگار رسیدم خونه.» ما انسانیم.
عقل داریم، سوال میپرسیم، فکر میکنیم. خب حالا بدون هیچ پیشداوری و تعصبی، کی میتونه منصفانهترین تعادل رو بین زن و مرد برقرار کنه؟ ما آدما؟ یا اونی که ما رو آفریده؟ اون سیستمهایی که صدها سال امتحان شدن و همیشه شکست خوردن؟ یا اون قوانین خدایی که کامل و همیشگیان؟